امروز یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸

ساعت ۰۷:۵۵

 
سیاست

در گرمابه ی محله ی ما

9 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=152

لینک کوتاه

گرچه چهارشنبه سوری و نوروز گذشت و روسیاهی برای ولایت فقیه و پیروانش ماند ولی برای مشتمالخانه هم بی دردسر نگذشت. امسال راستش شب عیدی هفت سین خوشگلی تدارک دیده بودیم و بساط چای و قلیان هم روبراه بود که عباس آقا سرزده با پرچم سرخ وارد شد و شروع به شعار دادن کرد که این بساط را جمع کنید نوروز انترسیونالیستی است و متعلق به ایرانیان نیست . هرچه جماعت سعی کردند به عباس آقا بفهمانند این جشن باستانی و عید بزرگ ماست والان وقت این حرف ها نیست ؛ بخرجش نرفت که نرفت . نه فکر کنید عباس اقا فقط شعار داد بلکه ضمن نصب پرچم سرخ بر سر در بینه حمام شروع به خواندن شعر انترناسیونال به سبک من در آوردی کرد که کم مانده بود همه بالای کله اشان اسفناج سبزکنند.

بقلم مشتمالچی


این طنز برای ایران لیبرال نوشته شده ونقل با آن ذکر ماخذ آزاد است

گرچه چهارشنبه سوری  و نوروز گذشت و روسیاهی برای ولایت فقیه و پیروانش ماند  ولی برای مشتمالخانه هم بی  دردسر نگذشت.  امسال راستش شب عیدی هفت سین خوشگلی تدارک دیده بودیم  و بساط چای و قلیان هم  روبراه بود که عباس آقا سرزده با پرچم سرخ وارد  شد و شروع به شعار دادن کرد که  این بساط را جمع کنید نوروز انترسیونالیستی است و متعلق به ایرانیان نیست . هرچه  جماعت سعی کردند به  عباس آقا  بفهمانند  این  جشن باستانی و عید بزرگ ماست والان وقت این حرف ها نیست ؛ بخرجش نرفت که نرفت .  نه فکر کنید عباس اقا  فقط شعار داد بلکه ضمن نصب پرچم سرخ بر سر در بینه حمام شروع به خواندن شعر انترناسیونال به سبک من در آوردی کرد که کم مانده بود همه بالای کله اشان اسفناج سبزکنند.

«برخیز ای سمنوی داغ فقر و بندگی- جوشیده ولی ما را برده به جنگ مرگ و زندگی

باید از ریشه براندازیم کهنه نوروز  وچارشنبه سوری –  وآنگه نوین جهانی سازیم

روز قطعی جدال است آخرین رزم ما »

هوشنگ  داد زد  : این بابا دیوانه شده ! زنگ بزنید تیمارستان !

اقا مهدی:  کی این عاقل بوده که حالا دیوانه شده باشد ؟

مشتمالچی فوری  جماعت را دعوت به ارامش نمود و شربت سکنجبینی به حلق عباس آقا کرد و کاغذهایی که دست  عباس آقا بود گرفت و  فهمید این آتش ها همه از گور استاد شکاک بلند می شود که با بی بی سی مصاحبه کرده و عباس آقا را تحت تاثیر قرار داده است .

هوشنگ : بابا مگه این همون دکتر شکاکی نیست که  درمورد بی اصل و نسب  مراسم چهارشنبه سوری داد سخن داد و  بعد هم گفت که خامنه ای با چهارشنبه سوری مخالفتی ندارد و فردایش ولی فقیه با  فتوایش باقیمانده ی ابروی نداشته اش را بباد داد؟

مشتمالچی : استاد از این بیدها نیست که به این بادها  بلرزد پس از آن شاهکارش سروکله اش در رادیو بی بی سی پیدا شده  و  در وصف خود فرموده اند که  علاقه اشان به نوشته های شکسپیر و غزل های حافظ از ده سالگی شروع شده و در ازای هر غزل حافظ که بدون غلط می خواندند، پنج ریال از پدرش پاداش می گرفتند و با آن پول بدیدن فیلم های شکسپیر ساخت شوروی  می رفتند.

میرزا قلمدون : یعنی این که استاد از کودکی به « ووکس » فرهنگسرای  شوروی  می رفته  و   فیلم ها انقلابی می دیده ؛ اونجا که هرهفته شکسپیر نشان نمی دادند، روس ها طی بیست سال شاید دو سه فیلم از شکسپیر ساخته باشند،  مگر این که ووکس با پدر استاد محترم گاوبندی کرده باشد که هرگاه پنج زاری گرفته باشد فیلمی از شکسپیر برایش نشان بدهد.

اقا مهدی: تا آن جا که یادمان می آید بلیت های سینما 6 ریالی بود پس حضرت ابوی شکاک یک ریال کم می دادند ؛ دیگر این که نشان دادن فیلم در ووکس مجانی بود؛ این که فرهنگسرای زحمتکشان جهان از این طفل معصوم شکاک هم پنج ریال می گرفته تا فیلم نشان بدهد استثمار واقعی بوده است.

عباس اقا : شما اصولا عادت دارید نیمه خالی  لیوان راببینید. خوب استاد از همان کودکی علاقمند به ادبیات ایران و جهان بوده است مگر جرم است ؟

میرزا قلمدون: نه  جانم اصلا استاد از اوان کودکی در قنداق بجای گریه  اپرای روسی می خوانده ، آوردن نام حافظ و شکسپیر هم برای این است که بگوید از همان بچه گی فکر مطالعات ادبیات  تطبیقی  در سرش  جرقه زده  بود  و البته پرسشگر بی بی سی هم «پشت پا» هم برای طرف گرفته و با رندی  پرسیده  تو  در ده سالگی از شکسپیر چی می فهمیدی و چطور حافظ را بی غلط می خوندی؟

داش محمود : همه شنیدن که سازمان ملل هم نوروز را به عنوان یک عید ایرانی قبول کرده دیگه این می خواد چی رو با چی تطبیق بده ، ادبیات تطبیقی دیگه چیه ؟

اقامهدی: این جور که  معلومه سق آقارو از اوان کودکی  انترناسیونالی کار گذاشتند و ایشان می خواهند ادبیات ایران را جهان وطنی کنند.

هوشنگ در حالی که مصاحبه را می خواند ناگهان فریاد برمی آورد : درهمین مصاحبه پرسیدند :

« شما منکر این نیستید که بعد از اسلام یک نوع دشمنی نسبت به اعیاد و سنت های ماقبل اسلامی ایرانی وجود داشته است؟»

جواب خیلی جالبه (مانند عدم مخالفت خامنه ای با چارشنبه سوری قاطع هم است) :

« نخیر، دشمنی وجود نداشته، اختلاف نظر بوده است!!؟»

میرزا قلمدون : عجب !! پس ایرانیان با عمربن خطاب و عمروعاص به اصطلاح امروزی ها  «گفتمان دموکراتیک» داشتند مثلا اعراب می پرسیدند ایا شما را سرببریم خوب است یا شکم پاره کنیم ؟ حتما ایرانی ها هم  می گفتند  اگر سفره کنید ثوابش بیشتر است . یا  می پرسیدند کتاب ها را آتش بزنیم یا پاره کنیم ؟  زن و بچه هایتان را در شام بفروشیم یا در مدینه ؟ اتفاقا با ابن مقفع هم همین بحث دموکراتیک را داشتند و چون با متن کتاب هایش اختلاف نظر  داشتند یکی یکی اعضای بدنش را تکه تکه کرده و در تنور انداختند .(1)

عباس آقا : بابا آو حرف بدی نزده  منظورش اینه که باید هوای اسلام را هم داشته باشیم و از تعارض کم کنیم.

میرزا قلمدون : بنازم این استاد پژوهشگر ادبیات و تاریخ ایران است یا نماینده عربستان سعودی  و ولایت فقیه  ؛ بگو اگر بیل زنی برو اول باغچه خودت را بیل بزن و یک تحقیقی برای ادبیات مملکت خودت بکن ،  تو که  عین ملاها همه اش از یک طرف مخصوص غش می کنی . کلی  استاد مثل شکاک با عناوین دهان پرکن داریم دریغ از این که  یک ورق از هزاران گنجینه ادبی سرگردان ما را پیداکنند و اگر همین جماعت خارجی نبودند از خواندن همین چند تا کتبیه هخامنشی هم محروم بودیم . نونش نداره اشگنه فلانش درختو می شکنه ، اون از چارشنبه سوری و طرفداری از خامنه ای این هم از نوروزش ؛ خیلی که هنر کرده گفته بزرگداشت بهار بوده است. جالبه که خامنه ای ، احمدی نژاد و زهرا رهنورد و بقیه اعوان و انصار هم امسال از بکار بردن عیدنوروز طفره رفتندو  از آن به عنوان عید بهار یاد کردند. این آب ریختن به آسیاب کیست؟

داش محمود : آخه داشم دل مردم برای یک ذره شادی لک زده دل جوون های مردم از غصه ترکید، 12 ماه آزگار سال هر روزش عاشورا و ایران کربلاست ، یک جشن نوروز برای مردم مونده  می خواهند بیرون بیان حالی بکونن اقا شکاک با ملاها همدست می شه که ترقه در نکنید بده ! نوروز  فلان و بهمانه . بعد هم مدعی است که نمی خواد دعوا شه . بگو داشم همدست ملا هستم و خیال همه را راحت کن.

میرزا قلمدون : حکایت آن ملی مذهبی است که گفت اسم سکولاریسم را نیاورید بین مردم اختلاف می افتد. انصاف بدهید این سی سال که حکومت اسلامی سرکار آمده مردم به چشم خود می بینند چقدر بین مردم اختلاف انداخته. اینها سنگ را بسته و سگ را رها کرده اند.

مشتمالچی رو به عباس  : عوض خواندن لاطائلات  این حضرت برو از خود شاهنامه و دیگر شعرا بخوان.برای مثال فردوسی در وصف نوروز می فرماید :

جهان انجمن شد بر تخت او

شگفتی فرومانده از بخت او

به جمشید برگوهر افشاندند

و آن روز را « روزنو» خواندند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار

میرزا قلمدون : استاد شکاک همه جا سرک می کشد تا یک جایی ازتاریخ ایران را به نفع اعراب سوراخ کند و برای مثال با وجود آن که خاقانی که ازجانب مادر مسیحی بوده و آن قصیده ی معروف ایوان مدائن را  هم گفته  ولی استاد شکاک بدون هیچ مدرک و سندی ریش جنبانده که : « خاقانی به هیچ وجه، هیچ مخالفتی با ورود اسلام به ایران نداشته است» ولی می دانیم  این  همان خاقانی است که در وصف نوروز گفته :

بل شش هزارسال زمان داشت رنگ عید – تا رنگ یافت گوهر ذات مطهرش

استاد عزیز یادش نرود اگر خاقانی همچون استاد ارادتی به  اعراب و خلیفه و ولایت فقیه داشت  صحبت از عید قربان  می کرد نه عید شش هزارساله ؛ کسی که از نوروز با صفت «ذات مطهر» یاد می کند می تواند با حمله ی اعراب به ایران موافقت داشته باشد؟ مگر این که به استاد شکاک نامه خصوصی نوشته باشد که ما از آن بی خبریم .

مشتمالچی : عنصری  می گوید :

نوروز بزرگ آمد آرایش عالم – میراث به نزدیک ملوک عجم از جم

اقا مهدی هم سرشوق آمد از نظامی شاهد آورد :

ای عجم را به جاه تو نازش – باد فرخنده برتو « جشن عجم»

به جشن فریدون و « نوروز جم» که شادی سترد از جهان نام غم

داش محمود کفری شده  به عباس آقا یورش برد : تو چته که هر روز یک رنگ عوض می کنی ، یه روز طرفدار اصلاح طلبا می شی یه روز دنبال توده ای ها راه می افتی و  الک دولک واسه ما جور می کنی .

آقا مهدی : من نمی دانم چرا هر وقت پای هویت ملی و جشن ملی و این جور چیزها پیش می آید بعضی از مدعیان چپ و مذهبی ها با هم متحد می شوند.

مشتمالچی : نوروز در فرهنگ ایران ریشه ای عمیق دارد . نوروز معنایی عمیق تر از آمدن بهار دارد ، نوروز جشن پیروزی جمشید بر دیوان است و  نو شدن و از نوشدن در آن ریشه ای عمیق دارد.  بسیاری از مقام های موسیقی بنام نوروز بیادگار مانده  است مانند: نوروز کیقبادی ، نوروز خردک ، نوروز صبا  و نوروز سلطانی و … همه ی این ها  از ریشه دار بودن این جشن بزرگ ایرانیان حکایت دارد. استاد اگر مستغلاتی در ایران دارد یا ریشش جایی گروست و نگران بعضی مطالب است مرحمت کرده در این موارد ساکت بنشیند سنگین تر و بهتر است چون «معلومات » استاد نه تنها چیزی به مردم نمی آموزد  بلکه تحت عناوین مبهم ومجهول تخریب هم می کند.

—-

(1) خلفا که در ایران تسلط یافتند ، ابتدا کمر همت به محوش (نوروز) بستند ، برگزاری آن را خلاف شرع دانسته و حتا خرید و فروش اسباب بازی برای کودکان ، آراستن بازار و خانه را در این روز منع نمودند[برای اطلاع بیشتربه کتاب کیمیای سعادت نوشته ی امام محمد غزالی رجوع شود.] و آن گاه که نتوانستند نیات خویش اعمال کنند به نام « هدیه ی نوروزی » در این روز پرداخت مالیات را بر ایرانیان تحمیل کردند و چون دیدند که ایرانیان در خفا این روز را جشن می گیرند ، لباس مذهب برتنش کردند و ده ها حدیث و روایت از پیغمر نقل کردند که « ای کاش هر روزمان نوروز بود»[ به نقل از آاثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبر داناسرشت)  و گفتند که خلقت آدم در نوروز انجام گرفته و جبرئیل در نوروز به پیامبر وحی نازل نمود.[مجلسی ، سماء و العام به نقل از جعفر صادق ( نقل از مقاله نوروز ، عید مردم – از کتاب ذهن در بند – اسد سیف )

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما