جلسه بحث آزاد: تختی سرمایه نمادین پهلوانی ایرانی (بخش دوم)

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

نهادهای جمهوریخواه سوسیال دموکرات و سکولار-لائیک ایران
موضوع: تختی سرمایه نمادین پهلوانی ایرانی
همراه با: حسین موسویان، کامبیز قائم مقام و فرهنگ قاسمی
گرداننده جلسه : اسفندیار خلف، عضو نهاد راهبردی حزب جمهوری‌خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۱۵ دی ماه ۱۴۰۲

 

مطالب مرتبط با این موضوع :

انتخابات در جمهوری اسلامی و نگاهی به ساختار جمهوری آینده ایران از دیدگاه سوسیال دموکرات‌های لائیک (بخش نخست)

نهادهای جمهوریخواه سوسیال دموکرات و سکولار-لائیک ایران موضوع: انتخابات در جمهوری اسلامی و نگاهی به ساختار جمهوری آینده ایران از دیدگاه سوسیال دموکرات‌های لائیک (بخش

مطالعه بیشتر

یک پاسخ

  1. آقایان و خانمها شماها کجا زندگی میکنید !! آیا تختی موضوع روز و امروز ماست!
    به خود آئیم !
    و اما کسی بنام نیکروز اعظمی در گویا مطلبی نوشته و من نظری بر آن نوشته ام. آٔدرسش را در پائین صفحه می گذارم.
    این نظر من در مورد مقاله ی اوست، زیر عنوان :«رضاشاه، محمدرضاشاه و گروه‌های واپسگرای اسلامی و چپ»!
    جناب نبکروز اعظمی. همه چیز نسبی ست. البته شما در بسیاری از نکات درست دیده و نوشته اید. اما در یک ساخحتمان نخست باید زمین و زمینه را ساخت. شما خود میگوئید که رضا شاه در پی برساختن تمامیت ارضی ایران بود! خب این یعنی در جنگ بوده! با این وجود در پی کشف حجاب هم بوده. رضا شاه زمام کشوری را بدست گرفته که فقط درصد کوچکی از آن باسواد است! پس نخست باید زیر بنای زیربناها را که خود خام و زمین و مرز است را درست کرد. سپس به مسائیل دیگر پرداخت. با همه الین وجو د رضا شاه به مسائیل دیگر هم میپردازد. ما وقتی با چپهائی که باید مظهر پیشرفت باشند طرف میشویم و مبینیم اینان تا چه اندازه مسلمان و شیعه واپسگرا و خشک و بیمارند. و نمونه اش که مثل یک دمل چرکین و بویناک از پیشانی چپ بیرون می آید از دهان آن «نوجوان» معصوم خسرو گلسرخی بیرون می زند. خسرو گلسرخی یک نمونه منحصر به فرد است که با آن میتوان کل چپ را سنجید. پدر من یکی از آن جرثومه های چپ است. نوعی فاشیسم سرسخت و یک دنده که هیچ زلزله ای نمی تواند تکانش دهد. واقعا باید چندین روانپزشک روی آدمهائی از این دست کار تحقیقی بکنند. من به خاطر پدرم با فاشسیتهای مجاهدینی و فدائیان خلقی و پیکاری آشنا شده ام. اینان واقعا در جهنمی از آتش زندگی میکنند. شما مثلا آدمکش قهار چپینی که هم مسلمان است و هم چپ مثل مسعود رجوی آدمخوار که در ۱۳ سالگی من هر کس لباس نظامی تنش بود برایش واجب القتل بود را با خمینی آدمخوار که آن کشتار حیرت انگیز را با سران نظام شاهنشاهی و بسیاری از چپها و مجاهدین آغاز کرد و به زعم خودش اگر بیگناهی را کشت گفت که اگر بیگناه بوده می رود به بهشت و سپس با فدائیان خلق آدمخوار که کشتار سربازان و درجه داران شاهشنشاهی راحماسه مینامند مقایسه کنید. بعد درمی یابیم که آزادیهای حکومت شاهنشاهی بسیار ارزش داشته و یک روند بوده. روندی که چپهای و ملی ها و مخالفین شاه در حد و قد و قواره ی او نبودند. البته اینها همه شاه و سیستمش را از اشتباه و عدم درک جامعه و غفلت مبرا نمی کند. ببخشید ناتمام است ولی خطرناک هم هست چرا که ار اداره دولتی مطلب مینویسم. بدرود!!! من شبکار هستم و از اداره دولتی در تهران. تکرار کنم که شماها بسیار از مرحله پرت هستید. ایران از هر نظر در حال سقوط است! و شما در مورد تختی جلسه میگذارید!!
    news.gooya.com/2024/01/post-83145.php

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.