سیاست

آیا پوتین، ک گ ب، پشت سر نقشه های احمدی نژاد نیستند؟

1 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=117789

لینک کوتاه

 امین بیات

نباید بر هیچ ایرانی صادقی پوشیده باشد که محمود احمدی نژاد که رئیس دو  دوره ریاست جمهوری حکومت اسلامی ایران با حمایت مستقیم علی خامنه ای بود، دارای پیشینه ها، فعالیت های تروریستی، امنیتی و دزدی از اموال مردم، در گذشته بوده است.

مجموعه ای ازفعالیت های تروریستی، امنیتی که احمدی نژاد دردوران قبل از گماشته شدن به ریاست جمهوری، همچنین دردودوره ریاست جمهوریش، انجام داده است، برای دستگاه های جاسوسی غرب، آمریکا و بخصوص روسیه، مورد توجه  بوده است، و او را مهره ای  فاسد برای روز موعود  جهت دست یابی به مخازن نفت، معادن غنی زیرزمینی و حضور در کشور های پیرامون  خلیج  فارس، در نظر داشته اند. غرب- آمریکا و روسیه، برای دستیابی و تسلط  کامل بر ایران با هم در جدال اند، اما از قرار معلوم برگ برنده، در اختیار پوتین، توسط سپاه و خامنه ای، قرار داده شده است.

بطور حتم دستگاه های امنیتی رژیم که خود  دست  پرورده ی مکتب  “ک گ ب”  می باشند، بخاطر ترس خود از حضور بیشتر آمریکا،  با عملکردهای خود شرایط  را برای حضور روسیه  در خلیج فارس، آماده می کنند.

شرایط نابسامانی که جمهوری اسلامی ایران در جامعه  گسترده است، همراه  با اعتراضات  مردم  و جوابگو نبودن به خواست های مردم از یک طرف، و خالی بودن خزانه ی دولت و پیش بینی  تحریم فروش نفت در آینده ی نزدیک از جانب دیگر، خواب از چشم سردمداران رژیم ربوده است.

سپاه متجاوز قدس در سوریه در بن بست  قرار گرفته، نه راه پیش  و نه راه  پس داشته، و آلت  دست دولت پوتین، و مورد معامله ی مابین پوتین و ترامپ قرار گرفته  است. مشاجره ها  آنقدر بالا  گرفته که روحانی از دو ارتش صحبت بمیان می آورد و می گوید دولت بودجه ی مالی ندارد و غربی ها هم می گویند شما باید از دو نیروی نظامی یکی را حذف کنید.

برای تسلط بر ایران سه سناریو موجود می باشند:

اولی:  پوتین و  “ک گ ب”  می باشند. بر اساس اطلاعاتی که در افکار عمومی انتشار می یابد و می توان واقعیت را از لابلای اینگونه اخبار، نوشته ها، و مصاحبه ها از رادیو و تلویزیون های گوناگون استخراج کرد و به این نتیجه رسید که  آقای  پوتین و “ک گ ب”، با استفاده از امکانات بین المللی  و دستگاه ها و نیروهای  دست نشانده و جاسوسی که در ایران داشته و هنوز دارند، و بخوبی از کم  و کیف و چند و چون خروج میلیاردها  دلار سرمایه ی مردم ایران از فروش نفت  توسط آقای احمدی نژاد  در دوران های ریاست  جمهوریشان که به خارج از کشور انتقال داده، مطلع  می باشند، برای رسیدن به امیال سلطه طلبانه ی خود، چه بسا که پیشنهاد همکاری و پشتیبانی به محمود احمدی نژاد داده و به او قول داده باشند که در آینده از او حمایت خواهند کرد، و او را به کاخ پاستور بر خواهند گردانید.

دولت روحانی اخیراً یک میدان نفتی ایران را به یک شرکت روسی واگذار کرده و البته با قرار دادی ننگین ۸۰% متعلق به  روس ها و ۲۰% سهم ایران. دولت فرانسه  نیز یک  چنین قرار دادی با  ایران منعقد کرده است، یعنی عملاً دولت مجبور به حراج مخازن نفتی ایران شده است. همچنین  قرار است بزودی یک نشست اوپک گازی در ایران برگزار شود، که تدارک بستن یک معاهده  سنگین در مورد سرمایه گذاری روسیه در استخراج گاز در ایران، قابل پیش بینی است. و اینگونه قرار دادها، همچون گذشته،  شبیه معاهده های گلستان، ترکمنچای  که منجر به جدایی یک سوم خاک ایران شد، در زمانی انعقاد می شوند که مذاکرات روسیه و آمریکا در باره ی جنگ سوریه و این پیشنهاد که اسد باید قدرت را ترک کند، در جریان اند و حاکمیت  ایران یکی از مدافعان  بشار اسد بوده،  با ارسال  اسلحه  و تا بحال صرف ۱۶ میلیارد دلار پول به بهانه ی  دفاع مقدس  از “حرمین شریفه”، و حضور پاسداران ، در سوریه دخالت مستقیم داشته و برنامه و آرزوی مستعمره ی ایران کردنِ سوریه، عراق و عدن را دارد.

بی جهت نیست که  محمود احمدی نژاد و یارانش،  خواب نما شده  و وعده های دروغین به مردم در جهت اغفال افکار عمومی در هر بزنگاهی می دهند. و این در حالیست که معاون پیشین او به  جرم اختلاس چند صد میلیاردی و تصرف اموال دولتی و…، محکوم  شده و در زندان بسر می برد. البته خود محکوم کنندگان قوه قضائیه نیز در برابر دزدی های حمید بقائی، رئیس کل دزدی ها و اختلاس ها می باشند.

دکتر محمود احمدی نژاد که دو دوره رئیس جمهور ایران شده  و مورد تایید  خامنه ایِ  خود  دست پرورده ی “ک گ ب” بوده، چه بسا که کاندید ریاست جمهوری رژیم ایران یا پشتیبانیِ پوتین باشد؟

باز بودن دست احمدی نژاد در بیان اعتراضات، و بر خوردهای بظاهر ساختار شکنانه ی او با خامنه ای و روحانی،  و برخورداری از میلیارها دلار پشتوانه ی مالی،  شرایط  او را ممتاز تر از هر فرد دیگری کرده است و اگر رو دست نخورد، می تواند مهره ی اصلی پوتین باشد.

دومین سناریو: آمریکا- اروپا و اسرائیل می باشند. در حالیکه ایالت متحده امریکا امروز مجبور است جهان دو قطبی یا چند قطبی را بپذیرد، اما طرح شکست خورده ی خاورمیانه بزرگ، هنوز از دستور کار شرکا، خارج نشده است.

پس از جنگ جهانی دوم، برای بازسازی ژاپن و کشورهای اروپای غربی با کمک امریکا، سازمان ملل متحد،  “صندوق بین المللی پول”  و “بانک جهانی” را تأسیس کردند تا بتوانند از کانال  این  دو مؤسسه ی مالی بین المللی، هر کشوری که در تنگنای اقتصادی قرار گرفت را کمکِ اقتصادی کرده و در عوض آن دولت و ملت را زیر نفوذ دائمی خود در آورد. از جانب دیگر ارتشی به نام” ناتو”، جهت دفاع از اروپای غربی  در برابر شوروی آن زمان تأسیس کردند. همچنین،  توانستند  تجارت جهانی را احیا  کرده  و توسط  “صندوق بین المللی پول”  و با دادن وام به دولت هایی  که  درحال ورشکستگی  بودند،  آنها را برای همیشه  گرفتار وابستگی  به  صندوق   مزبور و اجرای   اوامر استثمارگرانه گردانده و ملت ها را به تحمل ریاضت اقتصادی، مجبور کنند.

“صندوق بین المللی پول” در آخرین گزارشی که انتشار داده، در مورد اقتصاد ایران نظر  داده   و اقتصاد ایران را اقتصادی بحران زده با افزایش نرخ ارز ارزیابی کرده و پیش بینی کرده  که   اگر قیمت ارز به همین روال  افزایش یابد، تورم در اقتصاد ایران از ۱۲% بیشتر خواهد شد. علاوه  بر بانک هایی که تا بحال ورشکسته  شده اند، بسیاری از بانک های  دیگر، ناچاراً  مجبور به  اعلام ورشکستگی خواهند شد، و این در حالیست که رشد اقتصادی در ایران منفی میباشد.

با توجه به داده های فوق، اگر در ایران کارخانجات ورشکسته و بانک های ورشکسته، مدرنیزه نشده و در آنها سرمایه گذاری  نشود،  به درصد  بیکاری،  و فقر روز افزون و گرانی  در جامعه  افزوده خواهد شد. دولت روحانی اعلام می کند که  صندوق دولت خالی است،  و مافیای قدرت، ایران  را به سمت  انفجار می کشاند.  اگر  دولت  نتواند میلیاردها  تومان  وامی که  به افراد  حکومتی  که  بدون هیچگونه پشتیبانی پرداخت کرده را باز پس گیرد، روز به روز اوضاع مالی  و اقتصادی  کشور بدتر خواهد شد. البته همه آگاهند که این وام های پرداختی به عوامل حکومتی تبدیل به یورو و دلار شده  و مدت هاست از کشور خارج شده اند. دولت عملاً ورشکسته و محتاج دریافت وام بین المللی است. این درحالیست که مافیای قدرت و ثروت داخلی، ۲۵% پول کشور را در دست ۶ تعاونی  دولتی در اختیار دارند. بحران  دلار و ارزهای خارجی نیز عرصه را بر دولت  هر روز تنگ تر می کند.  “صندوق بین المللی پول” ،  دقیقاً  ناظر و آگاه  بر وضع  اقتصادی ایران می باشد و  در انتظار  انفجار،  روز شماری می کند. سیاست امریکا و اروپا در قبال ایران امروز چون گذشته نظامی  نیست، آنها  آگاهند که تحریم  و فشار اقتصادی، توانسته ایران را به لبه پرتگاه برساند.

اما رژیم ملاها،  و روحانیت دولتی، بلند زمانیست  که در وحشت هولناک از به ثمر رسیدن ادامه ی انقلاب در ایران برای کسب آزادی و استقلال  که  اوج آن در دیماه ۹۶ بود،  بسر می برد. خواب از چشمان وحشت زده ی اسلامی و دزدان عقل و ثروت ربوده شده است،

اما  آنها،  بجای عبرت گرفتن،  هر روز از جنایت هایی  به جنایت های  دیگر متوسل  شده  و  جان فرزندان عزیزی از ایران و ایرانی با چنگال خون آشام خود، می ربایند، و دیوانه وار بدنبال  اشاعه ی بیشتر خرافات بوده، و در پیِ انتقام، زندان، شکنجه و کشتارند. در آسمان ها، هواپیمای  مسافران را منفجرمی کنند، در خیابان، توسط پاسداران، دراویش را قتل عام می نمایند، و در زندان ها، زنان و جوانان معترض را شکنجه و آزار می دهند.

حکام،  صحنه سازی ها  و سناریوهای مبتذل و دروغین تدوین کرده و یکی پس  از دیگری به  افکار عمومی معرفی می کنند: یکی در زندان خود کشی کرده، دیگری در خیابان به پاسدار و فرد امنیتی و آخوند چپ نگاه کرده، … با پاپوش سازی و توطئه،  مغز علیل دستگاهای  امنیتی وقضات را مشعول کرده است.

از جانبی، حسن روحانی اعلام می کند که اعتراضات مسالمت آمیز آزاد است،  و از جانبی دیگر فرد مبلغ انتخاباتی او  محاکمه و به ۱۸ ماه زندان محکوم می شود. برای فروپاشی اقتصاد ایران، دولت و دستگاه حکومت، چهل سال است که کاردانان و میهن  دوستان را بیکار و اخراج کرده و به  دزدها و نادانان و آخوندها و آخوند صفت ها، پست و مقام داده و کار را به شرایط اسفبار کنونی کشانده اند.

در شرایطی ایران یک سال دیگر خورشیدی را  پشت سر می گذارد که  نشانه ای از تحولات  مثبت اقتصادی و اجتماعی، حتی نسبی، در کشور دیده نمی شود، بلکه داده ها حاکی از رکود هر چه بیشتر اقتصادی  در کل و ورشکستگی های پیاپی است،  به شرایط  ترور و خفقان  و حکومت  نظامی  نیز افزوده می شود.

حاکمیت ارتجاعی و عقب گرای اسلامی، سخت به هراس و تکاپو افتاده، مجبور به اعتراف به شنیدن اعتراض های عمومی شده است. اما، هیچگونه  تدبیری  برای رفع معضلات جامعه  نمی تواند اتخاذ نموده و مردم را دعوت به صبر و حوصله کرده و وعده می دهد که وضع درست می شود. مردم را متوجه خطرهای خارجی که جامعه را تهدید می کنند،  نموده،  و روز به  روز اقدام  به عقب نشینی تاکتیکی در حرف و در عمل کرده و زبان به تهدید گشوده تا به حساب خود جامعه را آرام کند.

شواهد در ایران می گویند که کار “اصلاح طلبان” ، خود بخود  در جمهوری اسلامی-  که  تا  بحال سوپاپ اطمینان رژیم بودند- تمام شده و مفتضحانه ورشکسته شده اند. سیاست رژیم بطور کلی برای ادامه بقای خود به استخاره و از این ستون به آن ستون فرجی، رسیده است. ناتوانی علی خامنه ای و دولت در پذیرش خواسته های مردم  بیشتر آشکار شده است. مردم نباید به  آه  و ناله  و  وعده های دروغین خامنه ای  و روحانی، توجهی  داشته  باشند، آنها  اگر هم در شرایط فعلی  بفرض محال  و بناچار، بخواهند کاری به نفع مردم انجام دهند، نمی توانند به اقتصاد ایران رونق اساسی ببخشند.

معمولاً  در کشوری که  امنیت سرمایه نباشد،  امنیت اجتماعی نیز به  خطر جدی می افتد. زمانیکه دولت، بانک مرکزی، سپاهیان، آخوند ها، با برنامه ی از پیش تعیین شده، ثروت مردم را در بانک ها در روز روشن و در مقابل افکار عمومی جهان، بالا می کشند، و عملاً و رسماً دزدی می کنند، کجا این جامعه می تواند، امنیت داشته باشد.

کارفرمایان در کارخانجات علاوه بر استثمار کارگران، عملاً اقدام به عدم پرداخت  حقوق های معوقه کارگران و اخراج نموده اند. به همراه آنها، دولت اقدام به سرکوب، ارعاب، تهدید، دستگیری، زندان، شکنجه می نماید. تازه،  وزیر راه در جلسه ی  استیضاح خود در مجلس،  افشا کرده که  دولت ۶۵۰ هزار میلیارد تومان بدهی به اقتصاد  دارد، و این ۵۲% تولید ناخالص است. یعنی اکثر کارخانجات  و شرکت های  خصوصی  و دولتی و … ورشکسته  می باشند. چه  پیامی  بهتر از این  برای   “بانک جهانی” و “صندوق بین المللی پول” است. قابل ذکر است که روس ها و چینی ها به ایران بعنوان یک متحد ناپایدار می نگرند. اما روس ها بدون ایران امکان ندارد بتوانند حضور کوتاه مدت و دراز مدت در خلیج فارس و کشورهای پیرامونش  داشته  باشند. در حالی که آمریکا  بدون  ایران حتی در خلیج فارس و منطقه متحد استراتژیک دارد و عربستان سعودی در آمریکا میلیارد ها  دلار سرمایه  گذاری کرده است.

سناریوی سوم:

به نظر من،  سناریوهای  اول و  دومِ بر شمرده  در بالا،  کشاندن ایران  و مردم  ایران  به منجلاب وابستگی در دراز مدت است. وابستگی، تفاوت ندارد، چه تسلط آمریکا، یا اروپا، یا روسیه بر ایران.

دولت ورشکسته و ضد مردمی ایران، اگر به پوتین و روسیه دل بسته باشد که بسته است، حکایت از این چشمداشت رژیم دارد که پوتین و روسیه بتوانند به اوضاع اسفبار اقتصاد ایران کمک  کنند. اما، سخت  دراشتباهند، زیرا روسیه خود با مشکلات عدیده ای روبروست،  و با غرب  و آمریکا  درگیر معامله بر سر بر داشتن تحریم هایش، مسئله ی اوکراین، سوریه و … می باشد و منافع خود را فدای منافع ایرانیان نخواهند کرد.

به نظر من، برای دولت ایران و خامنه ای هیچ راه عاقلانه ای باقی نمانده است و اگر آگاهانه  نمی خواهد با نابودی خود، مردم و زیرساخت های جامعه را نابود کنند و به آتش بکشند،  باید  اقدامات زیرین را به فوریت عملی سازند:

– اعلام ورشکستگی اقتصادی و سیاسی.

– تشکیل یک ارتش واحد از سپاهیان و ارتشیان و برکناری آمران سرکوبگر این دو نیرو و کوتاه کردن دست آنها از اقتصاد ایران.

– کلیه ی نیروهای خود را از کشورهای منطقه به داخل فرا بخوانند.

– تعهد بین المللی بدهند که دخالت در کار خاورمیانه و آفریقا نمی کنند.

– دست از حمایت دولت اسد بر دارند.

– با حزب الله لبنان علاوه بر قطع کمک های مالی، قطع ارتباط نظامی کنند.

– تعهد بدهند که تروریسم بین المللی را حمایت مالی نکرده و خود دست از ترویسم بر دارند. و …

تازه اگر این اقدامات بموقع انجام شده و راه برای برگزاری یک انتخابات آزاد که  خود مردم برگزار خواهند کرد و تشکیل یک مجلس مؤسسان توسط مردم، هموار شود، و نیز دولت و حکومت  اسلامی داوطلبانه انحلال خود را اعلام کرده  و قدرت را در اختیار مردم  بگذارد،  راه  برای  حفظ  تحکیم استقلال کشور باز می شود.

در غیر اینصورت،  مردم با آگاهی  به شرایط  داخلی  و خارجی، اجازه ی مانور و بده  و بستان، به دولت روحانی و خامنه ای، و به روس ها و به آمریکایی ها را نباید بدهند. مردم باید دولت را مجبور به کناره گیری مسالمت آمیز کنند؛ و اگر کناره گیری مسالمت آمیز ممکن نشود، با اعتصابات عمومی و جنبش سراسری رژیم اسلامی را مجبور به واگذاری حاکمیت به خود کنند. زیرا در آینده ی نزدیک دولت با تحریم فروش نفت روبرو شده و آخرین میخ به تابوت دولت روحانی و خامنه ای کوبیده  شده و قدرت های جهانی کشور و مردم را با خاک یکسان خواهند کرد. اینست ماهیت سرمایه وامپریالیسم جهانی.                                                                                                                                         

کشورهای سرمایه داری غرب و آمریکا برای تسلط مجدد بر ایران، در تدارک معرفی یک “کرزای” ایرانی بنام حسن شریعتمداری از گروه 15 نفر رفراندوم میباشند.

اگر ترامپ  به پشتیبانی اروپا یکجانبه  از قرار داد  5+1 “برجام”   خارج  شود،  و با داد و ستد  و نرمش متعادل با روسیه  وارد معامله گردد و فرانسه- آلمان و انگلیس هم با اتحادیه اروپا طرح تحریم جدیدی علیه  برنامه موشکی ایران تدوین کنند، ایران  چه عکس العملی میتواند انجام دهد؟

دکترین  نظامی  پوتین در چهار چوب  روسیه  اخیرا با پشتیبانی  از هم  پیمانان  خود،  پیام  جدیدی  ارائه  داد،  و دیده  میشود  که حرکتهای  مرموزی برای  جانشینی روحانی و استیضای  او در افقی پنهان با عوامل بالای  رژیم  میباشند.                                          

بنظر من بازنده معرکه پیر کفتار انگلیس و خانواده روحانیت وابسته به او میباشد، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی.

سلطنت طلبان نیز در شور و شوق وصف نا پذیری بسر میبرند، و در آینده نزدیک  قرار ا ست  در پاریس  نشستی بزرگ بر گزار شود؟ تا ببینیم  فرزند شاه و مجاهدین خلق در کجای این  سناریو ها  قرا گرفته اند؟

برنده  و آلترناتیو  اصلی  مردم ایران  ( جنبش  زنان-   جنبش  کارگری-   جنبش  دهقانان-  جنبش دانشجوئی- معلمان- بازنشستگان – مال باخته گان- بیکاران و…) میباشند، که در ادامه  انقلاب 57  و با پیروی از  راه مصدق ( استقلال –  آزادی-  عدالت اجتماعی)  در مقابل اهداف  شوم  و سلطه طلبانه بیگانکان از شرف و حیثیت  خود دفاع  کرده وبا حفظ  تمامیت ارضی ایران  جواب  رد  به  غرب ، آمریکا – روسیه خواهند داد.                                                                                                                       

              

Instagram.com/amin.bayat.t4785

Bayat.a@freenet.de

https://www.facebook.com/amin.bayat9

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما