اخبار و گزارشات کارگری (۲۷ خرداد ۱۳۹۶)

اخبار و گزارشات کارگری (۲۷ خرداد ۱۳۹۶)

130
0
SHARE

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو….) است
اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است
– یورش نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دار متقاضیان کار روستاهای آق درە و برجا ماندن چندین زخمی وبازداشت چندنفر!

– اعتراض کارگران شهرداری دلفان نسبت به عدم پرداخت ۱۰ماه حقوق باپهن کردن سفره خالی درخیابان!

– تجمع اعتراضی کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهوازبرای باری دیگر!

– شماره ای دیگرازسریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه پارس قو نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی!

– گزارشی از وضعیت کارگران ایران به سازمان جهانی کار و تشکل های مستقل کارگری جهان

– در رابطه با سازمان جهانی کار و پیگیری شکایات کارگری

– طرح مسایل کارگران هفت تپه در یک صدو ششمین اجلاس ای ال او

– یورش گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی به مجمع عمومی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در ۲۶ خرداد ۱۳۹۱

– حفاری در گرمای سوزان/ شرکت نفتی‌ها می‌گویند قانون اجرا نمی شود

– مطالباتمان پرداخت نشد؛ به گروگانگیری هم متهم شدیم/ معلمان بازنشسته و حق‌التدریسی‌ها در انتظار پرداخت معوقاتِ انباشته

– مرگ یک کارگرساختمانی در قوچان براثرسقوط!

– جان باختن کارگرتعمیر کار کولردرخواف براثرسقوط

یورش نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دار متقاضیان کار روستاهای آق درە و برجا ماندن چندین زخمی وبازداشت چندنفر!

عصر روز پنجشنبه ۲۵ خرداد نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دارمتقاضیان کار روستاهای آق درە یورش آوردند وچندین نفر ازتجمع کنندگان ازجمله چندزن رازخمی وتعدادی راهم بازداشت کردند.

به گزارش منابع خبری محلی که روز گذشته وامروز رسانه ای شد، جمعی از اهالی روستاهای آق درە علیا، آق درە سفلی و آق درە وسط کە در مجاورت معدن طلای آق دره تکاب زندگی میکنند، مدت بیست روز بود کە در اعتراض به بیکاری و عدم بکارگیری آنها در این معدن دست به تحصن و تجمع مسالمت آمیز زده بودند.

یکی از اهالی آق درە که نخواست نامش فاش شود در این بارە گفت:” این معدن در مراتع روستاهای ما واقع شدە است. بیشتر کارگران شاغل در این معدن غیر بومی هستند. فقط چند نفر از اهالی روستاهای ما در این معدن کار میکنند آن هم با قراردادهای فصلی”.

او در ادامە میگوید:” ما به نشانه اعتراض به بیکاری شدید، از بین رفتن مراتعمان و قراردادهای فصلی، دست به تحصن زدیم. اعتراض ما مسالمت آمیز و خواسته هایمان برحق است. در روزهای گذشته چندین نفر از ما به ادارە اطلاعات سپاه فراخواندە شدە بودند و تهدید شدە بودند کە در صورت ادامه تحصن با اتهام اقدام علیه امنیت ملی مواجه خواهیم شد”.

یک شاهد عینی در مورد درگیری نیروهای انتظامی با اهالی آق درە گفت:” آنها برای پایان دادن به تحصن مسالمت آمیز ما، متوسل به زور شدند. زنان میخواستند از این اقدام جلوگیری کنند ولی آنها هر کسی را کە اعتراض میکرد کتک میزدند”.

برپایه همین گزارش، بعد از این واقعه چندین تن از اهالی این روستاها توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدەاند. برخی از بازداشت شدگان بعد از بازجویی و دادن تعهد آزاد شدەاند.

اعتراض کارگران شهرداری دلفان نسبت به عدم پرداخت ۱۰ماه حقوق باپهن کردن سفره خالی درخیابان!

امروز۲۷خرداد،کارگران شهرداری دلفان بار دیگر در اعتراض به عدم پرداخت۱۰ماه حقوق دست به تجمع مقابل فرمنداری زدند واعتراضشان را با پهن کردن سفره خالی درخیابان به نمایش گذاشتند.

 

براساس گزارشات منتشره، کارگران شهرداری دلفان بار دیگر در اعتراض به حقوقی که ماه‌ها پرداخت نشده است مقابل فرمانداری تجمع کردند اما اینبار سفره خالیشان را به خیابان آوردند تا مسئولان بدانند سفره کارگری که ۱۰ ماه حقوق نمی‌گیرد چه رنگ و بویی دارد.

آخرین بار نهم خرداد ماه ۹۶ بود که کارگران شهرداری دلفان برای احقاق حق خود مقابل شهرداری این منطقه تجمع کردند که بار دیگر با وعده پرداخت حقوق در ” روز شنبه” و به امید پرداخت حقوق صحنه را ترک کردند اما این وعده نیز محقق نشد و کارگران دیگر به آمدن هیچ شنبه‌ای امید ندارد و همچنان از گذر زندگی‌های پر از سختی و مشقت دم می‌زنند.

درهمین رابطه:

اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری دلفان دراعتراض به عدم پرداخت۶ماه حقوق!

امروز۹خردادماه، کارگران شهرداری دلفان دراعتراض به عدم پرداخت۶ماه حقوق دست از کارکشیده ومقابل شهرداری این شهر تجمع کردند.

یکی از کارگران شهرداری دلفان به خبرنگاری گفت: کارگران و حتی کارمندان شهرداری دلفان بیش از شش ماه است که حقوق نگرفته‌اند و وعده مسئولان همیشه در حد یک وعده باقی مانده است.

وی افزود: هیچ درآمد دیگری نداریم، شرمنده خانواده شده‌ایم در این ماه رمضان نیز نان خالی هم برای خوردن پیدا نمی‌شود، به نانوایی‌ها هم بدهکار هستیم و دیگر کسی حاضر نیست به ما نان قرضی هم بدهند.

یکی دیگر از کارگران شهرداری دلفان اظهارداشت: امروز کارگران شهرداری دلفان به دلیل عدم پرداخت حقوق معوقه دست از کار کشیدند و در مقابل شهرداری اعتصاب کردند.

وی با اشاره به اینکه برخی از نیروهای شرکتی شهرداری دلفان شش ماه حقوق نگرفته‌اند افزود: حقوق معوقه نیروهای فصلی این شهرداری بیشتر است به طوری که این کارگران حدود ۱۰ ماه است که هیچ حقوقی دریافت نکرده‌اند.

کارگر شهرداری دلفان عنوان کرد: بیش از ۲۵۰ نیروی شهرداری دلفان اعم از رسمی و غیر رسمی حقوق معوقه دارند و پس از گذشت چندین ماه هنوز اقدامی برای پرداخت آن انجام نگرفته است.

وی بیان کرد: امروز شهردار وعده داده است که به زودی حقوق ها پرداخت می‌شود اما دیگر باوری به این وعده‌ها نداریم چون تاکنون وعده و وعید زیادی شنیده‌ایم.

کارگر شهرداری دلفان تصریح کرد: شهردار امروز وعده داده که تا روز شنبه حقوق نیروها پرداخت می‌شود با این وعده کارگران به کار خود بازگشتند اما معلوم نیست این وعده صحت داشته باشد یا نه!

دیگر کارگر شهرداری دلفان گفت: شش ماه حقوق و عیدی‌ام پرداخت نشده است، متأسفانه شهرداری بدهی‌های زیادی دارد و هنوز حقوقی پرداخت نکرده است.

وی تصریح کرد: شش ماه پول اجازه خانه‌ام عقب افتاده است و از آنجا که توان پرداخت پول آب، برق و گاز را نداشته‌ام همیشه اخطار قطع برایمان می‌آید که هر بار با التماس مانع از قطع آن می‌شویم.

کارگر شهرداری دلفان عنوان کرد: زندگی را با مشقت و سختی می‌گذارنیم و هیچ کدام از کارگران چه رسمی و چه شرکتی از این وضعیت راضی نیست. وقتی درآمدی نداشته باشی تا قرض‌هایت را پرداخت کنی آبروریزی است.

وی بیان کرد: برخی حتی پول نان هم ندارند، کسی که زباله حمل می‌کند هیچ پشتوانه‌ای ندارد که سراغ این کار آمده است، متأسفانه اگر اعتراض هم کنیم بدترین کار را به ما می‌دهند، اذیت می‌کنند و اضافه کار را قطع می‌کنند.

کارگر شهرداری دلفان گفت: اگر حداقل حقوق یک یا دو ماه هم پرداخت شود باز می‌توان پول آن را به زخمی از زندگی زود اما متأسفانه حقوق یک یا دو ماه را هم واریز نمی‌کنند.

وی اظهارداشت: ۱۲ سال از جوانی‌ام را برای این کار گذاشتم، اگر سراغ حرفه‌ای می‌رفتم اکنون پیشرفت کرده بودم و این وضع خیلی خراب را نداشتم.

کارگر شهرداری دلفان افزود: امید داشتم کارم درست شود ولی رسمی هم شوم باز امیدی نداریم دنبال این هستیم به شهر دیگر بروم و از این وضعیت خود را نجات دهم.

تجمع اعتراضی کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهوازبرای باری دیگر!

صبح امروز۲۷خرداد، گروهی از کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهواز که طی چند ماه گذشته حقوق نگرفته‌اند؛ مقابل ساختمان مرکزی شهرداری اهواز تجمع کردند.

این کارگران به ایلنا گفتند: حدود ۲۰۰کارگر فضای سبزهستیم که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری « سپهر قلعه گلی» در ناحیه دو منطقه دو شهر اهواز مشغولیم اما در نتیجه بی‌توجه‌ای مدیران این شرکت بابت دست کم دو ماه مزد معوقه از کارفرما طلبکاریم.

به گفته کارگران معترض،شرکت پیمانکاری سپهر قلعه گلی دستمزد ماه‌های فروردین و اردیبهشت آنان را به تاخیر انداخته است .

به گفته آنان ، یکی دیگر از موارد اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری منطقه دو اهواز محدودیت حق اولاد وبیمه خانواده‌های آنان است.

به گفته آنان از قرار معلوم تا پیش از تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده، حق اولاد تنها به دو فرزند از مجموع فرزندان خانوداه‌های کارگری پرداخت می‌شد اما با تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده محدودیت‌های مربوط به پرداخت حق اولاد و بیمه اجباری فرزندان کارگران برطرف شده است و بنابراین دیگر نباید هیچ محدودیتی در پرداخت این مزایای وجود داشته باشد.

در ادامه کارگران معترض تصریح کردند: علاوه بر موارد فوق کارفرما شرکت پیمانکاری بابت چندین سال سنوات از به کارگران بدهکار است.

شماره ای دیگرازسریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه پارس قو نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی!

از ساعت ۸ صبح امروز(شنبه/۲۷ خرداد)،حدود ۱۵۰ نفر از کارگران کارخانه پارس قو در اعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه مطالبات مزدی و مشخص نبودن زمان بازگشایی این کارخانه در محوطه محل کار خود تجمع کردند.

تجمع امروز کارگران پارس قو تا حوالی ساعت ۱۲ ظهر ادامه داشت و کارگران شرکت کننده مانند دفعات بنر و پوستر‌هایی را حمل می‌کردند که در آن به عملکرد کارفرما و سهامداران اعتراض شده بود.

آنها به ایلنا گفتند در شرایطی که مشکلات کارخانه روغن نباتی قو دیگر برکسی پوشیده نیست اما کارفرما همچنان از پرداخت، دستمزد بهمن سال گذشته و مطالبات مزدی اسفند ۹۵، فرودین و اردیبهشت ۹۶ آنها خودداری می کند.

کارگران پارس قو افزودند: در نتیجه آنها در پرداخت هزینه‌های مربوط به پرونده شکایتی که از طرف آنها و علیه کارفرما، حدود دو هفته پیش در دادسری بعثت مطرح شده است را ندارند.

براین اساس گفته می‌شود که هر کدام از کارگران روغن قو حدود ۳ ماه پرداخت نشده (حدود پنج میلیون تومان) طلبکار است که هزینه دادرسی چنین پرونده‌ای دست‌کم حدود ۵۰۰ هزار تومان خواهد بود.

همچنین دفترچه بیمه‌های کارگران روغن قو دو هفته است که تمدید نشده و آنها هنگام مراجعه به مراکز درمانی سازمان تامین اجتماعی به مشکلات بسیاری مواجه شده‌اند.

گزارشی از وضعیت کارگران ایران به سازمان جهانی کار و تشکل های مستقل کارگری جهان

گزارشی از وضعیت کارگران ایران

خرداد ۱۳۹۶

با سلام های گرم

وضعیت کارگران در ایران از جوانب مختلف طی سالیان اخیر رو به قهقرا داشته و تبدیل به یک بحران جدی گردیده است. از نقطه نظر اقتصادی، دغدغه کارگران بیکاری چند میلیونی از یک سو و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر از سوی دیگر است. بطوریکه بسیاری از نیازهای انسانی نظیر تغذیه سالم و مقوی، آموزش، بهداشت، مسافرت و… برای کارگران تبدیل به کالاهایی لوکس و دست نیافتنی شده است. در مورد نیازهای اساسی نظیر خوراک و پوشاک، خانواده های کارگری مجبورند محدودیت های زجر آور را تحمل کنند. دولت برای تعیین دستمزد کارگران حتی حاضر به رعایت قانون کار که تاکید دارد حداقل دستمزد باید نیازهای یک خانواده را برآورده کند نیست. تعرض به دستمزد کارگران به تعیین دستمزد چند برابر زیر خط فقر ختم نمی شود و دولت بطور مستمر با ارائه طرح و تصویب آئین نامه هایی نظیر طرح استاد شاگردی و آئین نامه کارورزی تلاش دارد به بهانه رونق اقصادی و ایجاد اشتغال قیمت نیروی کار را حتی به یک سوم حداقل دستمزد کنونی کاهش دهد، با وجود اینکه دستمزد کارگر بخش ناچیزی از قیمت تمام شده کالاها و خدمات را در برمی گیرد. تعرضات دولتی به معیشت کارگر همچنین از طریق اختیاری کردن بیمه نمودن کارگر توسط کارفرما و گنجاندن آن در طرح ها و آئین نامه های مذکور بطور مستمر پیگیری می شود.

سطح ایمنی و بهداشت کار بسیار پایین است و عدم رعایت ایمنی در کارگاه های صنعتی و ساختمانی کارگران را هر روزه به کام مرگ می برد. حوادثی نظیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو و ریزش معدن زمستان یورت که منجر به کشته شدن چهل وسه تن از معدنچیان شد تنها نمونه هایی شناخته شده از حوادثی است که رخ داده است. این حوادث به دلیل وسعت آن مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و توجه بسیاری را جلب می کند، اما حوادث کار به خصوص در بخش ساختمانی بسیار فراتر از این موارد هستند و روزانه تلفات جانی از کارگران این بخش می گیرد.

دستمزد های ناچیز کارگران ماه ها معوق می شود و مستند به اعتراضات توده ای کارگران کارگاه هایی وجود دارد که پرداخت دستمزد کارگرانش بیش از یک سال معوق شده است و زندگی فقیرانه کارگران را با تباهی مواجه ساخته است. روند معوق شده دستمزد کارگران نسبت به سال های گذشته متاسفانه رشد قابل توجه ای دارد.

در چنین شرایطی که دستمزد کارگران معوق می شود متاسفانه قراردادهای موقت حتی یک ماهه و قرادادهای سفید امضا بسیار رشد داشته است. علاوه بر این تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران سطح امنیت شغلی را نسبت به سال های گذشته بسیار کم کرده و تبدیل به موضوعات بغرنج برای کارگران شده است.

ریشه اصلی تحمیل فقر به کارگران، علاوه بر سیاستهای اقتصادی مدافع کارفرمایان و بازار آزاد نظیر خصوصی سازیها، ممانعت دولت از ایجاد سندیکا و تشکل های مستقل کارگری می باشد. و به همین دلیل راه سازمان دهی کارگران برای دفاع از حقوق شان مسدود شده است. با کارگرانیکه که سندیکا و تشکیلات مستقل خود را ایجاد کرده اند نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان البرز و کانون صنفی معلمان برخوردهای خشن صورت گرفته و کارگران و معلمان پیشرو در سندیکاها زندانی شده و یا از کار اخراج شده اند. فعالین کمیته های کارگری نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. حتی با کارگرانیکه بنابر شرایط بغرنج بوجود آمده برایشان نظیر عدم پرداخت دستمزد چندین ماهه و یا از دست دادن شغل خود تجمعات اعتراضی برگزار می کنند برخورد های پلیسی و قضایی صورت می گیرد. کارگران معدن بافق و معدن چادر ملو و معدن آق دره نمونه هایی از قریانیان برخورد های خشن دولتی هستند. بطور مثال کارگران معدن آقا دره را با احکام قضایی شلاق زدند.

وضعیت معیشتی و حق و حقوق معلمان با شرایط بحرانی روبروه بوده است، از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیمه معلمان علیرغم دریافت هزینه های بالا، خدمات را به شکل مطلوبی ارائه نمی دهد و موارد تحت پوشش آن کامل نیست. تعدادی از معلمان فعال صنفی در شهرهای مختلف به ویژه تهران با اتهاماتی به دور از واقعیت، به انواع مجازات ها از زندان طولانی، تبعید از محل سکونت یا اشتغال، اخراج، انفصال از خدمت و… محکوم گردیده اند. به دلیل کاستی های مختلفی که در نظام آموزشی وجود دارد، سطح کیفی آموزش ازدید معلمان دلسوز ومتخصصین بسیارپایین بوده ودانش آموزان اغلب پس ازدریافت دیپلم، از توانایی های لازم برای ورود به بازار کار برخوردار نیستند. بین آموزه های مدرسه و دانشگاه و همچنین زندگی روزمره هیچ همخوانی ورابطه ای وجودندارد. برغم تاکید اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن آموزش های عمومی، حتی مدارس دولتی ایران نیز دانش آموزان را باروش های گوناگون وادار به پرداخت پول می نمایند و تبدیل به مدارس آزاد شده اند. شهریه ی مدارس آزاد (غیردولتی) بسیاربالاست وعملا شکاف طبقاتی موجود در جامعه را به بخش آموزش منتقل نموده است. معلمان روزمزد با عنوان های گوناگون و دستمزدهای ناچیز به کار گرفته می شوند که همان دستمزد نیز با تأخیرهای فراوان به آنان پرداخت می شود؛ ضمن اینکه از هیچگونه پوشش بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند. درایران بیش از ۱۳ عنوان مدرسه (آزاد، غیردولتی، هیات امنایی، نمونه ی دولتی، شاهد، نمونه مردمی و…) ایجاد شده که هرکدام‌ به نوعی سیستم آموزشی را تبدیل به بنگاه هایی برای جذب درآمد کرده اند. حقوق معلمان بسیار پایین تر از میانگین هزینه های یک خانواده متوسط در اغلب شهرهای ایران است؛ بطوریکه معلمان برای تامین هزینه های خانواده به ناچار به شغلهای متفرقه و برخی به دور از شأن معلمی روی آورده اند. آنان به این ترتیب فرصت به روز نمودن دانش خود را از دست می دهند. به استثنای تعدادی از مدارس خاص، اغلب مدارس مجهز به امکانات لازم برای فعالیت های آموزشی و پرورشی نیستند. درصد بالایی از مدارس در شهرها و به ویژه روستاهای دور افتاده ایمنی کافی برای حفاظت از جان دانش آموزان را ندارند. به آموزش مهارت های زندگی، هنر و ورزش توجه کافی صورت نمی گیرد. در برخی موارد از کمترین امکانات نیز در این زمینه ها برخوردار نیستند. برنامه تغذیه رایگان (شیر) به درستی اجرا نمی شود. معمولا به میزان لازم و پیش بینی شده تأمین اعتبار نمی شود. در پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان از طرف دولت تاخیرهای طولانی، گاه تا چند سال دیده می شود. به سرنوشت معلمان بازنشسته در این مدت و پس از بازنشستگی بی توجهی وجود دارد.

کارگران نیشکر هفت تپه در چندین سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.از جمله این خواسته ها دریافت حقوق معوقه و پرداخت مناسب دستمزدها، مزایا و اضافه کاری، روشن شدن وضعیت بازنشستگان و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است. همچنین این کارگران علیه سیاستهای خصوصی سازی دولت در صنعت نیشکر که منجر به بدتر شدن وضعیت کارگران و همچنین حضور گسترده تر نیروهای امنیتی و انتظامی در محیط های کار شده است اعتراضات متعددی را از جمله در روزهای اخیر سازمان داده اند.

دولت تنها تشکلاتی دست ساز به نامهای “شورای اسلامی کار”، “انجمن صنفی” و “نماینده کارگر” را به رسمیت می شناسد. این نهادهای وابسته به دولت به هیچ عنوان تشکل های واقعی کارگری نیستند و همگی در پروسه غیر دموکراتیک غالبا بدون برگزاری مجمع عمومی تشکیل شده اند و وابستگی های شدید به قدرتها و جناحهای دولتی دارند و تنها خطوط ترسیم کرده دولت را رعایت می کنند. این تشکلات فرمایشی خود مانعی جدی برای تشکیل سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی هستند. بطور مثال در سال ۸۴ افرادی تاثیر گذار در شورای اسلامی کار و خانه کارگر که مدیریتی اثر گذار در این تشکلات رسمی دارند با هماهنگی پلیس به ساختمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمله و اقدام به تخریب وسایل موجود در ساختمان کردند. آنان همچنین اعضای سندیکای واحد که در ساختمان حضور داشتند را مضروب و مجروح کردند. به طبع افرادی که در چنین بستری و با حمایت دولت بعنوان “نمایندگان کارگران” گزینش می گردند چه در مذاکرات با دولت و کارفرمایان وچه در اجلاسهای بین المللی نظیر سازمان جهانی کار نمایندگان واقعی کارگران ایران نبوده و آ‌نها را با چنین عنوانی نباید به رسمیت شناخت و اعتبار نامه برایشان صادر کرد.

با وجود تمامی محدودیتها و اعمال فشارهای فوق، اعتراضات کارگری در ایران رشد قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی داشته تا جاییکه بخشی از اعتراضات به سطح شهرها کشیده شده و یا با حضور خانواده ها همراه شده است. سال گذشته شاهد هزاران اعتراض کارگری در تمامی بخشهای صنعتی و خدماتی و دولتی بودیم. اما لازم به تاکید است، کلیه این اعتراضات بدون وجود تشکلات مستقل و به عقب راندن این محدودیتها موفق به تحمیل خواسته های گسترده کارگری و عبور از این وضعیت بحرانی نخواهد شد. ما تشکلات مستقل ذیل از همکاران گرامی در تشکلات کارگری بین المللی می خواهیم که حمایت خود را از کارگران و معلمان ایران هر چه گسترده تر ادامه دهند و در این تلاش و مبارزه یار و همراه ما باشند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کانون صنفی معلمان تهران

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

سندیکای کارگران نقاشان استان البرز

در رابطه با سازمان جهانی کار و پیگیری شکایات کارگری

در سایت سازمان جهان کار آمده است: ” آی ال او (سازمان جهانی کار)، به عنوان تنها نهاد سه جانبه سازمان ملل، از سال ۱۹۱۹ دولتها، کارفرمایان و نمایندگان کارگران از ۱۸۷ کشور عضو را گرد آورده است تا استانداردهای کار، سیاستهای توسعه و برنامه های طرح ترویج کار مناسب برای همه زنان و مردان را وضع نمایند. ”

دولت ایران نیز از جمله اعضای سازمان جهانی کار است. کشورهای عضو از جمله ایران موظفند قوانین کار خود را با مقاوله نامه هایی که رسما پذیرفته اند و نیز با کلیه مقاوله نامه های بنیادین سازمان جهانی کار از جمله مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ تطبیق دهند. این دو مقاوله نامه مربوط به حق آزادی تشکل و انجمن (ایجاد تشکل مستقل کارگری) و نیز حق مذاکرات دسته جمعی می باشند.

گر چه سازمان جهانی کار زیر مجموعه ای از سازمان ملل بوده و بنابراین دولتها و کارفرمایان قدرت به مراتب بیشتری نسبت به نمایندگان تشکلات کارگری که در اقلیت هستند دارند، اما با توجه به تحمیل مقاوله نامه های بین المللی به دولتها و کارفرمایان، دولتهای ناقض این مقاوله نامه ها را می توان هر ساله در مراجع بین المللی و بطور مشخص از طریق شکایت به کمیته های استانداردهای بین المللی سازمان جهانی کار پاسخگو نمود و مورد مواخذه قرار داد. از جمله لازم به اشاره است که پرونده شماره ۲۵۰۸ ( جمهوری اسلامی ایران) – تاریخ شکایت : ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۶ – در بخش آزادی تشکل و انجمن سازمان جهانی کار پیرامون اذیت و آزار اعضا و نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد همچنان مفتوح است و دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل عضویت در سازمان جهانی کار موظف است اصول ناظر بر این دو مقاوله نامه بین المللی، ۸۷ و ۹۸، را رعایت نماید، که از جمله بدین معنی است که اذیت و آزار و تعقیب و بازداشت اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلات مستقل کارگری باید متوقف گردد و نیز سندیکای کارگران شرکت واحد به عنوان یک تشکل مستقل کارگری به رسمیت شناخته شود.

در آینده پیرامون این موارد، و نیز دیگر مقاوله نامه های سازمان جهانی کار در رابطه با دستمزدها، شرایط کار، حقوق زنان کارگر، برابری جنسیتی زن و مرد و کودکان کار … توضیحات مبسوط تری خواهیم داد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

خرداد ۱۳۹۶

طرح مسایل کارگران هفت تپه در یک صدو ششمین اجلاس ای ال او

گزارش جیمز ریتچی، دستیار دبیر کل فدراسیون کارگران بخش مواد غذایی، کشاورزی، هتل، رستوران، خدمات و تنباکو در سرتاسر جهان (آی یو اف) در جلسه عمومی نشست ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار- ژنو*

۱۴ ژوئن ۲۰۱۷

رئیس کنفرانس، مدیر کل و نمایندگان حاضر در جلسه ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار. من در اینجا می ایستم تا گزارش خود را به مدیر کل کنفرانس بدهم.

آقای رایدر (دبیرکل سازمان جهانی کار) در نطق افتتاح اش اعلام کرد، که اشاره اش به شغل شایسته برای صورت جلسه کنفرانس بود ( Decent Work Agenda) که در اعلامیه سال ۲۰۰۸ در رابطه با عدالت اجتماعی در جهانی عادلانه می خواهیم است، که شعار این سالها برای اصول بنیادین حقوق کار است. ما نیز با نظرات او موافق هستیم که “هیچ اصل دیگری، که به طور مستقیم نشانه بگیرد قلب تعهد سازمان جهانی کار که هویت اش را نشان ما دهد یا در عرصه دیگری نمایان کند وجود ندارد.”

مدیر کل، تمامی کشورهای عضو را برای پویایی دوباره تعهدات سیاسی و اقدام عملی برای پایان دادن به سوء استفاده هایی که هیچ جایی در جهان کاری ندارد فراخوانده است.

من می خواهم به نقض سیستماتیک، پایمال شده کارگرانی که مکررا توسط کارفرما تکرار می شود یعنی نقض حقوق اولیه سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه در ایران صحبت کنم.

در ده سال گذشته، کارگران هفت تپه دستمزد خود را مرتب دریافت نکرده اند. این وضعیت در طی دو سال گذشته پس از واگذاری شرکت به بخش خصوصی رو به وخامت گذاشته شده است. نه تنها موارد مربوط به مشکلات کارگران رفع نمی شود بلکه دستمزدها نیز به موقع پرداخت نمی شود، گاهی اوقات ماهها کارگران دستمزد معوقه طلبکار هستند و کارگران در اوج ناامیدی در کوچه و خیابانها و در مقابل دفتر فرمانداری اعتراض می کنند. ما از دولت ایران می خواهیم که فورا کنوانسیون ۹۵ (در حفاظت از دستمزد) سازمان بین المللی کار را اجرا کند.

بیش از ۱۰۰۰ کارگر که در حال حاضر شاغل هستند و بازنشسته های کارخانه های نیشکر هفت تپه این ماه با پشتیبانی همسران و فرزندان شان، برای گرفتن دستمزد ها و مزایای پرداخت نشده اشان چند ماه دست به اعتصاب زده اند. شرکت هفت تپه در پاسخ به اعتراض کارگران آنها را تهدید به اخراج می کند که یا کارگران باید به سر کار خود برگردند و یا اینکه مدیریت هفت تپه را تعطیل می کند و شرکت را می بندند.

کارگران هفت تپه برای گرفتن دستمزدهای عقب افتاده اشان و سایر مسائل مربوط به مزایایشان با تظاهرات و اعتصاب متعدد طی سال های گذشته درگیر هستند. این کارگران پیش از این در مقابل دفتر فرماندار در شهرستان شوش جمع شده بودند و تهدید کرده اند که دوباره تجمع خواهند کرد، مدیریت می باید دستنزد آنها را پرداخت کند آنچه را که به کارگران بدهکار است را بپردازد.

در اکتبر سال ۲۰۱۶، بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران این شرکت اعتصاب کردند و خواستار پرداخت حقوق شان، که سه ماه به تعویق افتاده بود شدند. گزارش شده که ۱۸۰۰ نفر ازکارگران حداقل دو ماه حقوق عقب افتاده دارند. ۸۰۰ نفر دیگر از کارگران این شرکت حداقل چهارماه حقوق پرداخت نشده طلب دارند.

با توجه به شرایط این کارگران، کارخانه از یک مجتمع صنعتی به یک فضای امنیتی تبدیل شده است و دلیل حضور ثابت و تهدید آمیز پلیس، که تیم مدیریت را در همه زمانها اسکورت می کند فضای این شرایط را نشان می دهد. دوربین های دیجیتال در همه جا در محل کار نصب شده است و ماموران امنیتی از این دوربین ها برای کنترل هر حرکت کارگران استفاده می کنند.

اخراج روزانه کارگران عادی شده و اعتراض بخشی از کارگران با دستگیری و بازداشت غیر قانونی مواجه است. ما اصرار داریم واز شما می خواهیم که از دولت ایران بخواهید که از این عمل کارفرما جلوگیری کند و دولت دست از آزار و اذیت کارگران بردارد.

فرآیندهای بهداشت و ایمنی در محل کار اجرا نشده است. دمای هوا در زمان کار پر زحمت کارگران بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد است. کارگران قرارداد دائم که یک سیستم طبقه بندی شغلی ندارند. آنها مانند کارگران موقت کار می کنند و حداقل دستمزد آنها یک چهارم آنچه که دستمزد واقعی باید باشد پرداخت می شود. ما از نمایندگان ایران می خواهیم تا کارگران با امنیت شغلی و قرارداد دائمی داشته باشند. ایران کنوانسیون ۱۳۱ حداقل دستمزد ثابت را برای ارائه عدالت دستمزد به کارگران تصویب کرده است.

اعضای هیئت اجرایی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه قراردادهای موقت کاری دارند. این یک استراتژی حساب شده برای سرکوب آزادی تشکل و آزادی بیان است. اعضای کمیته اجرایی سندیکا را مجبور می کنند که به ارسال و ثبت و امضای تعهد نامه خود که هیچ اقدام علیه کارفرما و شرکت نمی کنند.

ما از دولت ایران می خواهیم سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را به عنوان نماینده انحصاری کارگران هفت تپه به رسمیت بشناسد و به آنها اجازه اقدام به تمام فعالیت های مطابق با کنوانسیون های سازمان بین المللی کار در محل کار خود نمایند. اعضای سندیکا هیچ امنیت شغلی و مطلقا هیچ حقوق بشری در ایران را ندارند.

مسئول جلسه، من در این کنفرانس نیز مایلم کمی از زمان خودم را به منظور بیان مختصری از نقض وحشیانه حقوق بشر کارگری توسط دولت الجزایر مطرح کنم، زیرا که هنگامی که کارگران الجزایر به دنبال حق خود برای پیوستن و تشکیل اتحادیه های مستقل است را بیان کنم. از سال ۲۰۰۱، سندیکای عمومی کارگران الجزایر یا (اس ان ا پی ا پی ) (۱) شکایتی را به سازمان جهانی کار تسلیم کرده است. در سال ۲۰۱۲، پنج اتحادیه مستقل کارگری با (اس ان ا پی ا پی ) فعالیت می کنند که هنوز این ارتباط ادامه دارد. دولت وضعیت حقوقی اتحادیه انرژی SNATEG را لغو کرده است، با وجود این واقعیت مقامات الجزایری جرأت کردند دیروز مخالفتشان را در سازمان جهانی کار اعلام کنند، زیرا فعالیت های مسالمت آمیز با اخراج، زندان و تهدید به اقدام قانونی تعقیب روبرو می شود.

اتحادیه های الجزایر گزارش می دهند که سرکوب فعالان اتحادیه های کارگری به دنبال هر کنفرانس سازمان جهانی کار همراه است که با افزایش فشار بر اتحادیه های کارگری مستقل تشدید می شود.

سازمان جهانی کار باید به طور موثر پیگیر مذاکرات و تصمیمات خود برای اطمینان از احترام دولت الجزایر به تعهدات خود به کارگران برای اجازه استفاده از حقوق بنیادین کار باشد.

تحویل کنترل کننده جلسه هم داده شده است.

* https://www.hrw.org/news/۲۰۱۳/۱۰/۰۶/algeria-crackdown-independent-trade-unions

Address to the plenary of the ۱۰۶th session of the International Labour Congress

۱٫ the Syndicat National Autonome des Personnels de l’Administration Publique (SNAPAP)

سندیکای عمومی کارگران الجزایر ( اس ان ا پی ا پی ) فعالترین تشکل مستقل ملی کشور الجزیره است که سال ۱۹۹۰ تشکیل شده است. این تشکل فرا اقتصادی است و کلیه کارگران در بخش های متفاوت اقتصادی عضو آن هستند و عضو اکثر کنفدراسیون های کارگران مانند کنفدراسیون بخش عمومی جهانی، آموزش بین الملل، آی یو اف و آی تی یو سی است. این تشکل حتی جوانان و کارگران بیکار، کارگران موقت، حاشیه نشینان را نیز عضوگیری می کند. بسیاری از فعالین این تشکل در زندان هستند.

برگرفته ازسایت کانون مدافعان حقوق کارگر

یورش گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی به مجمع عمومی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در ۲۶ خرداد ۱۳۹۱

پنج سال پیش در چنین روزی، یعنی ظهر روز جمعه ٢۶ خرداد ۱۳۹۱،جمعی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در شهر کرج مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفتند. در حالی این کارگران و فعالین کارگری مورد ضرب و شتم مامورین مسلح قرار گرفتند که آنها در حال برگزاری مجمع عمومی سالیانه کمیته هماهنگی بودند.

در این روز ۵۹ نفر از اعضای کمیته هماهنگی بازداشت شدند. اگر چه بسیاری از این فعالین کارگری در ساعت های اولیه و روز بعد آزاد شدند، اما تعدادی از آنها پس از مدت زیادی از زندان کرج و رشت آزاد گردیدند. تعدادی دیگر نیز بارها توسط نهادهای امنیتی شهر سکونت خود احضار گردیدند و مورد بازجویی قرار گرفتند و در شهرهای مهاباد و بوکان جمعی از اعضای کمیته هماهنگی هم محکوم به حبس دو تا سه سال شدند.

آن چه که در روز جمعه ۲۶ خرداد ۹۱ و در برابر چشمان ساکنین یکی از محله های شهر کرج اتفاق افتاد، ورود بدون حکم رسمی و تیراندازی هوائی و حمله نیروهای امنیتی و انتظامی مسلح به تعدادی کارگر بود که در حال گفتگو در باره ی مشکلات خود و دیگر هم طبقه ای های شان بودند. شدت ضرب و شتم به حدی بوده که برخی از اعضای کمیته هماهنگی دچار مصدومیت و کوفتگی شدند.

این کارگران و فعالین کارگری در حالی مورد هجوم مامورین قرار گرفتند که بسیاری از آنها، غروب روز پنج شنبه، خسته از کار طاقت فرسای روزانه باز گشته و به امید دیدار دیگر دوستان خود و تشکیل مجمع عمومی، سوار اتوبوس شده و به مقصد کرج به راه افتاده بودند. این فعالین کارگری جزئی از طبقه ای هستند که فروشنده نیروی کار و سازنده گان نعمت های بشری این جامعه می باشند. آنها در مجمع عمومی سالیانه چیزی جز بیان مطالبات و خواسته های کارگران و اعلام حق وصول آن از صاحبان سرمایه، نمی گفتند.

آیا فعالین کارگری حق ندارند مدافع حقوق کارگران در برابر تعرض گسترده سرمایه داری به کار و زندگی آنها باشند؟ چگونه است که سرمایه داران بی هیچ دغدغه ای کارگران را استثمار کرده و حقوق آنها را پایمال می کنند، اما فعالین کارگری حق افشای این نابرابری را نداشته باشند؟ بدون شک این از وظایف اعضای کمیته هماهنگی و هر فعال کارگری است که علی رغم فشار و سرکوب پلیسی، کارگران را به عمل متحدانه در مقابل مناسبات تبعیض آمیز نظام سرمایه داری فراخوان دهند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

حفاری در گرمای سوزان/ شرکت نفتی‌ها می‌گویند قانون اجرا نمی شود

کارگران حفاری خوزستان از اجرا نشدن قانون و تعطیل نشدن در روزهای بسیار گرم انتقاد کردند.

این کارگران به ایلنا گفتند: در بسیاری از روزهای هفته گذشته دمای هوای اهواز و خوزستان به بالای ۵۰ درجه رسید؛ ولی با این وجود کارِ سخت حفاری تعطیل نشد.

این کارگران با بیان اینکه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوط به آلودگی هوا تصریح شده که در شرایطی که دمای هوا بالای ۵۰ درجه باشد، یا آلودگی به مرز خطر برسد بایستی یک سری اقدامات در جهت کاهش ساعات کاری یا تعطیلی موقت انجام شود؛ افزودند: در مورد اهواز و خوزستان هم در گرمای سوزان و هم در آلودگی بالا، این قانون اجرا نمی‌شود.

این کارگران به ماده ۷ قانون جلوگیری از آلودگی هوا اشاره می‌کنند؛ در این ماده قانونی به صراحت آمده‌است: در مواقع اضطراری که به دلیل کیفیت خاص جوی، آلودگی هوای شهر‌ها به حدی برسد که به تشخیص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سلامت انسان و محیط زیست را شدیدا به مخاطره بیاندازد، سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری وزارت کشور (شهرداری‌ها و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) ممنوعیت‌ها یا محدودیت‌های موقت زمانی، مکانی و نوعی را برای منابع آلوده کننده برقرار نموده و بلافاصله مراتب را از طریق رسانه‌های همگانی به اطلاع عموم خواهد رسانید.

مطالباتمان پرداخت نشد؛ به گروگانگیری هم متهم شدیم/ معلمان بازنشسته و حق‌التدریسی‌ها در انتظار پرداخت معوقاتِ انباشته

جمعی از معلمان در واکنش به اظهارات سخنگوی دولت، این نوع اظهارات را فرافکنی و تلاش برای پاک کردن صورت مساله دانستند.

محمدباقر نوبخت (سخنگوی دولت) در روزهای گذشته در ارتباط با عدم توانایی مالی آموزش و پرورش در پرداخت مطالبات انباشته معلمان گفته‌است: از روزی که وارد دولت شده‌ام آموزش و پرورش همواره بدهکار بود و به محض اینکه بدهی‌ها را صفر می‌کردیم مجدد کنتور می‌افتاد. دوهزار میلیارد تومان بابت بازنشستگی فرهنگیان و ۲ هزار میلیارد تومان بابت بدهی‌های دیگر پرداخت کرده‌ایم اما باز می‌گویند اگر ۱۲۰ میلیارد تومان ندهید برگه‌های امتحانی دانش‌آموزان تصحیح نمی‌شود و همیشه گروگانی داریم که آموزش و پرورش بابت آن بودجه بیشتری دریافت کند.

پس از این اظهارات جمعی از معلمان حق‌التدریس و بازنشسته ضمن انتقاد از این اظهارات به ایلنا گفتند: براستی چگونه است، که جامعه بزرگ تعلیم و تربیت کشور، هنگام حضور در فراخوان‌های مختلف، از جمله حضور در انتخابات، مورد تشویق قرار می‌گیرند اما اگر حق و حقوق خود را مطالبه کنند، متهم به گروگانگیری می‌شوند.

این معلمان با بیان این که بارها وعده پرداخت مطالبات فرهنگیان را داده‌اند، افزودند: هر بار به بهانه های غیر قابل قبول از پرداخت آن سر باز زدند و به وعده خود عمل نکردند.

این معلمان در پایان گفتند: از سخنگوی محترم دولت و ریاست سازمان برنامه و بودجه می خواهیم ضمن دلجویی از جامعه بزرگ و شریف فرهنگیان کشور، در اولین اقدام نسبت به پرداخت و تسویه کامل کلیه مطالبات قانونی و معوق فرهنگیان اقدام نموده و از این پس برابر با مصوبه مجلس برای سال ۹۶ تمام مطالبات و اضافه کاری های فرهنگیان را به روز و با حقوق ماهانه پرداخت نمایند تا ضمن اجرای مُر قانون مصوب مجلس، موضوع گروگانگیری بر جنابشان مشتبه نگردد.

مرگ یک کارگرساختمانی در قوچان براثرسقوط!

فرمانده انتظامی قوچان از مرگ یک کارگر ۳۵ ساله‌ در روزپنج شنبه(۲۵خرداد)خردادهنگام کار در ساختمان سه‌طبقه براثر سقوط خبرداد.

رضا قدمگاهی در جمع خبرنگاران گفت: ساعت ۱۴:۲۴ روز پنج‌شنبه ۲۵ خردادماه، یک فقره مرگ مشکوک در خیابان ۲۰ متری ابراهیمی شهرستان قوچان به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام که بلافاصله تیمی از مأموران کلانتری ۱۱ طالقانی و پلیس آگاهی برای بررسی موضوع وارد عمل شدند.

وی تصریح کرد: طی بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشخص شد کارگر ۳۵ ساله ساختمان هنگام کار در طبقه سوم در ساختمانی در حال احداث به دلایل نامعلومی از ارتفاع سقوط و جان‌باخته است.

جان باختن کارگرتعمیر کار کولردرخواف براثرسقوط

عصر روزگذشته(۲۶خرداد)،کارگر تعمیر کار کولرحین کاربدنبال سقوط از بالای ساختمان به پایین جانش را ازدست داد.

شامگاه جمعه ۲۶ خرداد ماه ماموران پلیس خواف در جریان مرگ مشکوک مردی در بیمارستان ۲۲ بهمن قرار گرفتند.

ماموران پاسگاه خرگرد خواف با حضور در بیمارستان پی بردند که نور محمد ۳۶ ساله در حال تعمیر کولر ساختمان بوده که به طرز مرموزی از بالای ساختمان به پایین سقوط کرده و پس از انتقال به بیمارستان به کام مرگ فرو رفته است.

بیست و هفتم خرداد ماه ۱۳۹۶

akhbarkargari۲۴۶۸@gmail.com

اخبار و گزارشات کارگری (۲۷ خرداد ۱۳۹۶)

بدون نظر

پاسخ دادن