بیانیه همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران

بیانیه (۵) شکنجه در ایران: بررسی حقوقی و بهداشتی

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=129790

لینک کوتاه

هم‌میهنان عزیز
جمهوری اسلامی ایران یکی از دیکتاتورهای دنیا است که هیچ نظارت و کنترل بین المللی از زندانهای کشور را نمی پذیرد. کنترل مقامات بین المللی و حقوق بشری از زندان‌ها یکی از قوانین و حقوقی میباشد که در کشورهای جهان باید رعایت شود. عدم رعایت این امر باعث میگردد که دولت های دیکتاتور در رفتار با زندانیان قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته و به هیچکس پاسخگو نباشد.
نبود شفافیت نسبت به وضعیت زندانیان و کشیدن دیوار تاریک به دور زندان‌ها و نپذیرفتن بازرسی مقامات حقوقی جهانی از زندان‌ها خود می تواند گویای رفتار غیر انسانی و خارج از مقررات بین المللی و نافرمانی از آنها باشد.
در این بیانیه دو تن از همسازان کارشناس و متعهد ِ همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران کوشش کرده‌اند بر اساس اسناد و مدارک و شواهد، از نظر پزشکی و بهداشتی و از نظر حقوقی و قوانین بین المللی و همینطور قوانین جمهوری اسلامی وضعیت زندانیان سیاسی ایران را در گزارش زیر بررسی کنند. در خاتمه نظرات و راه حل های همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران را مشاهده خواهید کرد.
در عین حال یادآوری می‌شود که این گزارش برای ارائه به سازمانهای بین المللی و نهادهای حقوق بشری و بهداشتی تنظیم شده و برای آنها ارسال خواهد شد.
بررسی پزشکی و بهداشتی
طبق تعریف سازمان پزشکان جهانی ضد شکنجه «اصطلاح شکنجه به هر عملی اطلاق می شود که به کمک آن درد یا رنج حاد، جسمی یا روانی، عمداً به شخصی برای مقاصد‌ی وارد می شود، از جمله به دست آوردن اطلاعات یا اعتراف از او یا شخص ثالث، مجازات او به خاطر عملی که او یا شخص ثالث مرتکب شده است، که در اثر آن یک درد و رنج حاد جسمی یا روانی از خود در آن شخص باقی می‌گذارد. » شکنجه میتواند اثرات جسمی و به خصوص روحی بسیار طولانی مدت داشته باشد که این نیز هدف شکنجه‌گر می باشد و علاوه بر این قصد ایجاد ترس را هم در جامعه دارد.
کشورهای غربی کنترل مکانیسمی را تقبل کرده اند و تشکیلات دولتی مستقل از قوه قضاییه هر کشوری و هم چنین ارگانهای اروپایی بنا بر قانونهای بین المللی تمام امکانات سلب آزادی شخصی را سیستماتیک کنترل میکنند.
به موجب گزارشهای دریافت شده فراوان از ایران، استفاده سیستماتیک از انواع شکنجه در زندانهای ایران، از جمله همه نوع ضرب و جرح های بدنی، آویزان کردن از سقف، شلاق زدن، شتم و تحقیر کردن شخصی، تجاوز جنسی به زن و به مرد تهدید شخصی و تهدید خانواده، زندانهای انفرادی طولانی مدت بدون هیچ گونه تماس با دنیای بیرون، کمبود یا عدم دسترسی به لوازم بهداشتی یا دارو و درمان برای تخریب جان و روان زندانیان و خانواده آنان، بطور سیستماتیک در جریان است.
به ویژه با شیوع کرونا در زندانها، چندین هزار از مجرمان عادی از زندان مرخص شدند ولی زندانیان سیاسی وعقیدتی نه تنها مشمول بخشنامه ویژه‌ی صادره توسط رئیس قوه قضائیه دائر بر آزادی زندانیان نشدند، بلکه بعد از مبتلا شدن به این بیماری واگیردار خطرناک هم از درمانهای پزشکی محروم ماندند!
در این رژیم غیر انسانی بسیاری از انسانها در اثر بدرفتاری و شکنجه تلف شدند. از جمله، هدی صابر در اثر عواقب شکنجه جان سپرد، روزنامه نگار ایرانی کانادایی، زهرا کاظمی، با ضربه شدید به سر در زندان به قتل رسید. مسئولین با کمال وقاحت بعد از فشارهای چندین نهاد بین المللی گفتند که ضربه مغزی باعث مرگ وی شده است، ولی نمی شود تشخیص داد که آیا یک ابزار سنگین به سر زنده یاد زهرا کاظمی اصابت کرده، یا سر او به یک جسم سنگین برخورد کرده! نوید افکاری زیر شکنجه کتفش شکست و مجبور به اقرار اجباری شد و بنا بر اسنادساختگی با بی توجهی به تمام اعتراضات مدنی در بازداشتگاه مخوفی چون زندان کهریزک اعدام شد که حتی خود شخص خامنه ای هم قادر نبود این جنایات را به شیوه همیشگی خود پنهان نماید.
دکتر رامین پوراندرجانی که شاهد این جنایات در آن زندان شده بود، قبل از افشاگری احتمالی به قتل رسید. تعداد زیادی از زندانیان سابق تحت درمان در مراکز درمانی شکنجه شدگان در سراسر اروپا مانند مازیار ابراهیمی، ایرج مصداقی، هوشنگ اسدی و..شاهدان زنده مانده و از شیوه استفاده وسیع از شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی هستند. خانم نرگس محمدی در کتاب شکنجه سفید با مصاحبه با چندین فعال سیاسی و حقوق بشری در زندان به طور مفصل از شرایط و فشارهای سلولهای انفرادی و بازجویی های بدون دسترسی به وکیل مدافع مستند سازی کردند. گزارش‌های سازمان عفو بین الملل و سخنگوی ویژه سازمان ملل برای ایران نیز حاوی اطلاعات بسیار دردناک از این گونه جنایات جمهوری اسلامی نسبت به شهروندان ایرانی هستند.
شهروندان دو تابعیتی مانند دکتر کامران قادری و دکتر مصاحب بعد از شکنجه با ویدیوهای تلویزیونی در دادگاههای فرمایشی به حبس های طولانی مدت و یا مانند دکتر احمدرضا جلالی به حکم اعدام محکوم شده اند.
بررسی حقوقی
به حیث حقوقی نیز اساس منع شکنجه، حمایت از شخص در برابر استبداد و دولت است.
به موجب اعلامیه جهانی حقوق بشر، هیچکس را نمی توان شکنجه داد یا در معرض رفتار یا مجازاتی ظالمانه ، غیر انسانی و خفت بار قرار داد. این امر قاعده یِ ” منع شکنجه” را بیان می نماید. ممنوعیت شکنجه یکی از ” قواعد آمره” در حقوق بین الملل است و از این جهت اعتباری [ مطلق] دارد و تخلف ناپذیر شمرده می شود. از این بیش میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز همان تاکید اعلامیه جهانی حقوق بشر را بر ” منع شکنجه” دارد.
حال آن که جمهوری اسلامی به این میثاق با ” حق شرط تحفظ” پیوسته است. این شرط ابتناء دارد بر عدم ایفای تعهد نسبت به برخی از مواد و مندرجات این میثاق که در مغایرت با مبانی شرعی است.
همچنین از دیگر اسناد بین المللی و منطقه ایِ مهم، کنوانسیون منع شکنجه و رفتار و مجازات غیرانسانی، خشن و تحقیر کننده مصوب(١٩٧۵) و اجرایی (١٩٨٧) است که در دوره ششم مجلس اسلامی به تصویب رسید. اما شورای نگهبان به دلیل اینکه این امر به صورت”طرح” در مجلس مطرح شده و بار مالی دارد، آن را مغایر با اصل(٧۵) قانون اساسی دانست و از اعلام و تصویب نهائی آن جلوگیری نمود.
فراتر از این اصل(٣٨) قانون اساسی :” هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع را ممنوع دانسته، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست وچنین شهادت، اقرار و سوگند، فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود.”
اما به زبانی ساده تر اصل (٣٨) این قانون را به زعم قانونگذار باید این گونه قرائت کرد:” هرگونه شکنجه ممنوع است مگر اینکه مصوبه یِ مجلس مواردی از شکنجه [تعزیر] را مُجاز بشمارد و به تشخیص شورای نگهبان، آن مصوبه مغایر شرع یا قانون نباشد!” و به ویژه مجمع تشخیص مصلحت نظام آن مصوبه را به ” مصلحت نظام” بداند.
فراتر از این بر مبنای اصل (۴) همین قانون” همه قوانین باید بر اساس موازین اسلامی باشد.”
در انتهای این اصل، نکته ای بنیادی آمده است بدین مضمون” این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و دیگر قوانین و مقررات حاکم است و تشخیص این امر بر عهده یِ “فقهای شورای نگهبان است” و [ نه حقوقدانان] زیرا رصد کردن قانون اساسی با فقهای شورای نگهبان است.پایان سخن
هم میهنان گرامی،
به باور ما همسازی ملی جمهوری‌خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران هرگونه شکنجه با تمام اصول انسانی مغایرت دارد و استفاده از آن در ایران اکیدا و بشدت ممنوع است .
ما بر این باوریم که شکنجه‌گران و همکاران آنان باید و بدون استثنا مورد پیگیری حقوقی قرار بگیرند.
از نظر ما در ایران آزاد آینده، کسانی که تحت آزار و شکنجه قرار گرفته‌اند، نه تنها حق شکایت و رسیدگی به این جنایات را دارند، بلکه بایستی از حقوق لازم برای تامین اجتماعی و بهداشتی برخوردار شوند. همینطور ارگانهای دولتی مستقل با تکیه بر پروتکل استانبول به این جرایم و دادخواهی ها باید رسیدگی کنند.
همچنین نظر به اینکه از جمله حقوق و آزادی های فردی (شخصی) در دادرسی عادلانه، مصونیت از شکنجه است. ممنوعیت شکنجه از زمره حقوق بنیادین و تعلیق ناپذیرِِ بشر محسوب می گردد. قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته است طبق قانون اساسی و اسناد بین المللی که شکنجه را بطور ” مطلق” ممنوع کرده و اجرای آن را تامین نماید. شگفت تر اینکه جمهوری اسلامی” نتوانسته است به استناد قانون اساسی خود تعریفی ” روشن، واضح، بدون اجمال و ابهام از شکنجه ” ارائه دهد.
در حقیقت قانونگذار وظیفه دارد و باید بر مبنای اسناد بین المللی و به ویژه تعریف موسع و شفافی که کنوانسیون منع شکنجه ارائه دهد.
بیش از چهار دهه است که اِعمال شکنجه های قرون وسطایی و حذف فیزیکی/سلب حیاتِ مخالفان مشمول سیاست انکار و تهدید بوده است.
بدین اعتبار و بر اساس آنچه در پیش گفته شد.
١- این نظام به رهبری علی خامنه‌ای و کلیه مسئولان ( قوه قضایی، سازمان امور زندانها و نیروی انتظامی تحت عنوان ضابط دادگستری) که به نحوی در اِعمال و اجرای شکنجه نقش داشته اند، مسئول این جنایات هستند که شامل جنایت علیه بشریت و از زمره جرایم بین المللی بشمار می روند. این افراد باید پاسخگوی جنایتهای انجام شده در جامعه‌یِ ایران و همچنین جامعه حقوقی جهانی باشند. زیرا براساس آنچه در جلسه دادرسی دادگاه نورنبرگ نسبت به محاکمه جنایتکاران نازی اجرا شد، عبارت” مامور و معذور بودن” فاقد اعتبار حقوقی و قانونی است.
٢- در ایرانِ، تدوین یک قانون اساسی با نظام دموکراتیک و لائیک، ضروری است تا قربانیان شکنجه حق اعلام شکایت و دادخواهی را داشته باشند.
با احترام

۸ ماه مارس ۲۰۲۱ -۵
دکتر نیره انصاری، حقوقدان، متخصص حقوق بین الملل و کوشنده حقوق بشر
رئیس “کمیسیون حقوقی” همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران
دکتر سیروس میرزایی، پزشک و متخصص پزشکی هسته ای، کارشناس آثار طولانی مدت شکنجه و کوشنده حقوق بشر،
رئیس “کمیته دانشوران و کارشناسان” همسازی ملی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران
Facebook Comments
نظرات
  1. یوسفیان ر از کرج
    9 مارس, 2021
    پاسخ

    با روزخوش به همه زنان. دختر من می گوید که خانم آموزگار پیری بیانیه داده به آقای جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا! نمی دانم کجاست! او میگوید شعر هم هست و طنز هم هست. پس کجاست.

  2. ز ع از مشهد
    11 مارس, 2021
    پاسخ

    پس این ال قصیده کجاست!؟ مشاعره کجاست!؟ ممنونم. زری هستم از مشهد نام عاریه ای

  3. ظلبه ی سابق از قم
    11 مارس, 2021
    پاسخ

    اینا کین که قصیده میخان، برو از مداح محلتون بپرس یا مسجد سر کوچه تو بخواه. مرگ بر هرچی مذهب و هی چی دعا و هر چی نماز و هرچی قصیده ست. گور پدر امام حسین و حضرت عباس و بقیه. کاشکی عوض سر امام حسین سر عبد الله رو بریده بودن تا اون پیغمبر دمدار محمد ابن رجال رو پس نیندازه. قصیده میخاد. یکیش بهش بده خیر سر محمد و علی و عمر و ابوبکر همه از دم حرومزاده.

  4. امضاء کننده با نام مستعار از ایران
    11 مارس, 2021
    پاسخ

    آقای فرهنگ قاسمی، آقای قاسم شعله سعدی و بسیاری دیگر نام شما در میان امضاء کنندگان : « نه به جمهوری اسلامی» نیست. بفرمائید چرا تا من هم نامم را پس بگیرم.

  5. داش مشتی از میدون شوش تهران
    11 مارس, 2021
    پاسخ

    آقایونا، خانوما نیگا کنین. این قصیده دیگه اینتو نیست
    من فتوکپیشو دارم با موبایلم عکس گرفتم و واسه این و اون فرستادم
    اصل مطلب اینه که این بابا ممد نوریزاد رو دارن میکشنش
    خب بله قبلا با اینا بوده مثل من و تو اما حالا جرآتش و غیرتش گل کرده
    این برا من و تو داره جز میزنه پس باید ازش دفاع بشه
    براش کاری بکنین
    حاج محمدجواد اکبرین
    حاج اکبر گنجی
    حاج رضا علیجانی
    حاج احمد زید آبادی
    مرگ بر اصلاحاطتون
    مرگ بر اسلامتون
    مرگ بر قرآنتون بابا دست وردارین
    لعنت به همشون
    از آدم صفات الله
    تا نوح نیی الله
    تا محمد رسول الله
    تا خمینی روح الله
    تا خامنه ای نجاست الله
    تا مهدی عجل الله

    این اسلام نجس چی بهتون داده که حالا که بندازینش تو خلا از دستش بدین
    آخه بابا اگه هر کی تو خارجه ست طوماری چیزی امضاء بکنه کار این رژیم تمومه
    این ویدیو رو دیدم آتیش گرفتم
    به ایران قسم گریون شدم
    یک آدم درس حسابی آدرس این سایت رو به من داد
    خب اون شانسش گرفت درس خوند ما نخوندیم
    اون شد معلم و ما نشدیم
    اما مام عقل داریم آدمیم
    ادرس ایمیل داریم
    این آقا معلم یک فتوکپیم به هم داد که گفت القصیده رو اینجا کپی کرده
    وجدانن القصیده کارستونه
    خدا پدر نویسندشو بیامرزه
    خدا کنه بروز بشه
    این رفیق ما میگه شب ۳ بار انداختن تو خونش
    بار اول که بارون اومده و کاعذا له شدن
    دوبار آخر درست حسابی بوده
    برا همین یکشو به من داد
    مادرم میگه از ترسشه که میگه انداختن تو خونش
    چوم که ورق آخرش دوباره ورق اولشه
    نمی دونم
    پریشب ما از خنده گلاب به روتان روده بر شدیم
    هی چه آخوند و امام و مداح و طلبه تو روده هامون بود ریخت بیرون
    ویدیو اینجاست

    https://www.youtube.com/watch?v=srzXB2ujHDg

  6. شاهد قدیمی از ایران
    12 مارس, 2021
    پاسخ

    به هر صفحه که رفتم نظری ندیدم، آمدم به این صفحه دیدم نظراتی هست. دلگرم شدم. البته آنچه را می نویسم یک خبر کهنه است اما از آنجا که کسی راجع به آن چیزی ننوشته و نمی نویسد و نمی گوید و اگر هم بگوید آبکی ست. اشاره ام به مصاحبه ی آبکی فرج سرکوهی ست که نهایت حرفش این است که خامنه ای دروغگو ست! این آقا تازه خودش هم نزدیک بوده بکشند! آنچه میگوید وانمودکردن اینکه مخالف است می باشد. بماند! آقای محترم دست کم حالا که رفتی انگلیس حرف بزن! مگر چند سال می خواهی زندگی کنی. محافظه کاری دپر عمق وجودت موج می زند. چرا که در تهع ماجرا تو هم مسلمانی! بدبختی تو و ما هر دو!
    و اما این خبر مال چند سال پیش است که من نوجوان بودم. من خودم دیدم که به فتوای روحانی ده – در چند ساعتی شهرستانی ـ جسد سه زن بهائی را از قبر در آوردند و آتش زدند. داستان از این قرار بود که دختر جوانی در اثر آسم مرده بود او را در کنار خاله و مادربزرگش دفن کرده بودند اهالی باشرف و مسلمان خیرخواه ده نبش قبر کردند و استخوانهای مادربزرگ جسد نیمه پوسیده ی خاله و جسد تازه ی دختر جوان را از قبر بیرون کشیدند و سوزاندند. می خواستند ادمه بدهند و به سراغ قبرهای دیگران بروند اما گوئی چنان به خدا نزدیک شده بودند که بسشان شد و با فرماندهی فرزند یک بازاری یک دبه نفت روی بقایای نیمه سوخته ریختند و دوباره آنها را به آتش کشیدند و بیل کلنگ را با خود بردند و رفتند سراغ خانه ها و کسب و کار آنها و غارت کردند …جالب این بود که یکی از فامیلهای خود من که حالا کافر شده هم در ماجرا دخیل بود و وقتی من به او گفتم آخر مرده که تقصیر ندارد! به من گفت چند سال دیگه می فهمی، برو از حاج آقا…بپرس، حالا داریم میریم سراغ زنده ها. عجب دین نجیب و حنیفی ست این دین اسلام. برای روز زن نوشتم! هممیهن تو چه فکر می کنی؟!

  7. م ر حومه
    12 مارس, 2021
    پاسخ

    رفتم صد جا ranginkaman.com و rangin.kaman.com و rangin-kaman.com و و rangin_kaman.com و پیدا نکردم چون روی ورقه القصیده به پارسی نوشته رنگین کمان دات کام! خب شاید اینجا باشد دوستی گفت باید روی عکس فرهنگ قاسمی صفحه نخست کلید کنیم. کلید زدیم پس کو! در ضمن در آوردن جسد بهائیان از گور و آتش زدن حتا استخوانهای آنها از فریضه های اسلام است. مادر بزرگک و پدر بزرگ این کارها را در کرج دیده اند. اگر کسی دستش به عبدالکریم سروش سید ابراهیم نبوی، عبدالعلی بازرگان و دیگران همه بیشرف می رسد به آنها بابت این اسلام نحسشان تبریک بگوید. دوستان ما آمدیم و القصیده انترینه در احوال آقا رو پیدا نکریم. از حومه تهران ساعت ده دقیقه کم.

  8. از قم
    14 مارس, 2021
    پاسخ

    سایت محترم البته نمی دانم که نوشته ام را منتشر می کنید یانه. اما حاج اکبر گنجی مقاله ای را نوشته و در کشکول گویا انداخته زیر عنوان :. فقها به غصبِ ستمگرانه حکومت و همه تخصص ها پایان بخشند.

    البته ایشون حالشان معلوم است. این آقا میخواهد روحانیون و مداحان را از مرگی حتمی برهاند. می گویم مرگی حتمی چرا که آنها راهی راه غیر از این ترسیم نمی کنند. و چاره ی دیگری را برای ما باقی نگذاشته اند. چرا که همان گربه ای را که وزیر اطلاعات حکومت ضد بشری در مورد ملایان و در ارباط با غرب می گوید در مورد مردم ایران صادق است و این گربه بزودی پلنگ آسا پوست این بیشرفان را خواهند درید. گنجی نوشته:
    «جهان امروز، جهان تخصص است. فقیه از آن نظر که فقیه است، باستان شناس است. یعنی متخصص برساخته های اعراب جاهلی پیش از اسلام ( احکام امضایی فقهی که بیش از ۹۰ درصد فقه را تشکیل می دهند) است.»
    این آقای گنجی خودش را به نادانی نمی زند واقعا نادان است! چرا که تمامی شواهد نشان میدهند که «جاهلیت عرب» ساخته و پرداخته ی اسلامیون و خصوصا شیعیان است. تمامی حفاریها نشان از تمدن عرب پیش از اسلام دارد. زنده به گور کردن دختران دروغ محض است تا چادر سر عایشه سه ساله کردن توسط پیامبر را مائده الهی بنامند. چادر سر عایشه سه ساله کردن در حقیقت پوششی ست بر سر تجاوز و تفخیذ پیامبر بر عایشه سه ساله. (ارجاعتان میدهم به فتوای خمینی در مورد تغخیذ به شرطی عدم وطی که از سیره پیامبر است)
    ایشان برای باز کردن دری نوین به روی روحانیون تفضل می فرمایند که:
    « حکومت در دوران مدرن نیازمند متخصصان علوم انسانی تجربی( سیاست، جامعه شناس، اقتصاددان، برنامه ریزی، حقوق دان، روان شناس، روابط بین الملل، جمعیت شناسی، مدیریت، تاریخ، و…) و علوم طبیعی تجربی است.
    فقیه متخصص هیچ یک از اینها نیست، مگر اینکه فقیهی به دانشگاه رفته و در یکی از این رشته ها تحصیل کرده و متخصص آن رشته شده باشد. با اینکه متافیزیک مسلمین در حوزه ها تدریس می شود، محسن کدیور- که اجتهادش از سوی آیت الله منتظری تأئید شد- به دانشگاه تربیت مدرس رفت و دکترای فلسفه اسلامی اخذ کرد، از راه دین نان نمی خورد و از سال ۱۳۸۸ تاکنون در دانشگاه دوک تدریس می کند. »

    تنها این دین ضد بشری اسلام ناب است کمه هم طب اسلامی دارد، هم علوم اسلامی دارد، هم فلسفه اسلامی. ما هرگز فلسفه مسیحی، فلسفه یهودی یا حتا فلسفه پودائی و زرتشتی و بهائی نشنیده ایم!
    ایشون با ریا و حقه از طرف ایشون شکستهپ نفی می کند و می نویس:
    «…اما فلسفه متافیزیکِی و فقه او به کار حکومت های مدرن تخصص یافته نمی آیند و خودش نیز چنین ادعایی ندارد و از جمهوری سکولار دفاع می کند. ممکن است فقیهی به دانشگاه رفته و دکترای اقتصاد یا دیگر رشته های علوم تجربی انسانی را اخذ کرده باشد. در این صورت می تواند به عنوان یک متخصص در آن حوزه سخن بگوید…»
    ایشون« اسلام هراسی» که واژه ای من درآوردی ست را به جای اسلام هراسناک و آدمنش و ضد بشر بکار می برد.و احکام ضد بشری اسلام را برای آن موقع خوب میداند. و اجرای این احکام ضد زندگی ر ا فقط موجب ناکارآمدی و کج و معوج میداند! می فرماید:
    «اما، با احکام فقهی خشن و موهن اجتماعات ساده قبائلی نمی توان به اداره جامعه مدرن پرداخت. اجرای احکام کیفریِ خشنِ فقهی- که از سوی پیامبر اسلام با اصلاحاتی فقط و فقط برای همان دوران امضا شد- اینک موجب اسلام هراسی می شود. ولی حکومت را نیز ناکارآمد و کج و معوج می کنند. فقه را نباید با حقوق مدرن یکی فرض کرد. این ادعایی به کلی باطل است. حقوق مدرن نیاز حکومت های مدرن است، اما فقه به زیان حکومت ها و جوامع مدرن است…»

    من واقعا متوجه این موضوع شده ام که مومن به این دین نانجیب اگر هزار کلاس هم درس بخهواتند در نهایت تا ته استخوانش ضد بشر است. ایشون نهج البلاغه ای دویس سال پس از سقط شدن علی نوپشته شده را عدالت نامه می نامد. علی ای که کوچکترین جندشی از سربر یدن هزاران نفر ـ طبق گفته ی خود روحانیون بیشرف بیش از صد هزار نفر (در نمدت فقط ۴ سال و ۹ ماه حلافتش سر هفتاد و پنج هزار نفر را شخصا بریده٬ این را مصباح یزدی می گوید و خمینی می گوید فقط در یک نیمروز سر نهصد نفر یهودی بنی قریضه را بریده. در ۲۳ سال علی دشتی میگوید سر حتا بچه ها و حتا دوست دختر همسن و سال عایشه را هم بریده…). گنجی می نویسد:

    « نهج البلاغه علی بن ابی طالب، عدالت نامه است. شاید روحانیت ادعا کند که ما متخصص عدالت هستیم- که ادعای به کلی باطل است- یا دستکم به دنبال هدف خدا و پیامبر که بسط عدالت و قسط است، هستیم…»
    در هر حال اکبر گنجی، سید ابر اهیم نبوی که در دوره ی زندگی بسیجیش به بسیاری دختران در تهران و کرج تجاوز کرده، عبدالکریم سروش، سروش دباغ، عبدالعلی بازرگان، و بسیاری از اپوزیسیون صادراتی همگی در پی رهانیدن ملایان و مداحان و آیت الله ها و طلاب و آدمکشان و شکنجه گران حکومت ضد بشری اسلام و قرآن و پیامبر پدوفیلیائیش هستند. مردم ایران نباید حتا یک نفرشان را زنده بگذارد. بر جوانان و پیران و دختران و پسران و هر ایرانی با سن و سال است که بداند نباید حتا حتا حتا به یک نفرشان رحم کرد. اینان اشغالگران ایرانند، مفت خواران و مفت گایان مفت زی هایند. اینک کم کم دارند بیدار می شوند که باید نعل وارونه بزنند. نباید حتا یک نفرشان را باور کرد. مردم مسلمان ایران باید اسلام را به عنوان بیماری در خون و روح و روانشان بدانند و در پی معالجه آن برآیند. اولین قدم نابودی ملایان و انواع و اقسامشان از هر نوپع از آیت الله تا ملا و روضه خوان و طلبه است. به امید روزی که ما در ایران چندین عید داشته باشیم عید قرآن سوزان و عید مفاتیح سوزان وعید عمامه سوزان و عید عبا سوزان و عید چادر سوزان داشته باشیم.

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما