جنگ آمریکا و اسراییل علیه مردم ایران و وظایف مبرم جمهوری خواهان ملی و سکولار لاییک

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

جنگ آمریکا و اسراییل علیه مردم ایران و وظایف مبرم جمهوری خواهان ملی و سکولار لاییک
(آیا گذار از رژیم ولایت فقیه بدون ساختار سیاسی میسر می باشد؟)
مهمان: کیومرث صابغی
مجری برنامه: اسفندیار خلف
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۲۶ فروردین ۱۴۰۵

https://open.spotify.com/episode/5S7zhrFOGC4QNUDlrB2fXl?si=KNEVWytMRS2rlrDonYYLGA

 

مطالب مرتبط با این موضوع :

2 پاسخ

  1. یک درد و یک پیشنهاد !
    خود شما هر دو در این اشتباهتان پا بر جا هستید، چرا که پیشنهادی برذای اجماع و ائتلاف و اتحادد ندارید. فراخوان نابخردانه آقای رضا پهلوی ! شما را نمی شناسم، اما یادتان رفته که همه ی شماها میگفتید رضا پهلوی در ایران طرفدار ندارد، اگر دارد فراخوان بدهد ! خب داد و میلیونها نفر تظاهرات کردند.
    در ضمن شما به اسرائیل اشاره میکنید و مدعی هستید که اسرائیل آمریکا را اداره میکند ! بله، اما چرا اسرائیل اینهمه قدرت دارد، چرا این اسرائیل فقط با چند میلیون جمعیت حتا فرمانده آمریکاست ! چرا شماها تا کنون نتوانستید با فرهنگ و تاریخ و تمدن ایران که از تاجیکستان تا افغانستان و ایران و حتا بخشی از هند و همه ی کردستان و همه آذربایجان می توانید به سوی یک جمهوری یا جمهوریهای ایالات متحد تشکیل شود. و… شما هی سخن از استبداد میگوئید، اما از اسلام چیزی نمی گوئید !
    من همین دوساعت پیش یکی از همسایه هامان که جوان زیبائی بود و از سپاهیان بود و آدم بدی هم به نظر نمی رسید را پس از مدتها بدون دست و پا و با چشمان کور روی صندلی چرخدار دیدم. او او را نشناختم اما بعد به خاط عمویش که همراهش بود شناختم. باید بگویم، واقعا لعنت بر محمد و آل محمد و علی و آل علی و آتش بر قرآن. این جوان را شستشوی مغزیش داده اند. تا من و تو را بکشد. هر کس دیگری هم جای او بود شاید همینکاره می شد. این آقا برادر انسانی ماست. اما حالا نه می بیند و نه راه می رود و نه لمس میکند. صورتش یک دردنامه ای بیش نیست. حتما اگر مرده بود درد و رنجش نه تنها برای خودش بلکه برای خانواده اش هم کمتر میبود.
    و پیشنهاد من واقعیت دادن به این شعارها ست : واقعا مرگ بر اسلام و آتش بر قرآن و لعنت بر محمد و آل محمد و نابود باد روحانیت.
    و ایکاش به جای حمله به تاسیسات حیاتی ایران مدرسه های علمیه و حوزه فیضیه و قبر خمینی ملعون را زده بودند.
    در پایان خوب است که سخنان این آقا به صورت نوشته منتشر بشود. چون کارت اینترنت بسیار گران است و نوشته به محض اینکه اینترنت وصل نیشود روی صفحه می آید و وقتی اینترنت قطع می شود هم باز روی صفحه میماند . اما انگار شما هیچ حساسیتی در این مورد نداشته و ندارید.

  2. خوانندگان این سایت من سخنان مهمان: کیومرث صابغی و مجری برنامه: اسفندیار خلف را شنیدم و فکر میکنم که با مقاله ی پیشنهادی من مکمل هم باشند از شما دعوت میکنم تا این مقاله را زیر عنوان :
    تحلیل جنگ ۴۱ روزه و ضرورت عادی‌سازی روابط ایران و اسرائیل
    به قلم
    عرفان نوربخش
    که در سایت زیتون منتشر شده را بخوانید :
    zeitoons.com/117010?unapproved=56034&moderation-hash=7f547ac33837434eddcd3f9c22b1633b#comment-56034
    و سپس این نظر مرا اگر خواندید و موافق بودید منتشر کنید.
    شاید در تمامی این سالها چنین مقاله و مقوله ای در سایت زیتون اسلامگرا منتشر نشده بود. این اسلامیون فقط چیزهائی نوشته و مینویسند که مبادا و به محمد و قرآن و اهل بیتشان بر بخورد. با این حال حتا در همین مقاله نیز ضدیت با اسرائیل که از ضدیت با یهود ناشی میشود بیان نشده. و ریشه ی این ضدیت با یهود کنکاش نگردیده…
    آیت الله خمینی دستور نابودی اسرائیل را از صحنه روزگار داد و آنرا تاریخی، اسلامی و شیعی معرفی کرد و از این نظر بسیار هم درست است. او گفت که اسرائیل باید نابود شود و آنها را وارثین و نوادگان یهودیان بنی قریظه نامید. رهبر«معظم» انقلاب هم همینطور. حتا او رجای واثق داشت که از تاریخی تا ۲۵ سال آینده اسرائیل نابود شود و من ساعت کوک شده به سوی صفر را خودم در تهران و در دو شهر دیگر دیدم و…
    برای ایرانیان ساکن در ایران و هم ایرانیان خاج نشین مشکل اصلی ایران نه تنها از نظر سیاسی بلکه حتا از نظر عقیدتی و باور، امروز اسلام و تشیع است. حتا برای آنهائی که هنوز مسلمان مانده اند. به این صورت که امروز به نظر من که شوفر تاکسی غیر مجاز هستم و نه تنها سرتاسر تهران و لواسانات و شمیرانات و شهر ری و…. را ۱۷ سال است پنج یا شش روز هفته را می پیمایم، بلکه شمال و جنوب ایران و هم شیراز و تبریز رفت و آمد دارم. بنا بر این دانش و خصوصا رشته ام که جامعه شناسی (در مقطع دکترا که مجبور شدم رهایش کنم !) است واقعا اکثریت مردم از اسلام و بخشی از آنها از اسلام سیاسی بریده اند. از نظر سیاسی – من این موضوع را در جای دیگری نیز نوشتم که شاید ۵ در صد ایرانیان به این رژیم وابسته باشند که اغلب ایدئولوژیکی و اقتصادی و مالی و رانتی ست. از بقیه شاید ۳۵ درصد پادشاهی خواه است و ۳۵ در صد جمهوریخواه و بقیه مردد بین دو جریان و منتظر، تا به یکی از گروهها بپیوندد. برای همین من فکر میکنم که این مقاله که از نظری بسیار معتبر است اما این کمبود را دارد که نامی از اسلام که ایدئولوژی این نظام است و همه بدبختی ما – دست کم در این ۴۷ سال – در آن است مورد بررسی قرار نگرفته است. با اینهمه اگر چه بسیار دیر، اما باید به زیتون، این سایت اسلامی تبریک گفت که جرآت کرده تا چنین مقاله ای را منتشر کند. من نخستین بار نیست که در این سایت نظر مینویسم، یکبار دیگر هم دو سه سال پیش نطری نوشتم که منتشر شد و نطر دیگری که منتشر نشد. در هر حال نوشتم تا دست کم یک نفر آنرا بخواند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.