سیاست

دفاع جانانه از حقوق بشر وظیفه مهم معترضان

10 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=66

لینک کوتاه

جامعه جهانی این روزها، در مواجهه با دولت ایران دو موضوع را دنبال می کند، نخست مسئله هسته‌ای و دیگری نقض آشکار حقوق بشر در کشور، این درحالیست که دولت ایران هم نمی‌تواند خود را از جامعه جهانی دور کند یا از گزند تهدید و تحریم دور نگه دارد.در واقع شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی وسیاسی ایران چنین اجازه‌ای را به دولت ایران نمی‌دهد. از دیگر سو همزیستی در جامعه جهانی و داشتن ارتباط با کشورهای تاثیرگذار مستلزم قبول حداقل شرایط یک جامعه باز ، از جمله رعایت حقوق بشر و به رسمیت شناختن حقوق شهروندی در درون مرزها و جلب اعتماد بیرونی است. حتی اگر دولت ایران هم بخواهد در برابر فشارهای جامعه جهانی در مورد برخی از موارد مطرح در بیانه‌ها و معاهده های بین‌المللی مقاومت کند، در نهایت چاره‌ای ندارد جز آنکه به نظر مردم باز گردد و آن را به رسمیت بشناسد.

بر این اساس و تو جه به این مهم که دموکراسى تنها در دل پارادایم حقوق بشرتحقق می یابد. در این کشاکش هرچند که دموکراسى خواهى پیشینه درازى در ایران دارد اما در کشورهاى دیگر سابقه حقوق بشرخواهى و دموکراسى خواهى یک سابقه مشترک است. نمى توان دموکراسى را بدون آموزش پیش برد. این گزینشى نگریستن یکى از دلایل ناکامى این خواسته در جامعه ما بوده است.

 

 

جامعه جهانی این روزها، در مواجهه با دولت ایران دو موضوع را دنبال می کند، نخست مسئله هسته‌ای و دیگری نقض آشکار حقوق بشر در کشور، این درحالیست که دولت ایران هم نمی‌تواند خود را از جامعه جهانی دور کند یا از گزند تهدید و تحریم دور نگه دارد.در واقع شرایط جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی وسیاسی ایران چنین اجازه‌ای را به دولت ایران نمی‌دهد. از دیگر سو همزیستی در جامعه جهانی و داشتن ارتباط با کشورهای تاثیرگذار مستلزم قبول حداقل شرایط یک جامعه باز ، از جمله رعایت حقوق بشر و به رسمیت شناختن حقوق شهروندی در درون مرزها و جلب اعتماد بیرونی است. حتی اگر دولت ایران هم بخواهد در برابر فشارهای جامعه جهانی در مورد برخی از موارد مطرح در بیانه‌ها و معاهده های بین‌المللی مقاومت کند، در نهایت چاره‌ای ندارد جز آنکه به نظر مردم باز گردد و آن را به رسمیت بشناسد.

بر این اساس و تو جه به این مهم که دموکراسى تنها در دل پارادایم حقوق بشرتحقق می یابد. در این کشاکش هرچند که دموکراسى خواهى پیشینه درازى در ایران دارد اما در کشورهاى دیگر سابقه حقوق بشرخواهى و دموکراسى خواهى یک سابقه مشترک است. نمى توان دموکراسى را بدون آموزش پیش برد. این گزینشى نگریستن یکى از دلایل ناکامى این خواسته در جامعه ما بوده است.

در همین حال با توجه به رشد آگاهی های عمومی و افزایش مطالبات و انتظارات به ویژه  پس از وقایع خونبار و سرنوشت ساز پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم درایران تردید نباید داشت که حاکمیت  چاره ای جز حرکت در این مسیر را ندارند و در سطح جهانی و روابط بین‌المللی نیز، این امر اجتناب‌ناپذیر است.

قدرت سیاسی در ایران اما دارای یک سؤ پیشینه ریشه‌دار استبدادی است. قدرت سیاسی همیشه متمایل به عبور از حقوق بشر یا نقض آن بوده است. این رفتار حاکمان شکاف میان دولت- ملت را عمیق‌تر کرده و به تدریج موجب محو و زوال مشروعیت و اقتدار نظام شده است. به عنوان نمونه در چارچوب قانون اساسی مشروطه، شاه باید سلطنت می‌کرد نه حکومت و اگر شاه قانون اساسی را نادیده نمی‌گرفت و به سلطنت اکتفا می‌کرد و به آزادی‌های سیاسی احترام می‌گذاشت، دلیلی برای انقلاب 57 و سقوط نظام پادشاهی در ایران به وجود نمی‌آمد البته، این سرنوشت انحصاری محمدرضا شاه پهلوی نبود. هر حکومتی که بر اساس «حق قدرت» رفتار کند و از اخلاق معطوف به قدرت(ماکیاولیزم) پیروی کند لاجرم به همان سرنوشت دچار خواهد شد.

اما برای تحول خواهان طرفدار دمو کراسی در ایران ، تحقق حقوق بشر به منزله تأمین پیش‌نیازهای الزام‌آور مردم سالاری است. احترام به حقوق بشر، یعنی شکل‌گیری جامعه باز و تنها در یک جامعه باز وآزاد است که انتخابات آزاد امکان‌پذیر است و “حق انتخاب” معنا و مفهوم دارد.

این موضوع یعنی پی بردن به این واقعیت که بدون تأمین حقوق و آزادی‌های اساسی مردم، انتخابات آزاد و رقابتی و تحقق حاکمیت ملی سخن بیهوده و گزافی است. از طرف دیگر دموکراسی یک فرآیند یا پویش مستمر یادگیری و خطا کردن است. در جامعه استبداد زده ایران، دموکراسی، بدون منش دموکراتیک و تن دادن به مهمترین الزام آن یعنی رسمیت یافتن حقوق بشر به دست نمی‌آید. منش دموکراتیک نیز نیاز به صبر، تمرین و ممارست دارد. بی تردید دموکراسی خواهان، بیش از هر گروه وظیفه نهادینه کردن رفتار و منش دموکراتیک را بر دوش دارند. اگر این گروه نتوانند با تغییر در رفتارها، زمینه‌ساز تحول شوند، از نیروهای سنت گرا و اقتدار طلب نباید انتظار بیهوده داشت. آیا در منش و رفتار جریان‌های سیاسی طرفدار دموکراسی علایمی از پایبندی همیشگی به حقوق بشر دیده می‌شود؟ باید گفت بله، در منش و رفتار مبارزاتی رهبران معترض اصلاح طلب، اصلاح طلبان میانی و حامیان آنان حقوق بشر دیگر یک ژست سیاسی نیست بلکه پایبندی و دفاع از آن ضرروتی است که اتفاقا پاشنه آشیل پای چپ تمامیت خواهان اقتدار گرا در ایران امروز است.

در واقع باید بر این نکته پای فشرد که دموکراسى چیزى نیست که تنها در ساخت سیاسى و بالاى هرم قدرت اتفاق بیفتد، دموکراسى  در تمامیت جامعه رخ می نماید و به همین دلیل است که باید بر حقوق بشر تاکید کرد، اینکه تصور کنیم در صورتى که دموکراسى خواهى را بدون بشردوستی محور خواسته ها و سرلوحه برنامه ها قرار بدهیم مشکلات حل مى شود همان راهى را خواهیم رفت که در یکصد سال گذشته) از مشروطه تا امروز)رفته ایم. تاکید روى حقوق بشر به دلیل شفافیت و جامع بودن آن است.

بنیامین صدر

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما