جمعه ها با شما بحث آزاد
حزب جمهوریخواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران (عضو رسمی جبهه ملی ایران)
موضوع: چرایی نافرجامی تلاش های آزادی خواهانه در ایران
سخنرانان: محمد رجبلو و حسن نایب هاشم
گرداننده جلسه: اسفندیار خلف عضو نهاد راهبردی حزب جمهوریخواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۸ اسفند ۱۴۰۴
https://open.spotify.com/episode/0I6UyXVpS2UP39mR64g2XT?si=6X_9z4fCTv2gZB0z5idX2Q




یک پاسخ
دیروز از کرج نوشتم و امروز از تهران مینویسم !
این دیدگاه در مورد سخنان حسین رزق است در سایت زمانه !
اگر براتان جالب است بروید و بشنوید و بخوانید :
radiozamaneh.com/882121/
پیش از هر چیز خوب است بگویم که ما چند نفری هستیم و قرار گذاشته ایم تا اگر ما را حکومت اسلام ضد ایرانی و اسرائیل و آمریکا نکشتند هر شب یا هر دو سه روز چیزی را در همین سایت یا جائی دیگر بنویسیم. دوستان من تا کنون چند نظر نوشته اند و من نیز دیدگاهی را ارائه میدهم. به نظر می رسد که این گفتگو یکی از گفنگوهای بسیار مفیدی باشد که سیاست امروز را بر اساس داده ها تجزیه و تحلیل میکند. اما با یک اشکال بزرگ و آن اینکه با همه ی دقیق بینیی که در گفتار حسین رزاق بوده و هست، اما باز هم طبق معمول، نوعی «چپ بینی» تحقیر آمیز نسبت به پادشاهی خواهان روا داشته شده. تا جائی که با وسواس مواظب است تا از آنها نامی هم نبرد. به نظر من حیف ! چرا که ما را دچار نوعی «بد دیدن» و نه بدبینی میکند. ما راهی غیر از به هم پیوستن نداریم. در غیر این صورت پس از این خشونت عریان ما وارد خشونتی دیگر خواهیم شد و آن خشونت جنگی ست که بین جمهوریخواهان و پادشاهی خواهان خواهد بود. من به عنوان کسی که در داخل ایران زندگی میکند و خصوصا جنوب شهر تهران و هم تهرانی ست و هم آستارائی یعنی آذری و هم به خاطر مادرم رشتی و سر و کله زدن با بسیاری ! در این سروکله زدن دارم می بینم که با همه ی خوبی این گفتگو نوعی خشونت پراکنی پنهان و زیر پوستی در ادبیاتی سنجیده نهفته است. و آن نادیده گرفتن «آن دیگری » ست ! که البته همبن را به آسانی میتوان در مورد شاه پرستان و «جاوید شاه» گویان نیز بکار برد !! من در این جنوب شهر تهران که از فقیر و عنی تا باسواد و کم سواد، از همنوعان و برادران و هم میهن های همه ی اقوام و دوستان افعانی و عرب و…وجود دارد، من شاهدم که در اینجا ما مشروطه خواهان و پادشاهی خواهان بسیاری را داریم همچنین ما بسیاری جمهوریخواه داریم. من همینطور که دارم مینویسم، بی آنکه همه پرسی و محاسبه ای انجام شده باشد در ذهنم چنین تداعی میشود که ما حدود ۴۰ درصد پادشاهی داریم و حدود ۴۰ درصد جمهوریخواه، و حدود ۲۰ درصد باقی مانده، منتظر شنیدن حرفهائی هستند که به نظرشان خوب و یا بد، پسندیده و یا ناپسند باشند تا ماجرا را به ۴۰ و ۶۰ درصد برساند. پس آقای رزاق شما که به نظرم صادق و دموکراسی خواه مینمائید خوب است فرای دید شخصیتان به نوعی همه را به هم پیوند دهید. این پیوند به نظر من یک پیوند انسانی و همنوعی ست، نه یک پیوند ایدئولوژیکی. ببینید یک از راههای تولید صلح در جامعه، حتا در برابر یک مهاجم خطرناک جاخالی دادن است، جاخالی دادن یعنی طرف که به من حتا فحش هم میدهد، من با نوعی ادبیات نرم و انسانی او را خلع سلاح و چنانکه دوستی میگوید من او را خلع فحش میکنم. چرا آقای رزاق از این طرفداران پادشاهی خواه با نوعی ارج گذاشتن به آنها، آنها را خلع سلاح نمیکند. آیا نمی شود از آنها دعوت کرد تا مثلا به همین سایت بیایند و با رزاق گفتگو کنند. آقای رزاق که معتقد است رژیم میتوانست هم با مردم گفتگو کند و نکرد، هم میتوانست با آمریکا و اسرائیل گفتگو کند و آنها را خلع سلاح کند و نکرد ! خب بیائید از رضا پهلوی دعوت کنید تا بیاید و با هم گفتگو کنید. خواهید گفت دعوتتان را قبول نمی کند، خیلی هم خوب دوباره ده باره ازش دعوت کنید من از شاهزاده هم میخواهم یک بار و چند بار از دیگران دعوت کند، دعوتها به نظر من در آغاز باید بی سروصدا باشد، سپس با نرمی در جراید شبکه های اجتماعی نیز افشاء شوند. ما هیچ راهی غیر از گفتگو نداریم. در ضمن اینکه نمی شود که عمری همه بگویند رضا پهلوی هزار نفر طرفدار هم ندارد، اگر دارد فرخوان بدهد، بعد که فراخوان داد فریاد بزنند که چرا فراخوان داده و او مقصر بیشتر از ۵۰ هزار قتل عام حکومت است…به نظر من چندین شعار اتحاد شکن وجود دارد که باید فرهیختگان جلوش را بگیرند ! همانند «مرگ بر» ها، مانند ۵۷تی نامیدنها، مانند، شازده نامیدن شاهزاده رضا پهلوی، مانند چپول نامیدنها، باور کنید دوستان، بهترین راه رسیدن به یک توافق و یک اتحاد فقط رقابت در حین دوستی و هممینهی، بیت گروههای سیاسی ست و نه دشمنی پرخاش… شما فقط نگاه کنید آنهمه انجمن جمهوریخواهی که شما هممیهنان خارجنشین ساختید و دو هفته و پنج هفته یا یک سال بعد وا رفتند ! چرا یک نام فراگیر نمی سازید تا همه فقط برای آزادی ایران دور هم جمع شویم ! چرا نمی توانید و نمی توانیم، بیشترین تعداد به دور تمامیت ارصی، پرچم شیروخورشید، (بدون تاج)، لائیسیته و جدائی کامل دین و دولت، احترام به اقوام، دموکراسی و حقوق بشر تا رفراندوم… با احترام و ادبیات سازنده دور هم جمع شویم. باور کنید اگر چنین اتفاقی بیفتد همگی برنده ایم و بازنده دشمنان ایران هستند. و بدانید که چنانکه من در یکی از سایتها در کرج دیدگاهی نوشتم، الان طبق نظر کسی که در وزارت خارجه و پاسپورت و ویزا کار میکند ما با زاد و ولد ۱۳ملیون ایرانی در خارج از کشور داریم. این خارجنشینان که شماها نیز جزوشان هستید اکثریتشان تا کنون در اندیشه و عمل در راستای منافع ایران نبوده اند همگی نوعی ایدئولوژیزه شده هستند و هستید. اگر فقط در راستای منافع ایران بودند و بودید میتوانستید با این فکر با هم یک اتحاد و یک ائتلاف تشکیل دهید. تظاهرات میلیونی در آمریکا و کانادا و پایتخت های اروپائی تشکیل دهید که در آن هم حسین رزاق باشد هم محمد رضا نیکفر و هم شهریار آهی و هم نمایندگان جمهوریخواه و پادشاهی خواه و… این گونه همگی از هم به طور متقابل خشونت زدائی خواهیم کرد. چرا که ما در وصعیت بسیار خطرناکی هستم ما در خودِ خودِ خودِ خطر هستیم. دوست افغانی تبار من میگوید : بگو که من افغانی تبار از تو ایرانی ترم، چون من تصمیم گرفتم ایرانی شوم و تو در اینجا زاده شده ای. دهداری هستم و صبح برای سایتی از دفتری در کرج نوشتم و اینک در جنوب شهر تهران هستم