امروز شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸

ساعت ۰۷:۲۱

 
سیاست

دیپلماسی احمدی نژاد و دستاورد سفر بە چند کشور آفریقایی و آمریکای لاتین

10 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=118

لینک کوتاه

محمود احمدی نژاد از زمان آغاز بکارش بعنوان رئیس جمهور در سال 1384، شیوەای پوپولیستی را در پیش گرفتە و آشکارا دشمنی و مخالفت خود را با مظاهر دنیای مترقی و کشورهای غربی نشان داد و عملاً در جهت نزدیکی بە رهبران چپگرا و آمریکاستیز در هر گوشە جهان و خصوصاً آمریکای لاتین کە بە حیات خلوت آمریکا معروف است، تلاش نمود.

احمدی نژاد سفرش را از دو کشور آفریقایی، سنگال و گامبیا آغاز کرد و در این دو کشور چند قرارداد بە امضا رساند و سپس در ادامە سفرش راهی آمریکای لاتین شد تا از کشورهای ونزوئلا، بولیوی و برزیل دیدار کند. نامبردە قبل از آغاز سفرش در فرودگاە و درجمع خبرنگاران گفت کە این کشورهایی کە او قصد دیدار از آنها را دارد در منطقه خود نقش مهمی بازی میکنند. همچنین گفت کە کشورهایی همچون ایران، برزیل، ونزوئلا، بولیوی، گامبیا و سنگال میتوانند نظم سیاسی نوینی را در جهان بوجود بیاورند. احمدی نژاد همچنین با اشارە بە اهمیت بین المللی سفرش برای ایران گفت کە دنیا در حال تغییر و دگرگونی است و این نظامی کە 60 سال است بر جهان حاکم است رو بە اتمام و افول است.

شنیدن سخنانی از این دست از احمدی نژاد اگرچە امر تازەای نیست، لیکن میتواند بە نوعی نشاندهندە اهداف و علل سفر نامبردە باشد. همانگونە کە در آغاز گفتە شد احمدی نژاد از همان آغاز کارش بعنوان رئیس جمهور، نگرش و افکار و حتی سیاستهایش را در زمینەهای داخلی و خارجی آشکار نمودە و واپسگرایانە و ناپسند بودن افکار و نگرشهایش و همچنین تضادشان با نظم بین المللی و هنجارها و اصول انسانی و اخلاقی، جز انزوا و عقبگرد بیشتر برای ایران و در نتیجە سیە روزی و فلاکت بیشتر برای مردم ایران دستاوردی نداشتە است.

احمدی نژاد در حالی این دورە از سفرهایش را بە چنین کشورهایی انجام میدهد کە حکومت اسلامی و دولت کودتا بیشتر از زمان دیگری رسوا شدە و سطح مشروعیت آن در داخل بە حدی تنزل کردە کە حتی بخشی از وفاداران نظام کە در 30 سال گـذشتە جهت حفظ آن از جنایت نیز دریغ نکردەاند، اکنون از نظام بریدە و دور شدەاند. همچنین در سطح بین المللی نیز بە دلیل تمرد رژیم از قوانین و ضوابط بین المللی و پشتیبانی از ترور و تروریسم و بیش از همە بخاطر پروندە اتمیش دچار بحران و انزوا گشتە است.

در چنین شرایطی احمدی نژاد و دست اندرکاران رژیم اسلامی تهران تلاش مینمایند با توسعە روابط با کشورهایی با حکومتهای چپگرا کە در رابطه با آمریکا از سیاستی مشابە ایران پیروی مینمایند، بە نوعی جبهەای در مقابل ائتلاف جهانی برای مقابلە با سرپیچی های ایران، بوجود بیاورد و بدینترتیب بخشی از فشارها را کاهش دهد. اما این کشورهایی کە احمدی نژاد در سفر خود از آنها بازدید نمود غیر از برزیل، بقیە نە از لحاظ سیاسی و نە از لحاظ اقتصادی در حدی نیستند کە بعنوان یک هم پیمان در معادلات بین المللی بر رویشان حساب جدی باز کرد. در این میان تنها برزیل است کە بعنوان یک کشور صنعتی در حال رشد با سیاستی چد آمریکایی دارای نوعی همراهی و نزدیکی بە ایران بودە و آشکارا از برنامە اتمی ایران البتە تا زمان صلح آمیزبودنش دفاع میکند. این موضوع برای ایران امیدبخش بودە و سرمایەگـذاریهای فراوانی در این کشور نمودەاست و مقدار چشمگیری از سرمایەهای مردم ایران را کە می‌بایست برای حل مشکلات روزافزونشان و در کشورشان مصرف شود، در این کشور سرمایەگذاری کردەاست. تأسیس نزدیک بە 10 هزار دستگاە خانە و چند کارخانە و بسیاری موارد دیگر از این جملەاند.

البتە همە این مسائل و ترس از اینکە مبادا ایران برای ادامە و توسعە برنامە اتمیش از بولیوی و ونزوئلا اورانیم تهیە نماید موجب نگرانی آمریکا و اسرائیل شدە و سفر شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل چند روز قبل از سفر احمدی نژاد بە برزیل در همین راستا بود.

اما واقعیت اینست کە در این بازی نیز موردی جدی وجود کە نە برای ایران موجب امیدواری گردد و نە برای آمریکا موجب نگرانی. خصوصاً کە تظاهرات ضد احمدی نژاد در ریودوژانیرو نشان داد کە شخصیتی همچون احمدی نژاد کە از ریختن خون هموطنان خود ابایی ندارد برای مردمان این کشورها نیز چندان مطلوب نیست. از سوی دیگر برزیل کاندید عضویت دائمی شورای امنیت سازمان ملل بودە و علی الرغم ظاهر روابطش با ایران و نقاط مشترکی کە با هم دارند، برعکس مسئولان رژیم تهران، نظام بین المللی را بهتر درک کردە و با هماهنگی با آن منافع واقعی کشور خود را تأمین مینمایند. از این رو علی الرغم همە این شعارها و جار و جنجالهایی کە احمدی نژاد و دولتش در هنگام سفر بە این کشورها به راه انداختند، دیدیم کە مثل همیشە هیچکدام از این بە اصطلاح دیپلوماسی و سرمایە گـذاریها و هم پیمانیها بە داد ایران نرسید و در روز جمعە 6 آذر زمانیکە شورای حکام سازمان بین المللی انژری اتمی قطعنامە دیگری را علیە ایران و در محکومیت سرپیچی های ایران تصویب کرد، برزیل هم پیمان ایران حتی حاضر نشد بە قطعنامە رای منفی بدهد!.

در اینجا این پرسش مطرح میشود کە علی الرغم دیدن این حقایق تلخ از سوی رژیم تهران، چرا بە خود نمی‌آیند و بجای دشمنی با مردم کشورشان و همچنین دنیا و بە هدر دادن سرمایەهای مردم ایران، از این سیاست غلط و اشتباهات مکرر دست برنمی‌دارند و بسوی مردم خود باز نمی‌گردند و تسلیم ارادە مردم ایران نمی‌شوند؟

آیا مسئولان ضد مردمی نظام جمهوری اسلامی ایران فکر میکنند با ربودن سرمایەهای مردم ایران و انتقال آن بە کشورهای آمریکای لاتین و ئافریقا و ایجاد جبهەای با چنین کشورهایی میتواند جبهە جهان مترقی را شکست دهند و همچنان بە سرکوب مردم و دزدیدن سرمایەهایشان ادامە دهند؟ یا اینکە متوجە وخامت وضع خویش شدە و با دزدیدن و بردن سرمایەهای کشور بە این کشورها میخواهند جایی دور از دسترس جهان دمکرات و مترقی و همچنین مردم ایران برای زمان سقوط نظامشان مهیا سازند؟

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما