سیاست

انتقادی بر ساختار تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی (قسمت اوّل)

10 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=64

لینک کوتاه

انتقادی بر ساختار تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی (قسمت اوّل)، شاهین بوستانی

 

دولت‌ها به‌عنوان یکی از کنشگران همواره در همه حوزه‌ها حضور دارند اما نه به دلیل سخیف جاسوسی که توسط دولت ایران تبلیغ می‌شود، و متخصصین حرفه‌ای نیز در

این عرصه‌ها یکی دیگر از کنشگران هستند، موفقیت هر پروژه به قدرت بهره‌گیری از فرصت‌ها توسط افراد مستقل بستگی دارد و وظیفه ما ارزیابی مداوم فرآیند پروژه‌ها به نفع جامعه است، و در این ارزیابی باید همیشه منشاء هر پروژه مد نظر قرار گیرد، فارغ از این‌که ممکن است مخالفان آن پروژه و در این مورد خاص، جمهوری اسلامی ایران از آن بهره‌برداری کند

 

 

پس از انتشار مقاله ام در هفته گذشته تحت عنوان [نوابغ ایرانی] در وب سایت “گویا نیوز” و تکثیر وسیع آن در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی ، ایمیل های زیادی در حمایت از گفته هایم در آن مقاله، از اشخاص حرفه ای در زمینه های مختلف دریافت کردم؛ از جمله از آقای بهروز آفاق http://www.bbc.co.uk/pressoffice/biographies/biogs/worldservice/behrouzafagh.shtml
رئیس منطقۀ آسیا اقیانوسیه سرویس جهانی بی بی سی و مسئول سرویس های بی بی سی به چهارده زبان که دربرگیرنده زبان مادری ایشان یعنی فارسی هم است . ضمنأ آقای آفاق به دوستان من در فیس بوک پیوسته اند!

آقای آفاق خطاب به من نوشتند: ” خیلی ممنون از لطف شما (منظورشان دریافت مقاله ام در “گویا نیوز” است). مطلبی را هم که درباره دوبله برنامه ها نوشته بودید، خواندم. هر دو مطلب نکات بسیار دقیق و مفیدی داشت که امیدوارم به بهبود کارم کمک کند.” با احترام و آرزوی توفیق: بهروز آفاق.

همانطور که ملاحظه می کنید آقای آفاق خیلی به بهبود کارهایشان علاقمند هستند. ولی هرگز از دوستان حرفه ای که من می شناسم یا آنهایی که در هفته گذشته بعد از چاپ مقاله ام با من تماس گرفتند، مشاورتی یا دعوتی بعمل نیآورده است. چرا؟

اساس مقاله ای که پیش رو دارید حاصل همین گفتگوهای من با این دوستان چه بصورت حضوری ویا مجازی است تا با تکیه بر تجربه های غنی حرفه ای آنها گردانندگان شبکه بی بی سی فارسی را متعهد به پاسخگویی کنیم. طبق رسم متدوال، در بدو شروع به برنامه ریزی برای تلویزیون بی بی سی فارسی در سال ۲۰۰۶ ، باید از جامعه فارسی زبان یک همه پرسی انجام می شد و پاسخگویی گردانندگان شبکه بر بستر آن طراحی می شد. اما حالا هم دیر نیست.

اوّل باید به یک مسئله اساسی اشاره کرد؛ دلیل اصلی تشکیل این کانال تلویزیونی همان دلیلی است که دولت فرانسه برای راه اندازی یک شبکه تلویزیونی ۲۴ ساعته خبری به زبان انگلیسی و فرانسوی داشت. ژاک شیراک؛ رئیس جمهور وقت فرانسه، در زمان حمله آمریکا به عراق از اینکه دیدگاه های دولت فرانسه ومخالفتش با حمله به عراق بدرستی از دیگر شبکه های تلویزیونی انگلیسی زبان مثل CNN و BBC مطرح نشد ، بسیار ناخرسند بود و این خود باعث شد که آمریکا و انگلیس بتوانند اذهان عمومی را برای حمله به عراق آماده کنند. ژاک شیراک بعد از آن تجربه تلخ، دستور تأسیس این کانال را با تامین هزینه های هنگفت داد.

بی بی سی هم که می دید با شرایط بحرانی ایران و خاورمیانه و افت شدید تعداد شنوندگان رادیویی آن در ایران، و بالا بودن تعداد تماشاچیان تلویزیون های فارسی زبان خارج کشور و بخصوص شبکه تلویزیونی صدای امریکا در ایران، جایگاهی برای طرح دیدگاه های خود ندارد و نمی خواست که از قافله عقب بماند، تصمیم گرفت از طریق ایجاد یک تلویزیون فارسی زبان، برای گنجاندن دیدگاه های دولت انگلیس در لابلای برنامه های دیگر شبکه تلویزیونی فارسی، فرصتی فراهم کند.

اگر تلویزیون بی بی سی فارسی نبود چگونه وزیر امور خارجه انگلیس و سفیر انگلیس در ایران می توانستند دیدگاه های خود را در منطقه منتشر کنند؟ به هر کدام از آنها نیم ساعت وقت در برنامه “به عبارت دیگر” داده شد. با نبود این کانال آیا فکر می کنید آنها می رفتند و با شبکه تلویزیونی صدای امریکا مصاحبه می کردند؟ هرگز!

این کانال توانست فرصت مصاحبه با این افراد را در میان صدها مصاحبه با افراد دیگر قابل پذیرش کند! (بررسی دقیق و مقایسه جزئیات زمانی که به این اشخاص و سایرین اختصاص داده شده را به محققان پیشنهاد می کنم.) البته من هیچ اشکالی هم به این وارد نمی بینم و وجود آنها در آن برنامه ها کاملأ قابل قبول بود. ولی می خواهم این را بگویم که اگر بی بی سی فارسی نبود آنها چه از نظر سیاسی و چه از نظر پرستیژی هرگز حاضر به مصاحبه با شبکه تلویزیونی صدای امریکا نمی شدند. و در آن صورت چگونه می توانستند مردم فارسی زبان را در آن کشورها با عقاید خود آشنا کنند.

من می خواهم این نکته را با صراحت در اینجا تأکید کنم که نمی خواهم که جمهوری مخوف اسلامی ایران از این مسئله بُل بگیرد وتمام مشکلات اسفناکی را که برای شهروندانش ایجاد کرده است، به گردن این شبکه مهم و ارزشمند برای تمام فارسی زبان دنیا بیاندازد. اما دلیل و انگیزه و منشاء اصلی تأسیس این شبکه را هم نباید ماست مالی کرد. چرا که این حق دولت هاست که ابزار رسانه ای خود را داشته باشند همانگونه که حق اعضای جامعه مدنی است که از این امکان بطور مستقل برخوردار شوند. و این با نگرش بسیار سخیف جمهوری اسلامی و تلقی جاسوسی و تحریک جنبش اجتماعی در ایران بسیار متفاوت است.

اتفاقی که در این میان افتاده است این است که اعضای جامعه مدنی به دلیل محدودیت های شدید مالی و هزینه های گزاف شبکه های تلویزیونی، تلاش می کنند با استفاده از حق دولت ها، از فرصت فراهم شده توسط آنها فرصتی را هم برای خود فراهم کنند تا مستقلانه از این ابزارهای رسانه ای برای طرح دیدگاه های خود استفاده کنند. توازن میان حضور اندیشه های مستقل و دولتی بستگی به توانایی و قدرت حرفه ای های مستقلی دارد که به همکاری با این شبکه های تلویزیونی مشغولند.

یکی از ابزاری که به حرفه ای های مستقل توانایی لازم را برای اعمال قدرت در شبکه های تلویزیونی می دهد، همان اصول حرفه ای است که بر این شبکه ها به دلیل سال ها فعالیت افراد مستقل در آن ها حاکم شده است، از جمله وجود یک سازمان مستقل مردمی برای ارزیابی برنامه های تلویزیونی. ناتوانی و نادیده گرفتن این اصول، افراد مستقل فعال در این شبکه های تلویزیونی را ناتوان می کند و آنها را به ابزار انتقال اندیشه های دولتمردان تبدیل می کند. این همان نکته بسیار ظریفی است که من تلاش دارم با یادآوری منشاء شکل گیری شبکه بی بی سی فارسی برجسته کنم تا افراد مستقل فعال در این شبکه توانمندتر به ایفای نقش خود بپردازند.

در تمام مدل های ارزیابی پروژه ها حتی توسط بانک جهانی، اولین گام ارزیابی، شناسایی منشاء آن پروژه است نه به این دلیل که پروژه ها با این ارزیابی رد یا تائید شوند، چرا که بسیاری از پروژه های موفق توسعه در دنیا که ایده آنها توسط دولت ها طرح شده است، منجر به این شده اند که مردم برندگان اصلی آن پروژه ها باشند. ارزیابی اینگونه پروژه ها نشان می دهد که متخصصین فعال در این پروژه ها قادر بوده اند که آگاهانه از این فرصت ها به نفع مردم بیشترین بهره را ببرند.

اگر بخواهم سخنم را در این زمینه به جمعبندی برسانم باید بگویم که دولت ها بعنوان یکی از کنشگران همواره در همه حوزه ها حضور دارند اما نه به دلیل سخیف جاسوسی که توسط دولت ایران تبلیغ می شود، و متخصصین حرفه ای نیز در این عرصه ها یکی دیگر از کنشگران هستند، موفقیت هر پروژه به قدرت بهره گیری از فرصت ها توسط افراد مستقل بستگی دارد و وظیفه ما ارزیابی مداوم فرآیند پروژه ها به نفع جامعه است، و در این ارزیابی باید همیشه منشاء هر پروژه مد نظر قرار گیرد، فارغ از اینکه ممکن است مخالفان آن پروژه و در این مورد خاص، جمهوری اسلامی ایران از آن بهره برداری کند. آنچه در این زمینه بیشتر به نفع جمهوری اسلامی است عدم ارزیابی دقیق و ناموفق بودن این شبکه است!

از منشاء شکل گیری شبکه بی بی سی فارسی که بگذریم، در فرآیند اولیه شکل گیری این شبکه این سئوال برای مسئولین بی بی سی پیش آمد که بودجه سنگین این کانال را چگونه باید تأمین کرد و با پرسنل رادیویی چه باید کرد. وزارت امور خارجه دولت انگلیس بودجه ۱۵ میلیونی این کانال را در سال ۲۰۰۶ تأیید کرد. اما این کافی نبود. یکی از راه حل های تامین بودجه مورد نیاز، کاهش برنامه های رادیویی به زبان فارسی بود. اما این خود مشکل دیگری پیش می آورد؛ حقوق این کارمندان مازاد بیکار رادیویی را چگونه می شد توجیه کرد؟ چرا که برای اخراج آنها بعد از سال های متوالی کار در رادیو بی بی سی باید حداقل مبلغی حدود صد و پنجاه هزا پوند برای هر نفر پرداخت می شد. با این هزینه گزاف چه باید می کردند؟ تازه از طرفی این همه خبرنگاران تربیت شده را که هم به خوبی با دیدگاه های دولت انگلیس آشنا هستند و هم از قوانین بی بی سی مطلع می باشند ، به این سادگی نمی شود از دست داد. این پرسنل بخوبی می دانند که چقدر باید آسه بیان وآسه برن!

از طرف دیگر هم اگر دست به استخدام پرسنل جدید فارسی زبانی می زدند که سابقه فراوان و خوب در تلویزیون وسینما دارند، نمی دانستند که با چه جانورانی طرف خواهند بود. واین برایشان بسیار خطرناک بود. در نتیجه تصمیم گرفته شد که تمام پرسنل رادیویی را به تلویزیون منتقل کنند و یک شرکت خصوصی را هم مسئول راه اندازی این کانال کردند. سپس میلیون ها پوند هزینه آموزش تلویزیونی به این کارمندان و خبرنگاران رادیویی کردند. البته این روش بندرت نتایج خوبی دارد. ومشکل “تلویزیون رادیویی” که در مقاله قبلی بدان اشاره کردم، از همین جا شروع شد.

اساسأ نطفه یک برنامه تلویزیونی کاملأ در تصویر شکل می گیرد نه در کلام! اما در رادیو بر عکس این است. ولی متأسفانه دوستان خبرنگار بسیار با شعور ما در تلویزیون فارسی هنوز کلام را به تصویر ترجمه می کنند و این یک اشکال اساسی است. این را نمی شود به کسی تعلیم داد، همانگونه که نمی شود به کسی درس شاعری داد.

از طرف دیگر پرسنل رادیویی از چنین شانس طلایی ای که بتوانند در تلویزیون کار کنند، استقبال فراوانی کردند. چون درصد خیلی کمی از آنها امکان استخدام شدن در کانال های تلویزیونی انگلیسی دارند زیرا از تجربه های لازم برای این رسانه برخوردار نیستند و از طرفی هم رقابت های فراوانی از طرف اشخاص بسیار با تجربه در صحنه بازار تلویزیون انگلیس وجود دارد که شانس بسیار بسیار کمی برای آنها باقی می گذارد. آنها این را خود بخوبی می دانند و سردمداران آنها نیز از این مسئله راضی هستند چرا که نخشان همیشه گیر مسئولین امر خواهد بود و مطمئن خواهند بود که آسه خواهند آمد و آسه خواهند رفت.

جالب اینجاست که این دوستان بین خود دعوا دارند ولی بر ضد غیر خودی ها صف می کشند. همانطور که این امر در دولت احمدی نژاد نیز صادق است! و این قضیه مرا به این فکر می اندازد که واقعأ چه فرقی بین دوستان تلویزیون بی بی سی فارسی ما و رژیم شرم آور احمدی نژاد وجود دارد. ما آنها را امل، عقب افتاده و قرون وسطایی می دانیم ولی دوستان تلویزیونی ما که تحصیل کرده های مدرن و لیبرال هستند در عملکردشان در این زمینه تفاوتی با آنها ندارند! واقعأ که…

نتیجه این شده است که ما تماشاچیان میلیونی از این مسئله زجر بکشیم و دوستان به ما یک تلویزیون درجه ۳ بی بی سی انگلیسی تحویل بدهند چرا که ما قرون وسطایی هستیم و از یک کشور جهان سومی آمده ایم. به حق که دست شما درد نکند. ما را شما مفتخر کردید.

در مقالات آینده به تأثیر این نوع فضا در کیفیت تک تک برنامه ها خواهم پرداخت. همچنین نقش پرسنل غیر فارسی زبان این کانال را هم بررسی خواهم کرد: چه نفعی خود آنها شخصأ از این شرایط می برند، ضمنأ چه سودی تلویزیون فارسی و تلویزیون مادر از این شرایط نصیبش می شود. اینها همگی دست بدست هم داده در درست کردن آش شل قلمکاری که بیا و ببین.

اما بر گردیم به نقش پر اهمیت تلویزیون فارسی در انتقال لحظه به لحظه اتفاقات اخیر ایران و اهمیت آن برای مردم ایران و تلویزیون بی بی سی مادر در کل.

در مقاله قبلی به اهمیت فراوان این شبکه و نقش مؤثری که تلویزیون بی بی سی فارسی در اطلاع رسانی در باره اوضاع فجیح داخلی ایران به مردم ایران و دنیا داشت، پرداختم. ولی این نکته را هم نباید فراموش کرد که وجود تلویزیون بی بی سی فارسی باعث شد که مردم ایران هم فیلم ها و تصاویر فوق العاده زیادی مجانأ در اختیار بی بی سی فارسی بگذارند تا به دنیا نشان دهند چه بی عدالتی هایی در ایران صورت می گیرد. از این تصاویر مجانی، هم تلویزیون مادر و هم سرویس جهانی بی بی سی در اخبار خود فراوان استفاده کردند و ضمنأ آنها را به تلویزیون های دیگرهم فروختند!

چنین امکانی هرگز برای بی بی سی مادر بدون تلویزیون بی بی سی فارسی وجود نداشت، و مردم خیلی کمتر فیلم ها و تصاویر خود را به تلویزیون مادر می فرستادند. در آن شرایط بی بی سی مادر مجبور می شد که این فیلم های دسته دوم را از کانال های دیگر دنیا مثل شبکه تلویزیونی صدای امریکا خریداری کند. اینجاست که می بینیم که وجود تلویزیون بی بی سی فارسی چقدر برای بی بی سی مادر سود آوربوده است و چقدر خوب بی بی سی فارسی نقش دلال را بازی کرده است.

البته منکر این هم نباید شد که مردم ایران در این معامله سود کوتاه مدت برده اند واین یک مشکل اساسی در این زد و بند با پیچید گی های خاص خودش است که می باید بطور مفصل و در بحث های مختلف توسط دوستان دیگر برای راهگشایی مورد بررسی قرار گیرد.

این مشکل سؤاستفاده دو گانه از وجود شرایط نا مناسب ایران گردنگیر فیلمسازان مستند داخل کشور ما نیز شده است. برنامه آپارات شبکه بی بی سی فارسی پنجره ای شده است برای نمایش فیلم های مستند فارسی زبانانی که چنین امکانی در داخل کشورشان وجود ندارد. و ضمنأ این برنامه این امکان را به تماشاچیان خارج از کشور داده است که بدانند که در داخل ایران چه می گذرد.

این برنامه ۵۰ دقیقه ای ارزانترین برنامه های شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی است. برای پر کردن یک چنین برنامه ای در انگلیس، این شبکه فارسی باید در حدود ۵۰ هزار پوند هزینه می کرد. اما تهیه این برنامه با مبلغ نا چیزی که این شبکه به این فیلمسازان می دهد فقط حدود ۱۰ هزار پوند در هفته خرج بر می دارد. البته برای این فیلمسازان، این مبلغ نا چیز غنیمتی است با ارزش، چونکه حداقل، فیلم هایشان نشان داده می شود ولی این مبلغ، کفاف زندگیشان نیست و امکان تهیه فیلم بعدی را برایشان فراهم نمی کند.

حالا این سئوال مطرح می شود که چرا بی بی سی فارسی این صرفه جویی ۴۰ هزار پوندی برای هر ساعت را که درکل مبلغی در حدود ۲ میلیون پوند در سال می شود صرف سرمایه گذاری برای فیلم های این مستند سازان نمی کند؟ با این مبلغ می شود برای مدت یک سال برنامه های مختلف جدید برای پخش در هر هفته تهیه کرد ودیگر مثل حالا مجبور به تکرار بیش از حد آن برنامه ها نخواهند بود. عدم درایت به جایی رسیده است که گردانندگان این شبکه بالاجبار حتی فیلم هایی را که واقعأ چه از نظر خلاقیت و چه از نظر تکنیکی بسیار ضعیف هستند، نشان می دهند.

با سرمایه گذاری این مبلغ، بی بی سی می تواند تحولی عظیم و ارزشمند در خلق آثار ایجاد کند. ضمنأ چون سرمایه کامل این فیلم ها برعهده بی بی سی خواهد بود، می توانند آنها را به کانال های دیگر در انگلیس و دنیا بفروشند. با سود حاصله می توانند دوباره برای ساخت برنامه های دیگر در این زمینه سرمایه گذاری کنند. اما متأسفانه این کار در حال حاضر صورت نمی گیرد.

از سوی دیگر طبق قوانینی که بی بی سی با انجمن تهیه کنندگان انگلیس PACT و اتحادیه دست اندرکاران سینما وتأتر BECTU دارد، آنها باید حداقل ۲۵ در صد از کل بودجه سا لیانه خود را به تهیه برنامه های اروژینال اختصاص دهند که توسط شرکت های مستقل از بی بی سی تهیه می شوند. با توجه به بودجه ۲۵ میلیون پوندی امسال این شبکه، تقریبأ ۶ میلیون پوند باید صرف تولید چنین برنامه هایی شود. با پیشنهاد ۲ میلیونی من برای سرمایه گذاری در تهیه فیلم های مستند توسط فیلمسازان مستقل برای برنامه آپارات، می ماند ۴ میلیون پوند که می شود آن را صرف برنامه سازی توسط فیلمسازان حرفه ای مستقل فارسی زبان در انگلیس و دیگر نقاط جهان کرد. این یعنی حدودأ ۸۰ ساعت برنامه جدید در سال! و این تحرکی بی نظیر در متنوع سازی برنامه ها ورقابت های سالم هنری ایجاد خواهد کرد، چیزی که الان جایش در برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی بسیار خالی است و این شبکه به آن مثل خون تازه در یک عمل جراحی بسیار سخت اما ضروری محتاج می باشد.

این کاری است که تلویزیون بی بی سی فارسی اگر که نخواهد به زباله دان تاریخ بپیوندد، باید انجام دهد. یکی از دوستان با سابقه معتبر حرفه ای، که بعد از چاپ مقاله قبلی ام با من تماس گرفت، می گفت که با این کار، بی بی سی می تواند نسل مهاجر دومی و سومی را به کارهای خلاق تلویزیونی در کشورهای مختلف بکشاند. واین خود تحولی عظیم در برنامه سازی و تنوع سازی در آن ایجاد خواهد کرد که کارمندان تلویزیون بی بی سی فارسی مستقر در میدان آکسفورد لندن از انجام آن کاملاعاجز هستند.

اما این کارها در ساختار فعلی تلویزیون بی بی سی فارسی انجام نمی شود و باید سئوال کرد که چرا؟ و کسی نیست که جواب ما را بدهد. پاسخ به این پرسش های اساسی فقط از طریق یک همه پرسی از جامعه متفکر فارسی زبان و یک تشکل حرفه ای مردمی امکان پذیر است که می تواند این سئوالات کلیدی را از سردمداران بپرسد و نتیجه کار آنها را مورد بررسی دقیق قراردهد. هر چند این یک راه طولانی چند ساله خواهد بود اما همراهی تمام فعالین در زمینه های مختلف می تواند در بهبود استاندارد تلویزیون بی بی سی فارسی نقش مؤثری داشته باشد وآن را به استانداردهای طلایی بی بی سی مادر نزدیک تر کند. به امید آن روز.

شاهین بوستانی
فروردین ۱۳۸۹ لندن

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما