امروز شنبه ۰۹ فروردین ۱۳۹۹

ساعت ۱۲:۵۱

 
سیاست

مشکل ژنتیکی بعضی از سبزاللهی‌ها

10 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=75

لینک کوتاه

سبزاللهی دلش نمی‌خواهد از راهبران سیاسی در باره مواضع‌شان در گذشته سوال شود و به خاطر مسوولیت‌های‌شان در ۳۱ سال گذشته، زیر سوال بروند. سبزاللهی اگر برنامه‌ای برای همدردی با زندانیان داشته باشی، می‌گوید که به جای روزه سیاسی، ساکت شو تا ما خودمان کارمان را انجام دهیم، چون حرف زدن تو به نهضت آسیب می‌رساند.

سبزاللهی ولایت‌پذیر است. سوابقش را که بنگری، می‌بینی زمانی “حزب‌اللهی” بوده، حالا چرخش روزگار باعث شده رنگ عوض کند. سبزاللهی شاید سال‌ها پیش در پاترول گشت می‌نشست و همکلاسی‌های دانشکده را لو می‌داد تا دستگیر شوند، الان جور دیگر دنبال حذف غیر خودی‌هاست.

سبزاللهی از مواهب جمهوری اسلامی برخوردار بوده، اما حذف سیاسی باعث شده ناگهان به فکر نیرو جمع کردن برای بازگشت به قدرت بکند.

سبزاللهی دوست دارد چنین فکر کنی که در طول این سال‌ها، همه کارهای بد را رقیب انجام داده، اما همه اتفاقات خوب افتخارش مال او و یارانش است. اگر سوال پیچش کنی، باید منتظر حذف خودت باشی.

بحث شیرین “سبزاللهی”‌ها بیشتر از آنی که گمان می‌بردم جدی شد. آنقدر پیام و پیامک گرفتم که از پاسخ به همه جا ماندم. کامنت‌های زیادی در بالاترین و خودنویس منتشر شد که جذابیت‌های فراوانی به بحث داد. تعداد زیادی از کامنت‌گذاران تلاش کردند تا نویسنده را به موضعی دفاعی بکشانند. این مهم معمولا زمانی اتفاق می‌افتد که پاسخ قانع کننده‌ای به سوال‌ها یا موارد طرح شده وجود ندارد. گروهی نیز سعی کردند عنوان “سبزاللهی” را اهانت بخوانند به مقام همه اعضای جنبش سبز، که البته به نظر من بیشتر انحرافی بود.

اما ادامه بحث…

سبزاللهی کسی است که نمی‌تواند سخن مخالف را تحمل کند و در جهت حذف گوینده گام بر می‌دارد. سبزاللهی، خود جانشین بر حق مدیران فعلی می‌داند. سبزاللهی پاسخگو نیست، فرافکنی عادتش شده است. سبزاللهی تنها در چارچوب جمهوری اسلامی می‌تواند رشد کند. سبزاللهی تعیین صلاحیت می‌کند، اما از رد صلاحیت خود و یارانش توسط شورای نگهبان شاکی است. به عبارت بهتر، از جنس “جنتی” است، اما خود را یک جنتی خوب می‌پندارد.

سبزاللهی، منتقدین را به “خودی” و “غیر خودی” تقسیم می‌کند. سبزاللهی، اگر مجبور شود به زندانیان گمنام اهمیت می‌دهد تا از بازی جا نماند. سبزاللهی وقتی گروهی از روزنامه‌نگاران از کشور خارج می‌شوند، اسامی خودی‌ها را برای کمک به نهادهای مختلف می‌دهد و یادش می‌رود که غیر خودی‌ها هم آدمند.

سبزاللهی دلش نمی‌خواهد از راهبران سیاسی در باره مواضع‌شان در گذشته سوال شود و به خاطر مسوولیت‌های‌شان در ۳۱ سال گذشته، زیر سوال بروند. سبزاللهی اگر برنامه‌ای برای همدردی با زندانیان داشته باشی، می‌گوید که به جای روزه سیاسی، ساکت شو تا ما خودمان کارمان را انجام دهیم، چون حرف زدن تو به نهضت آسیب می‌رساند.

سبزاللهی ولایت‌پذیر است. سوابقش را که بنگری، می‌بینی زمانی “حزب‌اللهی” بوده، حالا چرخش روزگار باعث شده رنگ عوض کند. سبزاللهی شاید سال‌ها پیش در پاترول گشت می‌نشست و همکلاسی‌های دانشکده را لو می‌داد تا دستگیر شوند، الان جور دیگر دنبال حذف غیر خودی‌هاست.

سبزاللهی از مواهب جمهوری اسلامی برخوردار بوده، اما حذف سیاسی باعث شده ناگهان به فکر نیرو جمع کردن برای بازگشت به قدرت بکند.

سبزاللهی دوست دارد چنین فکر کنی که در طول این سال‌ها، همه کارهای بد را رقیب انجام داده، اما همه اتفاقات خوب افتخارش مال او و یارانش است. اگر سوال پیچش کنی، باید منتظر حذف خودت باشی.

در یادداشت نخست در باب آن دسته از مردمی که عکس خمینی را بر ماه جستجو می‌کردند نوشتم. به نظر من اکثریت سبزها چنین نیستند. اینکه بعضی از کامنت‌گذاران از سر ناراحتی سعی کردند “بعضی” را “همه” جلوه دهند، به نظرم خطایی ساده‌اندیشانه بود. بخش بزرگی از جنبش سبز از همین جماعت بارها و بارها ضربه خورده است. مگر طبقه متوسط ما قربانی بازی‌های نظام نبوده است؟ مگر خیلی از بازیگران همین نظام اینک سبزاللهی نشده‌اند؟ مگر همین‌ها نبودند که سال‌ها سوار بر موج احساسات بهره‌های فراوانی بردند؟
سبزاللهی، از حرف “خ” تا وقتی با منافعش جور در بیاید خوشش می‌آید. خمینی و خاتمی و خوئینی‌ها را دوست دارد بشنود، اما از شنیدن و حرف زدن در باره “خاوران” پرهیز می‌کند. الان آیت‌الله منتظری را مرجع مرحوم و بزرگوار می‌داند، اما زمانی که خمینی و احمدش آن بلا را سر منتظری و یارانش آوردند را به یاد نمی‌آورد. حذف آیت‌الله منتظری به خاطر پیگیری حقوق زندانیان در سال‌های ۶۰ و اعتراض به اعدام‌ها برایش نا آشنا است…اگر هم به رویش بیاوری، می‌اندازد گردن آن طرفی‌ها.

اگر از سبزاللهی بپرسی که چطور شد جناح چپ از مجلس چهارم جا ماند، یادش می‌رود که هاشمی چگونه با همراهی شورای نگهبان از قدرت دورشان کرد، اما حالا که هاشمی می‌تواند شریک استراتژیکشان باشد، آه و ناله سر می‌کنند از تلاش بخش‌هایی از نظام برای تضعیف مجمع!

بسیاری از ما اهالی رسانه در طی این سال‌ها ساکت بوده‌ایم، به هر دلیلی، و نتوانسته‌ایم حرفی بزنیم از ترس سانسور و حذف توسط ناشر و یا دستگیری، در شرایطی که آزادی‌اش را داریم چرا نباید کارمان را بکنیم؟

اگر از فعالان سیاسی خارج از کشور بپرسید که چرا سکوت کرده‌اند، کسانی که یارانشان در دهه ۶۰ شکنجه و اعدام شدند، چون “مرتد” بودند و کمیته سه نفری اسلام‌شان را سنجید و قابل قبول ندانست، خواهند گفت مصلحت این است که همراه شوند. البته این می‌تواند نتیجه تجربه بیست و چند سال بی‌سرانجامی فعالیت‌های سیاسی‌شان باشد، اما گویی همین مصلحت مانع بزرگی بر سر پیروی از پرنسیپ‌های قدیمی‌شان است.

اما آیا کسانی که تعلق خاطری به گروه‌های سیاسی ندارند و منافع حزبی را نمی‌طلبند باید تابع مصلحت‌اندیشی جماعت باشند؟ گمان نمی‌کنم.

سبزاللهی‌ها می‌خواهند همچون حزب‌اللهی‌ها شما را ساکت کنند.

اگر کسی سبز باشد و طرفدار تکثر، دشمن سانسور و حذف  باشد و  مخالف تقسیم‌بندی خودی و غیر خودی، من سبزاللهی نمی‌بینمش. اگر کسی حقیقت را قربانی مصلحت سیاسی نکند و از راهبران مسوولیت بطلبد، من سبزاللهی نمی‌خوانمش. اگر از حزب‌اللهی رنگ عوض کرده نباشد، نمی‌تواند سبزاللهی باشد.

می‌توان سبز بود، و سبزاللهی نبود.

خودنویس نیک آهنگ کوثر

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما