عوامل فرسایش جنبش اعتراضی ایران – بازدارندگی بیرونی و پراکندگی اپوزیسیون

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

در تحلیل فروکش‌کردن اعتراضات اخیر ایران، نقش رضا پهلوی و دونالد ترامپ را می‌توان به‌روشنی به‌عنوان عوامل بازدارنده سیاسی و روانی بررسی کرد؛ عواملی که نه از مسیر سرکوب مستقیم، بلکه از راه تضعیف انسجام، فرسایش امید و انحراف مسیر اعتراضات عمل کردند. در کنار این دو، پراکندگی و چندپارگی اپوزیسیون خارج‌نشین نیز به‌عنوان یک عامل ساختاری، به این روند دامن زد.

اعتراضات اخیر ماهیتی خودجوش، افقی و ضداقتدارگرا داشت و نیروی آن از نبود رهبری متمرکز و تمرکز بر مطالبات ملموس اجتماعی و سیاسی ناشی می‌شد. در چنین شرایطی، ورود رضا پهلوی و تلاش او برای معرفی خود به‌عنوان رهبر یا نماینده دوران گذار، به‌جای تقویت جنبش، باعث شکاف در میان معترضان شد. او بدون داشتن پایگاه مؤثر و سازمان‌یافته در داخل کشور، کوشید از بیرون نقش رهبری ایفا کند؛ امری که بخش‌هایی از بدنه معترض را که نسبت به بازتولید هر شکل از اقتدار، از جمله سلطنت، حساس بودند، دلسرد کرد. هم‌زمان، تمرکز رسانه‌ای بر او باعث شد انرژی جنبش به‌جای پیگیری مطالبات مشترک، صرف جدل‌های هویتی و سیاسی شود.

این مسئله در بستری گسترده‌تر از پراکندگی اپوزیسیون خارج‌نشین معنا پیدا می‌کند. نیروهای متکثر خارج از کشور، از سلطنت‌طلب تا جمهوری‌خواه، از چپ تا لیبرال، نه‌تنها فاقد برنامه و سازوکار مشترک بودند، بلکه اغلب در رقابت‌های فرساینده و منازعات شخصی و رسانه‌ای گرفتار شدند. این چندپارگی پیام‌های متناقضی به داخل مخابره کرد و به‌جای ایجاد پشتوانه سیاسی منسجم، تصویر اپوزیسیونی سردرگم و ناتوان از توافق حداقلی را تقویت کرد. نتیجه آن بود که معترضان داخل کشور نه نمایندگی روشنی دیدند و نه افق قابل اتکایی برای تداوم کنش جمعی.

این وضعیت همچنین به حکومت امکان داد روایت امنیتی خود را تقویت کند. اعتراضات اجتماعی به‌سادگی با برچسب «پروژه خارجی» یا «بازگشت سلطنت» معرفی شد و پراکندگی اپوزیسیون خارج‌نشین این روایت را باورپذیرتر کرد. این امر هم توجیه سرکوب را آسان‌تر کرد و هم هزینه مشارکت را برای بخشی از جامعه بالا برد. فراخوان‌هایی که از بیرون و بدون پشتوانه عملی در داخل صادر می‌شدند نیز به‌تدریج به سرخوردگی و افت روحیه انجامیدند.

در کنار این عوامل، نقش دونالد ترامپ به‌عنوان بازدارنده خارجی قابل توجه است. لفاظی‌های تند و تهدیدهای مبهم او این تصور را ایجاد کرد که حمایت یا مداخله‌ای خارجی در راه است. این انتظار، اعتراضات را وارد وضعیت تعلیق کرد و ابتکار عمل داخلی را تضعیف ساخت. هنگامی که این تهدیدها به اقدام واقعی تبدیل نشد، نتیجه نه تقویت جنبش، بلکه ناامیدی و فرسایش روانی بود. هم‌زمان، اظهارات ترامپ ابزار تبلیغاتی مؤثری در اختیار حکومت گذاشت تا اعتراضات را به دشمن خارجی پیوند بزند.

در مجموع، رضا پهلوی با مصادره نمادین جنبشی که نه او را نماینده خود می‌دانست و نه به رهبری تحمیلی نیاز داشت، دونالد ترامپ با بلوف سیاسی بدون تعهد عملی، و اپوزیسیون خارج‌نشین با پراکندگی و ناتوانی در ایجاد اجماع، هر یک به‌گونه‌ای متفاوت اما هم‌راستا به بازدارندگی اعتراضات کمک کردند. در حالی که عامل اصلی فروکش‌کردن اعتراضات در سرکوب داخلی ریشه داشت، این عوامل بیرونی نیز با تضعیف انسجام، ایجاد شکاف در بدنه معترض و فرسایش امید جمعی، مسیر عقب‌نشینی تدریجی جنبش را هموار کردند و آن را از کنش فعال خیابانی به وضعیتی از انتظار منفعل، سردرگمی سیاسی و فرسودگی روانی سوق دادند، جایی که انرژی و ابتکار عمل معترضان به تدریج کاهش یافت و امید به تغییر ملموس به شکل قابل توجهی تحلیل رفت.

در نهایت، تجربه اعتراضات اخیر بار دیگر نشان داد که بدون حداقلی از همبستگی، هماهنگی و توافق بر سر اصول مشترک، اپوزیسیون قادر نخواهد بود نقشی مؤثر و پشتیبان برای کنش‌های داخلی ایفا کند. همبستگی به‌معنای حذف تفاوت‌ها یا انکار تکثر نیست، بلکه مستلزم پذیرش این واقعیت است که رقابت‌های زودهنگام بر سر رهبری، هویت یا آینده قدرت، در غیاب جنبشی پیروز، تنها به تضعیف نیروهای معترض و بازتولید بن‌بست می‌انجامد. اپوزیسیون، به‌ویژه در خارج از کشور، اگر نتواند از منطق تفرقه، خودمحوری و منازعه عبور کند و بر حمایت عملی از مطالبات واقعی جامعه داخل کشور تمرکز یابد، نه‌تنها به نیرویی برای تغییر بدل نخواهد شد، بلکه ناخواسته به یکی از عوامل فرسایش امید و تعمیق انسداد سیاسی تبدیل می‌شود.

“شهلا صفایی”

هفدهم ژانویه ۲۰۲۶

مطالب مرتبط با این موضوع :

یک پاسخ

  1. آقائی به نام اروند امیرخسروی در ساین گویا صفحه نخست نوشته هائی را به طرفداری بی قید و شرط از آقای رضا پهلوی نوشته و من از این گوشه جهان در مرز ایران و ترکیه و بنا بر معرفی و سفارش یک هممیهن توانستم با وای فای همنوعان ترک اینترنت داشته باشم و توانستم پاسخی به آقای اروند بدهم. کپی آنرا در اینجا میگذارم. اگر کسی خواست اصل مطلب را ببیند باید برود در سایت gooya.com همان صفحه نخست پائین صفحه دو سه نظری که هست را بخواند.
    و اما

    امیدوارم گویا این نظر مرا از مرز ترکیه بپذیرد و منتشر کند. دوستان میگویند که همه نظرات را گویا منتشر نمی کند، شاید این نظر را منتشر کرد.
    
    جناب اورند امیرخسروی شهرام بدیعی سخن روشنی دارد ،
    شما و دوستان سلطنت طلبتان باید پادشاهی مشروطه خواه واقعی باشید و آنرا مرتب تکرار کنید. شماها گویا مرجع تقلیدتان شاهزاده رضا پهلوی ست. آقای محترم اگر شاهزاد مثلا به جای اینکه به ترامپ گفت شما رهبر هستید و یا رهبری هستید، گفته بود «من از همراهی و پشتیبانی شما سپاسگزارم » بهتر نبود ؟! اصلا ترامپ که نادان نیست، این نوع که شاهزاده خود را کوچک میکند، ترامپ ته دلش میگوید : ببین ما روی چه کسی حساب باز میکنیم ! جناب اروند آخر شما یک ذره از خودت هم مایه بگذار، البته برای مایه گذاشتن باید سرمایه ای داشت، امیدوارم داشته باشی ! شما اصلا وقتی میگوئی «جاوید شاه» معنیش درست همانند الله اکبر است. وقتی میگوئی جاوید شاه اصلا دیگر نمی توانی انتقادی بر آن شاه وارد کنی، میشوی مقلد یک مرجع تقلید. شما که ادبیات بلدی و انشایت خوب است باید درس مدارا به دیگر طرفداران شاهزاده بدهی. از همه ی اینها گذشته ایشون در سخنانشان گفته که دارد آماده میشود برود تهران ! پس چی شد !
    من البته طرفدار جمهوری هستم اما معتقدم که جمهوری پادشاهی هم میشود داشت. آما باید درایت داشت. اینهمه بیگناه توسط جنایتکاران کشته شدند اصلا تقصیر حکومت اسلام جنایتکار نیست ! چرا ؟ چون اسلام و تشیع کارشان از ۱۴۰۵ سال پیش تا کنون غیر از جنایت نبوده. پس آنها تقصیری ندارند. اما کسانیکه دل به ترامپ و نتانیاهو بستند و رفتند دست به دامان دیوار ندبه و موسی کلیم الله شدند نوع سخنانشان و نسنجیدن آنچه گفتند و کردند فاجعه بوده و هست. اینک راه حلی غیر از حمله ترامپ به حکومت ملایان و نابودی سیستم حکومت اسلام جنایتکار نیست. دست دراز کردن شاهزاده به سوی جمهوریخواهان و تعهد چندین باره و تکرار آن به طرفداری از مجلس موسسان و رفراندوم و تلفظ وجود جمهوریخواهان حتما میتواند ذره ای به بازماندگان خونهای ریخته شده و جانهای باخته شده دلگرمی بدهد. ایشان باید با صدای بلند بگوید که «جاوید شاه» و مطلقه قلمداد کردن ایشان از نوع «رهبر فقط خمینی» بپرهیزد و آنرا شجاعانه و پرهیزکارانه بیان کند. اینطور شاید قدری شاه اللهی های فحاش را آرام نگه دارد.
    من البته برای خاندان پهلوی احترام و ارزش قائل هستم.
    
    فرامرز از مرز ترکیه و ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.