سنت در خدمت حکومت اسلامی

سنت در خدمت حکومت اسلامی

175
0
SHARE
فرهنگ سازی زیر سایه ملا
فرهنگ سازی زیر سایه ملا

جهانشاه رشیدیان

بطور کلی, سنت گرائی دلبستگی به سنن، باورها، آداب, رسوم، ارزش های کهن و استفاده از ایده های منتقل شده از آنان است. سنت گرا عقیده راسخ دارد که جامعه باید بهر قیمتی تمام ارزشهای سیاسی، اخلاقی و مذهبی سنتی خود را حفظ کرده و نسل اندر نسل انان را منتقل کند. این محافظه کاری و سازشکاری افراطی سنت گرا را دشمن ترقی خواهی, مدرنیسم، ازادی های فردی – اجتماعی می کند, به گمام سنت گرا این آخری “بی بند و باری” محسوب می شود. سنت گرا معتقد است که در سنن مشروعیت تمام نیازهای واقعی جامعه نهفته است، در نتیجه هر انتقادی به سنن غیراخلاقی، بی اساس و نا سالم است.
در نگاه مذهب, سنت گرائی هیچ منبعی را مانند مذهب حقیقی نمی داند. برای سنت گرای مذهبی، حقیقت مطلق از سنت وحی و الاهیات استدلال می شود و در برابر ان خرد باید سر تعظیم فرو اورد.
سنت گرائی در ایران, در وهله اول به دلیل ذوب شدن در اسلام است که برای سنت گرا تبدیل به یک ماهیت می شود. برای برخی، با یا بدون ذوب شدگی در اسلام، میتواند به دلیل ناسیونالیسم، شرق پرستی، تئوری توطئه، و ایدئولوژی باشد٬ که همه انان اتفاقاً اب به اسیاب حکومت اسلامی می ریزند٬ حتی اگر این سنت گرایان در جبهه رژیم نباشند.
سنت گرائی در اسلام, سنت گرا معمولاً بنیادگرا است و لذا با هر اصلاح طلبی بنیادی در احکام اسلام با نگاه شرک و ارتداد می نگرد.هر محقق مسلمان باید اسلام را از نص صریح قران و حدیث های “صحیح” استخراج کند، وگرنه شرک و ارتداد محسوب و تا حد الحاد مجازات می شود. بنیادگرای مسلمان خواستار حفظ محیطی خصمانه با مدرنیسم است و با رشد فرهنگ خردگرائی، برابری زن و مرد، سکولاریسم یا لائیسیته سر ستیز دارد.
اسلام سیاسی این سنتگرائی بنیادگرائی را بهر قیمتی، حتی ترور مخاطی و سر کوب هر دگراندیش، به جامعه تحمیل می کند، در برابر مسیر تکامل و نو اندیشی قرار می گیرد، با هر تحولی که به اصول اسلامی پیوند نداشته باشد دشمنی می کند. خصلت بغایت ارتجاعی بنیادگرائی مانع ترقی، دموکراسی، برابری و احترام به حق طبیعی انسان از تولد تا مرگ در کشور زیر سلطه اسلام سیاسی می شود.
مرتجع به همان مسلمان سنت گرا در حوزه سیاست اطلاق می شود که الگوهای خود را از گذشته می گیرد ولی با استفاده از اهرم قدرت خواستار استقرار انان بهر قیمتی در زمان حال است. اسلام در قدرت، یک رژیم تمامیت خواه یا “توتالیتر” است; از آنجا که مدرنیسم را سدی در برابر اجرای ایده ال های سنتی خود می بیند، چنین حکومتی بر خلاف جهت تاریخ حرکت می کند و لذا ارتجاعی است. از تمام ظرفیتهای مالی، امنیتی، تبلیغاتی و روشنفکران خود فروش استفاده می کند تا از آگاهی جامعه ممانعت و آنرا را در جهل و خرافات فرو برد.
هرچه عمر چنین حکومتی مرتجع بیشتر شود، تضاد او با تکامل انسان آزادی طلب، نواندیش و مدرنیست بیشتر و خشن تر می شود، تا جائی که سنت گرایان رژیم به جنایت کاران یک حکومت توتالیتر تبدیل شده و هر جنایتی علیه دگراندیشان را مشروع می دانند. حکومت در این مرحله٬ نه تنها سه قوه (مجریه، مقننه و قضائیه)، ارتش، پلیس، نهادهای امنیتی و میلیشای ایدئولوژیک خود را علیه دگراندیشان بسیج می کند، بلکه از حربه فرهنگ سازی و مغز شوئی نیز استفاده می کند. عناصر عقیده ساز در اتاق های فکر وجناح های حکومتی “پوزیسیون” پیرامون رژیم جا سازی می شوند تا حتی با نام “اوپوزیسیون” بقای رژیم را محافظت و آنرا یک ضرورت ملی یا تنها سرنوشت مختوم کشور توجیه کنند.
رژیم اسلامی٬ در داخل و خارج٬ هزینه گزافی از ثروت به غنیمت برده ملی را صرف این دستگاه عریض و طویل فرهنگ و عقیده سازی می کند. رژیم از عناصری مذهبی تا خدا نشناس، از عناصر ریشو و محجبه تا افرادی به اصطلاح “فکل کرواتی” و زنان سرپتی در خارج استفاده میکند. چپ، جمهوری خواه، لیبرال, ملی مذهبی، نو اندیش اسلامی تا صلح طلب ضد امپریالیست از جمله عناصر شناخته شده جبهه رژیم هستند. این عناصر مسلماً به اقتضای زمان و تشخیص اتاق های فکر رژیم دگردیس وvبا مدل های دیگری هم وارد گود می شوند.
حد سنت گرائی در حکومت اسلامی بنا به مصالح خود متحول است، برای مثال حکومت بعد از استقرار خود مخالفان سیاسی را با کمک متحدان اسلامی یا غیر اسلامی تصفیه کرد، و در نهایت بعد از اسقرر به تصفیه متحدان مسلمان غیر خودی یا ”منافق“, غیر اسلامی یا اعضای حزب توده و فدائیان اکثریت پرداخت. رژیم پیوسته این روال همکاری ـ تصفیه را ادامه داده است. ولی به دلیل اولویت برای سنت گرائی٬ تصفیه سرنوشت مختوم حامیان نا مسلمان و غیر خودی است. اکثر حامیان بقا و لابی های رژیم در خارج ممکن است با ورود خود به ایران توسط جناح تند رو بازداشت شوند — که معولاً با وساطت جناحی دیگر ازاد و مجدداً به خارج اعزام می شوند, چون رژیم به انان هنوز نیاز دارد. هیچ بعید نیست که در صورت عدم نیاز، این افراد روزی به زندان یا جوغه دار سپرده شوند.
سنت گرائی حکومت اسلامی٫ در صورت نیاز٬ بطور موقت از معیارهای انعطاف ناپذیر و ارتجاعی خود فاصله می گیرد تا به هدف مورد نظر برسد و بر اوضاع مسلط شود, چه بسا عناصر جبهه خود را حمایت مادی کند . کماکان٬ ممکن که این حامیان عقیدتی یا مزدور سپس قربانیان رژیم شوند, بویژه که مهره های سوخته محسوب خواهند شد. سنت گرائی رژیم بی رحمانه حرف آخر را در مورد سرنوشت انان می زند. حلقه رهبری به تدریج کوچکتر و جائی برای مهره های سوخته در این حلقه باقی نمی ماند , به موازات ان حلقه فساد و استبداد بزرگتر می شود. حکومت در این مرحله تا قبل از سقوط به یک سازمان مافیائی با تمام پلشتی تبدیل می شود که هر عضو یا باند مافیا تلاش می کند قبل از سقوط بیشترین سهم را “از غنائم” بدست اورد, حتی به قیمت تصفیه مهره های “سوخته” خود.

سنت در خدمت حکومت اسلامی

بدون نظر

پاسخ دادن