فرهنگ و هنر

شعر یکی بود یکی نبود از کاوه ایرانی

11 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=131

لینک کوتاه

بیایم همه با هم باشیم
دوباره سبز سبز باشیم

قلبهامون را یکی کنیم
مشت هامون را گره کنیم

تا همه دست به دست هم
کدخدا را بیرون کنیم

تا همه دست به دست هم
کدخدا را بیرون کنیم

یکی بود یکی نبود
غیر از خدا هیچ کی نبود

یک شب از اون شبهای سرد
سرد و سیه و کینه رنگ

خبر دادند..ای بچه ها
شادی کنید تو کوچه ها

گفتند بهار آمده
نسیمی سبز آمده

تو کوچه ها، پس کوچه ها
رو پشت بوم خونه ها

آفتاب باز در آمده
دست به دست تو کوچه ها

سبز سبز سبز بودیم
شاد و پر از امید بودیم

ولی یه شب از اون شب ها
که کدخدای ده ما

چماق به دست نعره زنان
مهر سکوت به لب زنان

خنجر بغض و کینه شو
فرو کرد تو قلب ما

کجا بهار آمده؟
آفتاب باز در آمده؟

انگار طوفان آمده
سیاهی و غم آمده

حالا دیگه وقتشه که
هم ره و پشت هم باشیم

نه سرخ باشیم، نه آبی
نه رنگ ارغوانی

بیایم همه با هم باشیم
دوباره سبز سبز باشیم

قلبهامون را یکی کنیم
مشت هامون را گره کنیم

تا همه دست به دست هم
کدخدا را بیرون کنیم

تا همه دست به دست هم
کدخدا را بیرون کنیم

 

مرداد ماه

کاوه ایرانی

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما