مقالات

دعوت به خاکسپاری و یاد بود شادروان ابوالحسن بنی صدر در روز شنبۀ آینده ۲۴ مهر ۱۴۰۰

1 هفته گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=131184

لینک کوتاه

بازگشت همه به سوی اوست
با نهایت تاسف و قلبی آکنده از اندوه، مراسم خاکسپاری بزرگمرد ایران آقای ابوالحسن بنی صدر را به اطلاع کلیه هم میهنان عزیز می رسانیم. بنا به وصیت آقای بنی صدر، ایشان تا استقرار دمکراسی در ایران، بطور امانتی در خارج از کشور به خاک سپرده خواهند شد.
مراسم خاکسپاری ایشان ساعت ۲ و نیم بعد از ظهر روز شنبه ۲۴ مهرماه ۱۴۰۰ برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۲۱ در شهر ورسای فرانسه و سپس،
جلسۀ یادبود آن عزیز از ساعت ۱۸ تا ۲۰ و ٣٠ دقیقه  در سالن Palais des Congrès شهر ورسای برگزار خواهند شد.
همسر: عذرا حسینی؛ فرزندان: فیروزه، زهرا و علی؛ خواهران و برادران؛ خویشان و دوستان و همراهان.
محل خاکسپاری: آرامستان Gonards در ۱۵ دقیقه ای ایستگاه قطار Versailles Chantiers شهر ورسای قرار دارد.
محل دفن، در قطعۀ T آرامستان قرار دارد: 19 Rue de la Porte de Buc, 78000 Versailles
محل جلسۀ یادبود که از ساعت ١٨ شروع می شود: ١٠ Rue de la Chancellerie, 78000 Versailles
برای اطلاع رسانی می توانید با شمارۀ ۰۰۳۳۶۳۱۸۳۴۵۶۷ تماس بگیرید.
Facebook Comments
نظرات
  1. کوروش ر از جنوب شهر تهران
    15 اکتبر, 2021
    پاسخ

    با سلام و تسلیت اما ایشون، آقای ابوالحسن بنی صدر به هیچ وجه بزرگمرد ایران نبود! اگر بود اصلا نیازی نبود که گفته شود. همین که شماها هر جا بتوانید او را بزرگمرد می نامید نشان از بیجا بودن این ادعاست. آقای بنی صدر اصلا شجاعت و شهامت اینرا نداشت که از اسلامش و تشیعش و قرآنش انتقاد کند چه برسد به اینکه از پس این همه جنات این همه کشتار، این همه خیانت این همه غارت و…از آن تبرا جوید. این بدبختی بزرگ تمامی کشورهائی ست که به زور تجاوز و شسمشیر مسلمان شده اند. حتنما این سایت این نظر را منتشر نخواهد کرد. اما بداند که اتفاقا در این مواقع باید محکم گفت که بدبختی بزرگ ایران اسلام و روحانیت هست و است! اما در انقلاب ۵۷ این فوکل کرواتی و یقه سفیدها بودند که پل پیروزی روحانیون و مداحان شدند و بنی صدر البته یکی از پایه های این پل بود. حالا بیخود و بیجهت به جای اینکه ورثه اش سکوت کنند و بگذارند در این دیگ تعفن بسته باشد هی آنرا باز می کنند و به هم می زنند. اینکه پس زمینه اعلامیه با عکس بنی صدر و سبزو سفید و سرخ و بدون شیروخورشید نوشته اند:
    « استقلال آزادی مردم سالاری»
    این دروغ محض است. بنی صدر و همراهان و همفکرانش «جمهوری اسلامی» می خواهند. چرا که بنی صدر هرگز از اسلام و جمهوری اسلامی قطع ناف نکرد. او به قرآن و اهل بیت و قرآن وفادار بود به شمشیر کشی چون علکی و کودک نوازی چون محمد وفادار بود. آدمی به نام حنیف یزدانی نوشته که بنی صدر به آیت الله منتظری بسیار نزدیک بود. کسی نوشته بود که او درست ننوشته اما چرا، او درست نوشته و اما بروید سخنان منتظری را در دقیقه ۱۵ به بعد این ویدیو ببینید.
    الته که همه ی این ویدیو درست و راست است.
    بنی صدر خودش هزار بار گفته که انقلاب اسلامی و یا بهتر بگوئیم حکومت اسلامی در هجرت است. و اصولا اینکه همراهانش گفته اند که جسدش را به امانت در آرلامستان کاخ ورسای دفن می کنند و قرار است پس از هجرت انقلاب اسلامی او را به اسلام آباد ایران ببرند خودش بسیار پر معنی ست. اگر ایشون از اسلامیاتش دست برداشته بود. اگر لائیسیته را در فرانسه آموخته بود. اگر فهمیده بود که چرا حتا یک کشور اسلامی نیست که برود پناهنده اش بشود بی آنکه سرش بریده شود، بی آنکه بهش خیانت شود و…اگر فهمیده بود چرا نمی تواند حتا به عنوان مسلمان برود به مکه زادگاه اسلام و قبله مسلمین جهان و یا کربلا و نجف و اسلام آباد پاکستان و…پناهنده شود، آن وقت میشد گفت که از این دین حنیف بریده. اما چنین نکرد و چنین نشد. بنی صدر و همفکرانش یکی از فرقه های بانی این وضع موجود هستند. من بیش و پیش از اینکه سوگوار مرگ او باشم سوگوار این هستم که در این بیش از ۷۰ سال در اروپا و خصوصا فرالنسه ماندن این آقا از لائیسیته فرانسه هیچ نیاموخت هیچ! و من تقاضا می کنم که این سایت نظر مرا منتشر کند و اگر کرد حتما خوانندگان این ویدیوی منتظری را ببینند تا بفهمند که نه تنها آن حنیف یزدانی بلکه تمامی اصلاحطلبان در مورد آیت الله حاج حسینعلی منتظری دروع شاخدار میگویند. نگاه کنید که منتظری میگوید باید مخالفین را قتل عام کرد و او امام علی را مصدر عدل و عدالت و نجابت میداند که باید از او پیروی کرد. این علی مظهر عدالت چهار هز ار نماز شب خوان و قرآن خوان را که تسلیم شده اند و اسیرند را شخصا در نهروان گردن می زند، یعنی سرمی برد. در تاریخ بشر چنین اعجوبه ی خونخواری غیر از علی وجود ندارد. و حالا ببینید همان نهروانی ها با شیعیان که پیروان علی هستند در قندوز و کابل و هر کجا بتوانند همان می کنند که علی با پدرانشان کرده. این دین، دینٍ ضد بشر و ضد حیات است و شیعه و سنی هم ندارد. همشان هم دارندگان دیگردینها یهودی و مسیحی و بهائی و بودائی و… را می کشند و هم همدیگر را میکشند. آقایان صاحب این سایت نگوئید الان وقت این حرفها نیست. اتفاقا الان وقتش است. در سرانجام کار، هم بنی صدر و بازرگان و یزدی و جبهه ملی و ملی مذهبی و توده ایها ما را دادند بدست ملا مداح و آیت الله و خودشان رفتند به کشور بیدینان پناهنده شدند و نه حتا به یک کشور مسلمان چرا که اسلام و آزادگی و شرافت و انسانی و حق و حقوق و آزادی در تضاد فطری و ماهوی ست. اگر نیست بگوئید در کجاست… . و البته بازهم تسلیت به آمید اینکه ما ایرانیان راه راست و رستگاری را دریابیم.

    آنچه به من ساکن جنوب شهر تهران مربوط میشود میگویم زنده باد کفر و بیدینی.

  2. بهرام نام مستعار از تهران
    20 اکتبر, 2021
    پاسخ

    با درود بر خوانندگان دو مطلب را که من شخصا به آقای ابوالحسن بنی صدر گفتم را در اینجا تکرار می کنم. یکم اینکه آقای بنی صدر هرگز هرگز دکترای اقتصاد از دانشگاه سربون نگرفته. بروید بررسی کنید. او شاید لیسانس یا فوق لیسانس گرفته بود آگر لیسانس گرفته بود، او برای فوق لیسانس همان چیزی که در فرانسه به آن DEA میگفتند نام نویسی کرده بود و اگر فوق لیسانس گرفته بود برای دکتر که خب انقلاب شد. در هر حال یا نامش را برای فوق لیسانس نوشته بود یا برای دکترا که انقلاب شد. و البته او هرگز خودش خودش را دکتر نمی دانست، اما از اینکه به او دکتر بگویند بسیار خوشحال بود. بدبختانه اگر در میان بازاریها و ملاها و مداحان و طلاب «حاج آقا» و «حاج خانم» بودن ریشه دار یا الکی مد است، در میان دیگران «خانم دکتر» و « آقای مهندس» و «آقای دکتر» ریشه دار یا الکی هم بسیار مد است. و اما بدبختی ایران و ایرانی در این است که روشنفکرانش هم تا مغز استخوانشان مذهبی و شیعی هستند. این آقای بنی صدر چنان در این ۶۰ و ۷۰ سالی که در فرانسه زندگی کرده بود در اسلام و اسلامیاتش غرق بود که هرگز نتوانست لائیسیته فرانسه این دستاورد بزرگ عالم را و عصر روشنائی فرانسه و ولتر و دیدرو و روسو و…را درک کند. تا جائی که دخترش خانم فیروزه بنی صدر در عزا و رسای او سرسپردگیش را به امام حسین برخ کشیده. در صورتیکه تسلط اسلام بر ایران با کشتار حیرت انگیز ایرانیان و تجاوز سیستماتیک همراه بوده، بروید سخنان یک طالب افغانستانی را و یک حجت الاسلام ایرانی یعنی آقای قرائتی را در مورد مجوز تجاوز به اسیر غیر مسلمان بخوانید. این واقعا دردآور است که تازه آقای ابوالحسن بنی صدر«انقلاب اسلامی»ش در هجرت بود و میخواست با هجرتی دیگر یک حکومت اسلامی دوم را به ما هدیه کند. بدبختانه گروه های چپ همانند ملی ها و ملی مذهبی بار و بنه و توشه فرهنگی و علمی لازم را ندارند و دردٍ این دانستن را هم ندارند تا بروندبخوانند و ببینند این دستاوردهای عظیمی که بشر دارد از کجا آمده است. در یک کلام باید گفت که انقلاب ایران که به حق نوعی شورش کور بود منطقه و جهان را به آشوب کشید. ابدا بیراهه نیست اگر بگوئیم که روشن کردن چراغ راه «برخورد تمدنها»ی هانتیگتون را انقلاب اسلامی ایران زد. و البته بیخود نیست که تمامی حملات تروریستی از بیروت گرفته تا ۱۱ سپتامبر و حملات مادرید و لندن و پاریس و نیس و آمریکای لاتین و سربریدنها و قصابی های مسلمانان در اروپا و آمریکا همه و همه از پس ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اتفاق افتاده و حالا تازه اول کار است، منتظر خبرهای هر روزه باشید. اینرا آیت الله های ایران ملاها و مداحان کلیدش را با نام تشیع زدند و نخست مردم ناآگاه و مومن ایران و سپس شیعیان را در هر کجای منطقه و جهان بودند را «بیداری اسلامی » بخشیدند و اهالی تسنن هم از روی چشم و همچشمی و رقابت خوابزده شدند و اینچنین شد که دارد میشود. آقای ابوالحسن بنی صدر حتما نماد بخشی از شکست اندیشه ی راهنما در ایران است. کسی که دهه ها در پاریس و حومه اش زندگی کرد اما هرگز نفوذ اندیشه راهنمای بشری را در ذهن هرمتیک و بسته اش راه نداد. برای همین بنی صدر به خودی خود یک شکست بود. شکستی هم برای خودش و هم برای ما. چرا که او شاید میتوانست با بیرون آمدن از پیله ای که با اسلامیات و تشیعجات دور خودش تنیده بود یک حرک مهمی را یجاد کند، وپ در پاریس مرکز اصلاعات آنهمه ایرانی را بدور یک تشکل ملی میهنی جذب کند. اما زبانش و اندیشه الکن بود. او آنقدر مغرور این پیله و مغرور خویش بود که هیچ روزنه ای را برای ورود نور مدرنیته در اتاق تاریکش ایجاد نکرد. در عین حال خیال می کرد که نبظ سیاست ایران جهان در رگهای اوست که جریان دارد. اینرا من یکبار در جلسه ای با احترام و البته با جسارت به او گفتم و او بسیار از من آزرده شد در پایان از او معذرت خواستم. با اینحال من به صداقت او بسیار احتر ام میگذارم صداقتی که زمینی بود که بر رویش ساختمانی بر اساس اندیشه راهنمای مدرنیته ساخته نشده بود… به نظر من او هرگز اولین رئیس جمهوری ایران نبود. او رئیس همان اداره ای بود که خاتمی که طرفدارانش بسیار هم بیشتر از او بودند آنرا «آبدارچی» می نامید. به امید دانشتن اولین رئیس جمهوری ایران. اینرا بنی صدر با انقلاب اسلامیش در هجرت امضاء و تصدیق می کند. و هم تسلیت به فرزندانش بسیار دوستانه از تهران

  3. میم میم از قم
    20 اکتبر, 2021
    پاسخ

    ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهور ایران، درگذشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایشون اصلا رئیس جمهور نبود. پلکان آخوندیسم بود. بروید عکس کریه پدر عمامه سیاهش را ببیند تا بفهمید که تازه این آقا به سید بودنش هم افتخار می کرده.
    این عنوان شما اصلا درست نیست. اولین رئیس متوهم حکومت اسلامی درگذشت، درست است. اصلا بنی صدر رئیس جمهور ایران نبود که نخستینش باشد. اینرا در و دیوار شهادت می دهند. در ضمن من دست نویسنده نظر آقای بهرام مستعار را میبوسم.

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما