بحث آزاد جمعه ها: تنگه هرمز از دیدگاه اقتصادی، حقوقی و سیاسی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

جمعه ها با شما بحث آزاد
حزب جمهوری‌خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران (عضو رسمی جبهه ملی ایران)
موضوع: تنگه هرمز از دیدگاه اقتصادی، حقوقی و سیاسی
سخنرانان : محمد فارسی و Jonathan Pieron
گرداننده جلسه: اسفندیار خلف
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۲۸ فروردین ۱۴۰۵

 

https://open.spotify.com/episode/0GrQ44QsGqQz1opYdgAIAh?si=fc6Lug8WTD-kKqtOdUd0dQ

مطالب مرتبط با این موضوع :

3 پاسخ

  1. تعارفات بی خود و بی مایه و ایرانی بازی در معرفی این بلٓژیکی .
    اما جالب است که یک فرانسه زبان هرموز را درست ادا میکند و نه ایرانی ها ! در حالی که در فرهنگ دهخدا هم آمده که در ابتدا «هرموزد » بوده و کم کم شده هرموز، بعد این عربها بودند که آنرا هرمز کردند. و ایرانیها هم پیروی کردند. آقای فرانسوی مرسی بکوپ

  2. لطفا این مقاله را بخوانید :
    جمهوری اسلامی بار دیگر همان الگوی توافقی را مطرح کرده که همواره آن را ترجیح می‌دهد. آیا ترامپ آن را خواهد پذیرفت؟

    حمید بیگلری* – واشینگتن‌پست، ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

    ارائه یک «راه‌حل نیمه‌تمام و معلق» به تهران این امکان را می‌دهد که از ضرب‌الاجل‌های آمریکا عبور کند، بدون آن‌که اهرم اصلی فشار خود را از دست بدهد.

    من در سال ۱۹۷۶ ایران را ترک کردم. در پنج دهه‌ای که از آن زمان گذشته، شاهد بوده‌ام که دولت‌های مختلف آمریکا تقریباً هر راهبرد قابل تصوری را در قبال جمهوری اسلامی آزموده‌اند: مهار، تعامل، تحریم، عملیات پنهانی و حتی جنگ آشکار. اما هر بار به یک نقطه مشترک رسیده‌اند: رژیمی منسجم‌تر از قبل و مردمی رهاشده‌تر از گذشته. مذاکرات اسلام‌آباد فصل تازه‌ای نیست؛ بلکه اجرای دوباره نمایشی است که واشینگتن بارها روی صحنه برده است.

    سه خطای اساسی این نمایش را تعریف می‌کنند و هر سه همین حالا در حال تکرارند

    نخستین خطا، اعتیاد آمریکا به «افسانه افراد میانه‌رو در رژیم ایران» است. ریاست هیئت جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد بر عهده محمدباقر قالیباف است: رئیس مجلس، فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه پاسداران و رئیس سابق پلیس. او تمام دوران حرفه‌ای خود را در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی گذرانده است. او دیپلماتی نیست که به نظامی تبدیل شده باشد، بلکه یک نظامی است که نقش دیپلمات را بازی می‌کند. با این حال، واشینگتن او را به‌عنوان یک چهره عمل‌گرا و شریک قابل مذاکره پذیرفته و این را نشانه‌ای از جدیت ایران در گفت‌وگوها تلقی می‌کند.

    این نخستین و قدیمی‌ترین خطای آمریکا درباره رژیم ایران است. این نظام «میانه‌رو» تولید نمی‌کند؛ بلکه دو نوع تندرو می‌سازد:

    گروه اول آن‌هایی که حفظ نظام را در تقابل و رویارویی می‌بینند و گروه دوم آن‌هایی که به انعطاف تاکتیکی باور دارند. تمام چهره‌هایی که غرب آن‌ها را «میانه‌رو» نامیده از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی گرفته تا محمدجواد ظریف، علی لاریجانی و اکنون قالیباف در دسته دوم قرار می‌گیرند. آن‌ها مذاکره می‌کنند، امتیاز می‌دهند و به زبان قواعد بین‌المللی سخن می‌گویند، اما هدف‌شان همان است: حفظ جمهوری اسلامی. تفاوت در روش است، نه در هدف.

    شخصی که در اسلام‌آباد واقعاً اهمیت دارد، قالیباف نیست، بلکه احمد وحیدی، فرمانده سپاه، است کسی که اصلاً در اتاق مذاکره حضور نداشت. قالیباف بدون تأیید او قادر به تعهد دادن نیست. آمریکا با «نقاب» مذاکره می‌کند، در حالی‌که «چهره واقعی» در تهران نشسته و نظاره می‌کند که این نقاب چه امتیازاتی می‌تواند بگیرد.

    خطای دوم، ناتوانی در درک راهبرد اصلی جمهوری اسلامی است، راهبردی که می‌توان آن را «ابهامِ مدیریت‌شده» نامید: حفظ عمدی یک مناقشه در وضعیت «نزدیک به حل‌وفصل»، آن‌قدر نزدیک که فشار تحریم‌ها قابل مدیریت بماند و آن‌قدر دور که هیچ محدودیت الزام‌آوری تثبیت نشود. محدودیت‌های غنی‌سازی در توافق هسته‌ای دوران اوباما (برجام) عمداً طوری طراحی شده بودند که تاریخ انقضا داشته باشند؛ به‌گونه‌ای که مهم‌ترین محدودیت‌ها طی یک دهه برداشته شوند، در حالی‌که توان هسته‌ای بلندمدت رژیم ایران حفظ شود و در عوض، امتیازهای فوری اقتصادی به دست آید. امروز نیز ایران آتش‌بس ۴۵روزه را رد کرده و به‌جای آن «مذاکرات دائمی» را پیشنهاد داده است نه به این دلیل که به دنبال صلح دائمی است، بلکه چون مذاکرات بی‌پایان بهترین ابزار برای گرفتن امتیاز بدون تعهد است.

    چرخه سیاسی آمریکا، قابل‌اعتمادترین دارایی راهبردی جمهوری اسلامی است. هر دولت جدید در واشینگتن با این تصور وارد می‌شود که دولت قبلی مسیر را اشتباه رفته است. رژیم ایران فقط صبر می‌کند. ساعتی که آمریکا را تحت فشار می‌گذارد تورم، بازارها، انتخابات به همان شکل تهران را محدود نمی‌کند. در همین حال، مذاکره‌کنندگان ایرانی از یک تاکتیک دو‌متنی استفاده کرده‌اند: در نسخه فارسی طرح ۱۰بندی خود نوشته‌اند که آمریکا «در اصل» حق غنی‌سازی ایران را پذیرفته است؛ اما در نسخه انگلیسی این عبارت حذف شده است. وقتی این تناقض ساعاتی پس از اعلام آتش‌بس آشکار شد، تهران بی‌تفاوت واکنش نشان داد زیرا پیروزی سیاسی داخلی خود را از پیش به دست آورده بود.

    خطای سوم و مهم‌ترین آن‌ها نادیده گرفتن ۹۰ میلیون ایرانی در معادله است. چارچوب مذاکرات اسلام‌آباد، معامله‌ای دوجانبه میان دو دولت است. مردمی که زیر حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند از معترضان کشته‌شده گرفته تا زندانیان سیاسی که حتی در بحبوحه جنگ اعدام شدند، و مردمی که در مقاطعی مرگ رهبر را جشن گرفتند اما سپس شاهد تثبیت قدرت سپاه بودند هیچ جایگاهی در این معامله ندارند.

    این رویکرد به‌عنوان «واقع‌گرایی» معرفی می‌شود، اما در واقع عمیق‌ترین خطای راهبردی است، زیرا منبع اصلی آسیب‌پذیری جمهوری اسلامی را نادیده می‌گیرد. این نظام بیش از آن‌که از بمب‌افکن‌های آمریکایی بترسد، از مردم خود هراس دارد. به همین دلیل، نخستین واکنش آن در هر بحران، سرکوب اعتراضات و قطع اینترنت است. هر سیاستی که رنج غیرنظامیان را افزایش دهد، عملاً به تقویت سپاه منجر می‌شود: تحریم‌ها طبقه متوسط را تضعیف می‌کنند، در حالی‌که سپاه از بازارهای سیاه سود می‌برد؛ حملات زیرساختی نیز حس ملی‌گرایی‌ای ایجاد می‌کنند که حکومت آن را به مشروعیت داخلی تبدیل می‌کند.

    با نادیده گرفتن مردم، آمریکا عملاً همان چیزی را در اختیار سپاه می‌گذارد که بیش از همه به آن نیاز دارد: مذاکره‌ای دوجانبه که آن را به‌عنوان نماینده مشروع ایران تثبیت کند و از فشاری که توان تحملش را ندارد، مصون نگه دارد.

    اصلاح این مسیر پیچیده نیست.

    باید پیش از پذیرش هر توافقی، یک متن واحد و منطبق به فارسی و انگلیسی وجود داشته باشد.

    باید در دل توافق آتش‌بس، سازوکارهای خودکار برای افزایش فشار گنجانده شود تا فرصت تعلل از بین برود.

    و مهم‌تر از همه، مردم ایران باید به‌عنوان یک متغیر واقعی وارد معادله شوند: کاهش تحریم‌ها باید به شاخص‌های ملموس زندگی غیرنظامیان، از جمله دسترسی به اینترنت و توقف اعدام‌های سیاسی، گره بخورد. همچنین منابع بازسازی باید زیر نظر نهادهای بین‌المللی مدیریت شوند، نه بانک‌های تحت کنترل سپاه.

    رابرت گیتس سال‌ها در دولت‌های مختلف آمریکا به دنبال «میانه‌رو ایرانی» گشت. این جست‌وجو از ابتدا اشتباه بود. پرسش اصلی هرگز این نبود که آیا جمهوری اسلامی میانه‌رو دارد یا نه؛ بلکه این بود که آیا آمریکا راهبردی دارد که هم برای حاکمان ایران جدی و اثرگذار باشد، و هم آن‌قدر صبور که بتواند به مردم ایران قدرت بدهد تا در نهایت موازنه قدرت را تغییر دهند؟

    *نویسنده ابن مقاله، حمید بیگلری اقتصاددان و مدیر سرمایه‌گذاری ایرانی-آمریکایی و از شرکای ارشد شرکت ردبرد کپیتال است. او پیش‌تر از مدیران ارشد سیتی‌گروپ بوده و در حوزه اقتصاد سیاسی و روابط ایران و آمریکا به‌عنوان تحلیلگر شناخته می‌شود.

    آدرسش اینجاست !
    news.gooya.com/2026/04/post-108661.php

    این پاسخش را من نوشته ام

    به دید و گمان من این مقاله بسیار درست دیده و نوشته ! حکومت اسلامی فقط برای نابودی ایران آمده همچنانکه که از سال ۶۳۳ میلادی به این سو اسلام عربی در پی نابودی ایران بوده و هست و تا این مردم همچنان به هم سلام کنند و تسلیم شوند تا مورد تجاوز و قتل قرار نگیرند وضع همینطور بوده و هست و خواهد بود. در این که آمریکا و کل غرب همکار حکومت اسلامی هستند اصلا شکی در آن نیست و عصاره ی این مقاله نیز همین را میگوید. شما فقط فکرش را بکنید که برای بازساخت زیر ساختهای تخریب شده هم در ایران و هم در منطقه چگونه بر اختیاج ایرانو منطقه به تولیدات اروپا و آمریکا و کارآفرینی برای آنها کمک خواهد کرد. من در این جا بگویم که یکی از مهمترین همکاران این حکومت اسلام قاتل و ضد ایرانی کسانی بوده و هستند که با برافراشتن پرچم اسرائیل و زانو زدن در برابر نتانیاهو که مورد تنفر غرب و شرق است و فحاشی های اپوزیسیون خارج از کشور به یک دیگر که در ایران هم اثر گذاشت هستند. این به معنی این است که اپوزیسیون خارج از کشور و سرانشان از حداقل بلوغ برخوردار نیستند. در پایان البته ایرانیان با اسرائیل مشکلی ندارند اما چگونه غرب میتواند روی اپوزیسیونی حساب کند که آن اپوپزیسیون روی شخصی شرط می بندد که که مورد تنفر همه ی غرب و شرق و منطقه است. این که خوشحال بشویم که رهبر حرامزاده و سران سپاه اسلام ضد بشر را کشته تا زانو زدن و برافراشتن پرچه او همراه پرچم عزیز شیروخورشید فرق دارد.
    به امید پیوستن اپوزیسیون پادشاهی خواه و جمهوریخواه و چپ و راست که با حدود نیم قرن زندگی در کشورهای دموکراتیک دموکراسی را نیاموخته اند !

  3. نخست بگویم که شماها عقب ماندگان تاریخ هستید و قدرت نو شدن را ندارید. حتا سایتتان در سایت gooya.com هم نیست. اگر باید بابت حضورتان در این سایت پولی بدهید به من بگوئید تا با حقوق شاگرد شوفری براتان پول بفرستم !!! خجالت هم چیز خوبی ست !
    و اما
    یک خبر مهم این است که ماشاء الله شمس الواعظین گفته برای رعایت اوجب واجبات، حفظ نظام نه تنها کروات زده بلکه قرار است همسرش با مینی ژوپ و دخترش مژده شمس الواعظین با پستانهای برافراشته و لبهای باد کرده از سلیکون و شورتک خطی که فقط این خط دو سوراخش را پوشانده در تظاهرات نماز جمعه ی آینده شرکت بکند ! خبرنگار از او پرسیده:
    آیا آن دوخط که دو سوراخ را می پوشاند، خط قرمز نظام است ؟
    ایشان پاسخ داده :
    ما هیچ خط قرمزی نداریم مگر اینکه آن تظاهرات به عادت ماهانه مژده همزمان شود و آن خط قرمز شود !
    متوجه شدی !
    پس این حکومت تا فحاشان و تفرقه افکنان و تجزیه طلبان و پرچم آفرینان را دارد پابرجاست. تا «شورای مدیریت گذار» گُهزار و «شورای ملی تصمیم» و بخوانید تقسیم ایران را دارد این رژیم می ماند ! مگر اینکه فحاشان و کسانیکه هر کس حرف زد و مثل آنها نبود، مرگ برش گفتند. شاهزاده را شازده نامیدند، هر کس با ایشان نبود را «۵۷تی» نامیدند، «مرگ بر سه فاسد» گفتند، «…مرگ بر ستمگر» گفتند و…اگر اینان توانستند در خارج از کشور یک کمیته تشکیل بدهند و فقط برای ایران بدور تمامیت ارضی، پرچم شیرو خورشید (بدون تاج)، احترام به اقوام و لائیسیته مطلق و دموکراسی یک اثتلاف تشکیل دهند برنده ایران و ما نود میلیونی که این آقا ازشان یاد میکند هستیم و بازنده حکومت اسلام ضد بشر خواهد بود. در اینجا به عنوان یک کمک راننده ی کامیون که به خاطر سکته ی پدرم من شبانه روز به او کمک رانندگی میکنم و به سراسر ایران رفت و آمد دارم اعلام میکنم مردم همه ی چیزهائی که نوشتم را میخواهند و اسلام را ضد بشر میدانند و این کم کم سراسری شده و هم
    مرگ بر اسلام و آتش بر قرآن
    شعار همگانی ست
    این نظر خبر را به مهدی نصیری برسانید. تا او هم آنرا تکرار کند و بداند که اسلام در ایران مرده و جسدش در حال متلاشی شدن است !
    کمک راننده کامیون از بلوچستان عزیزم هستم و یادآوری کنم که بزرگی در زاهدان از لآئیسیته و وجوب آن بارها نام برد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.