امروز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰

ساعت ۰۰:۳۱

 
آخرین اخبار

زندگی با همه بدیهایش زیباست

6 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=130052

لینک کوتاه

امین بیات
دکتر منصور بیات زاده 1316-1400

بالاخره ما نفهمیدیم که نویسندگان متن “درسوگ دکتر بیات زاده” از اینکه حد اقل نصف 60 سال مبارزه بیات زاده متعلق به جبهه ملی بوده و در صفوف چپ هم به او سهمی میدهند یا نه.
البته اگر زنده یاد دکتر بیات زاده در قید حیات بود من بخود اجازه نمیدادم که در مورد نظرات و زندگی سیاسیش و نسبت به عملکرد شصت ساله اش اظهار نظر کنم، اما امروز که بهر دلیل موجه و یا غیر موجه، منافع سیاسی عده ای که در دورانهای مختلف در کنار بیات زاده بوده اند و امروز لاف دوستی را با او میزنند و زندگی سیاسی او را سانسور میکنند ، بخود اجازه میدهم که در برابر این توطعه ها بایستم و تنها واقعیت را بیان، کنم .
اولا باید باطلاع عموم امضا کنندگان این متن برسانم که من شاگرد مکتب بیات زاده در کنفدراسیون جهانی و دست پرورده مکتب مارکسیست بیات زاده ، محمود راسخ و فرهاد سمنار بوده ام و به آن نیز افتخار میکنم ، در دورانی که بیات زاده عضو سازمان جنبش مستقل کارگری در ایران بود من نیز پا به پای بیات زاده از اهداف سیاسی آن سازمان دفاع میکردم و خود را عضو جنبش کارگری میدانستم، و زمانی که بدلایل سیاسی بیات زاده از سازمان جنبش مستقل کارگری فاصله گرفت و سازمان سوسیالیستهای ایران را با تعدادی از کادرهای جنبش کارگری تشکیل داد منهم ازبیات زاده فاصله سیاسی گرفتم، اما او همیشه مورد احترام من بود و در نبود او این مسئولیت را احساس میکنم که در برابر کسانیکه در روز روشن شلاق سانسور بدست گرفته اند و بر پیکر بیات زاده که هنوز به خاک سپرده نشده است میزنند و بخشی از زندگی پر بار سیاسی او را آگاهانه بنفع اهداف شوم خود سانسور میکنند و انتقام از بیات زاده میگیرند و با شرم و حیا هم هیچگونه رابطه ای ندارند، آگاهانه ایستادگی، کنم .
در متن “در سوگ دکتر بیاتزاده” آورده شده که، با پیروزی انقلاب 1357 بیاتزاده نیز به ایران باز گشت وعضو جبهه دمکراتیک ملی ایران شد، بدرستی این عضویت هیچگونه شکی نیست، اما پرسیدنی است که دکتر بیات زاده فقط عضویت جبهه دمکراتیک ملی ایران زنده یاد شکرالله پاک نژاد را پذیرفت یا در سازمانهای آن روز چپ در ایران از جمله سازمان جنبش مستقل کارگری نیزعضویت داشت وزمانیکه به خارج برگشت اقدام به تاسیس سازمان هوادار جبش مستقل کارگری درخارج را نمود و پس از مدتی طبق همین نوشته به تاسیس سازمان سوسیالیستهای ایران نیز همت، گماشت.
تا آنجائیکه من بعنوان نزدیکترین فرد به بیات زاده در جریانات کار سیاسی بیات زاده تا این اواخر بوده ام ، ایشان بخش زیادی از زندگی سیاسیش را در طیف چپ دمکرات و مستقل، و درجهت استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی گذراند .
پرسیدنی است که به چه دلایل سیاسی و عقیدتی این دوستان به ظاهر دوست نویسندگان متن “در سوگ دکتر بیاتزاده” بخشی از زندگی پر بار زنده یاد بیات زاده را آگاهانه سانسور کرده اند، چه منافعی برای آنها دارد، چه کسانی از این کردار و رفتار غیر سیاسی و غیر انسانی سود، میبرند .
حتی موضع بنی صدرنسبت به بیات زاد از موضع شما تهیه کنندکان متن مزبورمترقی تر و بی طرفانه تر بود، شرم وننگ برآنهائیکه به واقعیت ها پشت میکنند وشیوه غیر انسانی سانسور را در روز روشن بکار، میگیرند.
حالا اگر فرض را براین بنا بگذاریم که دوستان نویسنده منن نامبرده تمام مبارزات 60 ساله دکتر بیات زاده را به نام جبهه ملی در هامبورگ، ویسبادن،مونیخ و تهران…تصاحب کنند همانطور که بخشی از زندگی زنده یاد محمود راسخ را در آخرین تلاشهایشان بنام جبهه ملی نوشتند، آیا تغییر ماهیتی در جبهه ملی بوجود خواهد آورد، بنظر من نه ، جبهه ملی امروزهم که ازعملکرد 42 ساله جنایتبار جمهوری اسلامی میگذرد، به قانون اساسی ضد بشر جمهوری اسلامی التزام دارد ،و نمیتوان لکه ننگی که رهبران جبهه ملی از جمله دکتر سنجابی در دوران انقلاب و در پاریس به دست بوسی خمینی جنایتکار شتافت و کشور، ملت ایران وانقلاب مردم را دودستی به خمینی سپرد و سر سپردگی خود را ثابت کرد نا به وزارت و وکالت و بلاخره به مقام مرتدی ارتقاء یاببند که البته همه جزء اهداف و برنامه ی کنفرانس گوادالوپ بوده است، خمینی زمانی که از پاریس بیاری عده ای وطن فروش عرب تبار به ایران آمد،علنی گفت این مملکت ازغنائم اسلام است، یعنی ما اعراب ایران را تصرف کردیم و حالا همه چیزش از آن ما است،وطن فروشانیکه دو دستی این خاک را به خمینی تقدیم کردند چه کسانی بودند؟ این دوستان نویسنده ی مرده پرست چطور خودشان را موظف به این دانستند که به بیات زاده درآخرین لحظات خیانت کنند، وبخشی از زندگی سیاسی این بزرگ مرد را سانسور، کنند.
در سایت سوسیالیستهای ایران میخوانیم: آزادی، استقلال، صلح.
” افراد تشکیل دهنده این سازمان از فعالین سیاسی منتسب به چپ مستقل که اکثرا از اعضاء و فعالین قدیمی (جداشده از جبهه ملی) در خارج از کشور بودند، برخی از این افراد همچنین از فعالین ، کوشندگان و کادرهای قدیمی کنفدراسیون جهانی و محصلین و دانشجویان ایرانی- اتحادیه ملی- سازمان دانشجوئی دمکراتیک وضد امپریالیست،مخالف رژیم محمدرضا شاه پهلوی، بودند،که …سازمان وابسته به طیف سوسیالیست-سوسیال دمکرات، وهمچنین خود را بخشی ازنیروهای “ملیون” طیف مصدقی محسوب میدارند”. سخنگوی رسمی سازمان دکتر منصور بیات زاده .
رفیق بیات زاده تشکلهای جبهه ملی ایران در اروپا و آمریکا را اصلا قبول نداشت و حتی یک همکاری کوچک هم در سالهای اخیر با آنها انجام نداد، تشکیلات دکتر بختیار در مونیخ را اصلا به رسمیت نمی شناخت، سازمان جمهوریخواهان موسوم به بیژن حکمت را بکلی جریان انحرافی میدانست، تنها با جبهه ملی در ایران با آقای موسوی درتماس بود، این اصل واقعیت است.
قضاوت با امضاء کنندگان متن ” در سوک دکتربیات زاده” است.
یاد رفیق دکتر منصور بیات زاده گرامی باد.
https://mail.google.com/mail/u/0?ui=2&ik=bb7ff9bb1b&attid=0.2&permmsgid=msg-a:r-2911147972202788905&th=178998e154865636&view=att&disp=safe&realattid=178998c4b6411661444206.04.2021 mainz
مراسم خاک سپاری دکتر بیات زاده در روز جمعه 16 آوریل ساعت 2 و نیم بعد از ظهر در شهر لیمبورگ در
Friedhof Limburg Eschenhofen 16 Spril um 14.30
شماره تلفن تماس 004917684411851

 

iran-emrooz.net | Tue, 06.04.2021, 22:05
در سوگ دکتر منصور بیات‌زاده؛ بیانیه جمعی

شوربختانه با خبر شدیم دوست و هم‌رزم دیرین ما، دکتر منصور بیات‌زاده ۳ آوریل ۲۰۲۱ در ۸۴ سالگی در نتیجه بیماری وخیم سرطان در آلمان درگذشت.
منصور بیات‌زاده در دوران نخست‌وزیری علی امینی که جبهه ملی ایران توانسته بود فعالیت‌های سیاسی خود را از سر گیرد، به جبهه ملی ایران پیوست و پس از سفر به آلمان در این کشور هم‌زمان عضو فعال جبهه ملی ایران و کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور بود. او دکترای خود را در رشته مردم‌شناسی و ژنتیک خون از دانشگاه ماینس دریافت کرد و مدتی نیز در این دانشگاه استادیار پژوهشگر بود.
سفر شاه به آلمان که سبب گسترش هر چه بیش‌تر فعالیت‌های کنفدراسیون گشت، موجب شد تا بیات‌زاده از کار پژوهشی دانشگاهی بگذرد تا بتواند سیاست، یعنی خدمت بی‌دریغ و بی‌پاداش به مردم ایران را به حرفه خود بدل سازد. او چند دوره دبیر فدراسیون آلمان، دبیر کنفدراسیون جهانی و هم‌چنین عضو هیئت اجرائی جبهه ملی ایران در خارج از کشور

با پیروزی انقلاب 1357 بیاتزاده نیز به ایران بازگشت وعضو جبهه دمکراتیک ملی ایران شد. او پس از برگشت دگرباره به آلمان در تأسیس سازمان سوسیالیست‌های ایران نقش فعالی داشت وعضو رهبری آن سازمان بود.
دکتر بیات‌زاده در تمامی سال‌های زندگی سیاسی خویش به دستاوردهای جنبش مشروطه، نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق و هم‌چنین جنبش سوسیال دمکراسی وفادار بود و در همین رابطه همیشه خود را یک سوسیالیست مصدقی می‌نامید.
ما درگذشت او را که رخداد غم‌انگیزی است، به همسر گرامی‌اش خانم لیزل بیات‌زاده، یگانه فرزندش کاوه بیات‌زاده و  به نوادگان، خویشاوندان و دوستانش و هم‌چنین به پیروان نهضت ملی ایران تسلیت می‌گوئیم و یقین داریم که ۶۶ سال مبارزه برای فراروی از استبداد به تحقق ایرانی مستقل، آزاد و دمکراتیک منجر خواهد گشت. راه سیاسی دکتر بیات‌زاده در حافظه تاریخی مردم ایران ماندگار خواهد بود.

Amin.bayat@googlemail.com ، http://www.facebook.com/amin.bayat9

Facebook Comments
نظرات
  1. ن ر از تهران
    19 می, 2021
    پاسخ

    بعد از سرنگونی رژیم وابسته به امپریالیسم شاه توده های زحمتکش جامعه ایران در کنار شخصیت های معروف و وطن پرست آن دوران برای نمونه زند یاد شکرالله پاک نژاد” جبهه دمکراتیک ملی ایران “را تاسیس کردند، و یکی ازمعروفترین آکسیونهای این جبهه تظاهرات علیه حجاب اجباری بود که مورد حمایت نیروهای سیاسی آن دوران قرار نگرفت، و همچنین بعد از سرنگونی ما بین گروههای “کمونیستی” ، “کارگر” ، “چپ” و “وحدت کمونیستی” تشکیلاتی بنام ” اتحاد چپ” بوجود، آمد.

    اصلا شما چپی ها خجالت نمی کشید. صد هزار رحمت به شاه و امپریالیستها. ببینید چه گندی زدید که با حکومت ضد بشری اسلام و محمد تفخیذکار و بچه باز و قاتل همدست شدید. واقعا ایکاش یک رگ در تن و پیکر شما ها می بود. همان بهتر در همان کشورهای امپریالیستی بمیرید تا این نوشته ی احمقانهتان موجب خنده دیگران بشود. شماها که در خوابید. دیگران را می گویم. بیخود نیست پدر تریاکی من در این جنوب تهران در زیر زمین خانه دارد از دود خفه می شود، چرا که هیچ کارگری هیچ برزگری و هیچ فقیری دیگر نخواست چپ بودنش را باور کند. چپ ایران یک کاریکاتور و باعث حجالت چپهای جهان است. اگر در ایران چپی وجود می داشت زمینه ی فعالیتش چنان مهیا ست که در تاریخ نمونه ندارد. اما چپی ها و توده ای ها و چریکها و مجاهدین چنان به ایران و ایرانی خیانت کردند که نمونه اش در تاریخ کمیاب است.
    این شعارهای خیانتکارانه و جاهلانه روی نوارها پدر احمق و خائن من به ایران و ایرانی ست که گاهی گوش می کند.

    خمینی، فدائی، مجاهد، کاگر ، برزگر ـ ما با هم متحد می شویم ـ تا برکنیم ریشه سلطنت!
    شما ریشه ی سلطنت را نکندید! شلوارهاتان را کندید تا به امامت خمینی کل روحانیت و آیت الله ها و طلاب و مداحان بهتان تجاوز جنسی و حیاتی بکنند. و کردند! شما چپها در این کار خارج از انتظارتان موفق شدید! چرا که با همدستیتان سلطنتی پایه گذاری شد که در بیشرفی و نیرنگ و حقه بازی و خوانخواری فقط با خلافت علی خونآشام قابل مقایسه است.
    من در این نیمه ی شب ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه به شما چپی های داخله و خارجه می گویم :
    ساکت ! بروید خجالت بکشید !
    شاه هزار بار از شما چپی ها ایرانی تر بود. چه چپی ها امروز و چه چپی های دیروز !
    من امیدوارم این پدر احمق تریاکی و خائن من که از افراد سرشناس فدائیان و از دوستان روسپی حقیر و نابزرگوار فرخ نگهدار است زنده باشد و بازگشت یک حکومت لائیک سکولار و سوسیال لیبرال دموکرات را ببیند. چرا که همه ی اینها را ایران لازم دارد. و یک پرسش از شماها چرا در چین و کره شمالی و کوبا نرفتید پناهنده شود !؟ مگر نمی گوئی کمونیست هستید و چپی ! عجب دروغگوئید ! همچنانکه بیشرفان اسلام پناه و متشیع هم به جای رفتن به کربلا و نجف و عربستان و سوریه با غارت ایران بینوا رفته اند به لندن و نیویورک و پاریس و اروپا و…و نه به بلا اسلامی که مرگ بر همشان…

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما