سخن روز

۳۲- سخن روز‎: “رقص ‌ِ زندگی”

9 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=124911

لینک کوتاه

گفتی،

منم،

تنومند درخت،

با شاخه‌های سرکش،

ایستاده،

استوار،

در برابر این روزهای لعنتی.

گفتم آری،

درختی که کاشتم دیروز،

با شکوفایی خود،

مرگ را سیلی میزند امروز،

و زمین و آسمان را،

با برگ‌های سپید،

گل باران می‌کند.

گفتی،

در این هوای ِ پر مرگ،

و در تلاطم های ِ کوبنده‌ی این جنگ،

سخت تر از هر سنگ،

بر هستی و زمان،

تنیده،

نیز نیرنگ،

و نیست،

بانگ‌های شامگاهان،

دلاویز،

و خوش آهنگ.

گفتم،

امید،

سکوت ِ قرنطینه ها را،

می درد.

درخت من

گفتی،

در گوش گل،

از آن زمستان پر آژنگ،

مرا پیامی هست،

فراتر از آواز ِ شباهنگ،

پیامی ز هستی،

ز بودن،

برخاسته از عمیق‌ترین،

شیارهای خاک،

و مهربان ترین،

اشک های آسمان.

گفتم،

نگاه کن،

شور زندگی،

از یکایک شاخه‌هایت،

می جهد.

گفتی،

آورده‌است امسال،

رقصان‌ترین،

گوشواره‌ها را،

زیباتر از هر سال،

تب تب ِ آزادی،

ملودی زندگی را،

می نوازد،

در چرخش ساق‌هایش،

کارمِن

خرامان می‌آید.

گفتم،

گلبرگ های تو،

با پرده‌‌ای سپید،

عطر زندگی را،

بر مهدِ زمین می‌پاشد.

گفتی،

می‌سازم،

ز‌‌ِ زیستن،

و پیشکش میکنم،

ای مهربان،

باغبان من،

سرخ‌ترین ِ سرخ ها را،

از شکوفه‌های،

سپیدترین ْ سپید‌ها.

هشتم آوریل ۲۰۲۰

فرهنگ قاسمی

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما