جامعه سوسیال دموکرات های لائیک ایران سدلا
 
آخرین اخبار

گزارش سالانه دیدبان حقوق بشر: سرکوب و نقض آزادی بیان در ایران غم‌انگیز است

7 ماه گذشته
298 بازدید

مشاهده تصویر

Loading

+ لیست علاقه

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=116633

لینک کوتاه

QR Code For:  گزارش سالانه دیدبان حقوق بشر: سرکوب و نقض آزادی بیان در ایران غم‌انگیز است

به تازگی گزارش سالانه سازمان دیدبان حقوق بشر منتشر شده که در آن عملکرد حکومت ایران در زمینه «سرکوب و نقض آزادی بیان، محاکمات عادلانه، برابری جنسیتی و آزادی‌های مذهبی» غم انگیز توصیف شده است.

دیدبان حقوق بشر در این گزارش عوامل سرکوب‌گر در نیروهای امنیتی، دستگاه قضایی و نهادهای غیرانتخابی مثل شورای نگهبان را متهم کرد که کنترل شدید خود را بر فضای سیاسی و نیز سرکوب حقوق بشر در ایران را احیا کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دهها تن از روزنامه نگاران، فعالان سرشناس کارگری و فعالان رسانه‌های اجتماعی را احضار و تهدید و یا بازداشت کرده اند. در این میان، چند مدافع و فعال حقوق بشر از جمله نرگس محمدی، از مسئولان کانون مدافعان حقوق بشر ایران، پشت میله‌های زندان باقی مانده‌اند. همچنین دادگاه‌های انقلاب، چند تن از فعالان سیاسی و مدنی و تعدادی از شهروندان دوتابعیتی را به خاطر جرایم مبهم مربوط به امنیت ملی به زندان محکوم کردند.

سارا لی ویتسون، مسئول بخش خاورمیانه در دیدبان حقوق بشر می‌گوید: «تصمیم گیرندگان در ایران کاملا مشخص کرده‌اند که برخورد با موارد شدید نقض حقوق بشر، در دستور کارشان نیست. مقاماتی که به شکل فعالانه مرتکب نقض حقوق بشر می‌شوند و دیگرانی که این نقض‌ها را به چالش نمی‌کشند مسئول شرایط وخیم حقوق بشر در ایران هستند».

پیش از این، گروه‌های مدافع حقوق بشر گزارش داده‌اند که حکومت ایران تا پایان نوامبر ۲۰۱۷ میلادی،‌ دست‌کم ۴۷۶ تن را اعدام کرده و چهار تن نیز به اتهام ارتکاب جرایم خشونت بار در زمانی که کمتر از ۱۸ سال داشتند،‌ به مجازات مرگ محکوم شده‌اند.

در این میان، بر اساس گزارش دیدبان حقوق بشر، موارد جدیدی از تبعیض علیه اقلیت‌های مذهبی نیز انجام شده است. به رغم اینکه مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی، از هفت عضو رهبری جامعه بهاییان ایران، پس از ۱۰ سال حبس از زندان آزاد شدند، ولی آمارها نشان می‌دهند که تا حدود دو ماه پیش، هنوز ۹۲ تن از بهاییان در زندان بوده‌اند.

در این گزارش همچنین به مواردی منفی مانند لغو عضویت سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد به دلیل زرتشتی بودن او از سوی شورای نگهبان و همچنین‌ قوانین و سیاست‌های تبعیض آمیز در مورد ازدواج و طلاق، وراثت، سرپرستی فرزندان و نابرابری بین زنان و مردان اشاره شده است.

به گفته دیدبان حقوق بشر، زنان در عرصه اقتصادی به حاشیه رانده شده‌اند و فقط ۱۶ درصد از نیروی کار در ایران را تشکیل می دهند. این در شرایطی بود که حسن روحانی در جریان انتخابات اردیبهشت سال ۹۶، از تبعیض جنسیتی انتقاد کرده و وعده داده بود «حضور زنان در عرصه های مهم مدیریت و تصمیم گیری را افزایش دهد» اما او این کار را نکرد و با وجود آنکه بسیاری، از جمله بخشی از نمایندگان مجلس انتظار داشتند، آقای روحانی هیچ زنی را در مقام وزارت منصوب نکرد.

گزارش سالانه دیدبان حقوق بشر: سرکوب و نقض آزادی بیان در ایران غم‌انگیز است

Facebook Comments

فایل های پیوست این مطلب

نظرات
  1. makaremi
    ۳ بهمن, ۱۳۹۶
    پاسخ

    نظر یکی از عزیزان از ایران :

    استاد مکارمی عزیز
    با خواندن متن سخنرانی شما در پارلمان اروپا به داشتن چنین استادی بر خود بالیدم. استادی که دور از وطن دغدغه وطن دارد و غم این خفته چند، خواب در چشم ترش می شکند…
    صدای شما بی گمان رسا بوده و بر دلها نشسته است هر چند که تاریکی و یاسی آشنا در آن شنیده می شود. به عنوان یک ایرانی که داخل کشور از ابتدای عمرم چند ماهی در آن رژیم و بقیه در این رژیم، لحظه به لحظه با ایران بوده ام و تحولات آن را با امر واقع خودم یعنی بدنم ادراک کرده ام، نمی توانم باور کنم که هیچ کورسوی روشنی…دیده نمی شود چرا که مردم ما ثابت کرده اند که در دل تاریک ترین سیاهی ها نور می بینند:
    چه می گویم که هست این نکته باریک
    شب روشن میان روز تاریک…
    به باور من نه تنها کورسوی روشن که چراغ ها و مشعل های روشنی دیده می شود که حاصل جنگ نرم گفتمان آریایی با گفتمان اربابی است. گفتمانی سرشار از هوش و نبوغ ایرانی که همچون شما حتی در شرایط تبعید و عزلت، خورشیدی می شود و بر تارک تاریک آسمان می درخشد.
    ما در بسیاری از مسائل توانسته ایم زبان زور را از خود دور کنیم در این چهل سال و زبان عقلانیت را حاکم سازیم… ما توانسته ایم اجبار بر حجاب چادر را برداریم… توانسته ایم اکثریت اصول گرا را با اقلیت اصلاح طلب به اکثریت اصلاح طلب و اقلیت اصول گرا تبدیل نماییم… توانسته ایم زبان تهدید، زور و فقط را تا حدود زیادی به زبان بهتر است و پیشنهاد می شود و… تغییر دهیم… توانسته ایم با وجود تحریم های بنیاد بر انداز هویت و اصالت خود را تا حدود زیادی حفظ کنیم و سلطه گران و استکبار جویان جهان را پای میز مذاکره بنشانیم… توانسته ایم در اوج نا امنی های این منطقه کشوری ایمن داشته باشیم از گزند داعش و القاعده و طالبان، کاری که حتی اروپاییان نیز نتوانسته اند با وجود بعد مسافت از این منطقه عصیان!

    اما انسان ,آنهم انسان فرهنگی, راهی خواهد یافت, بی گمان راهی وجود دارد, که گفت و شنود نا شنوایان را به گفت و گویی مدارا جویانه, تبدیل کند. تا آنجا که ” فقط گرایان عقب نشینی کنند.” .
    اما گفتید گفت و شنود ناشنوایان:
    به تازگی قرار است برای کانون ناشنوایان مشهد خدماتی از جانب کلینیک ما ارائه شود به طور رایگان و یا با اقل هزینه… در میان آنها متوجه شدم که آنها گفت و شنودی بسیار انسانی با هم دارند: بر سر هم داد نمی زنند، در سکوت مطلق سخنانی پر هیجان می گویند، احتمالا منظور یکدیگر را به خوبی متوجه می شوند، عاطفه شان را نه در داد زدن و لحن صدا که در پیچ و تاب دستان و علائم چهره شان نشان می دهند و…
    آیا این گفت و شنود اشکالی دارد؟ آیا رواست که این نام بر گفت و شنود انسانهایی نهاده شود که خود را به ناشنوایی زده اند و زبان ناشنوایان را هم بلد نیستند؟!
    من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
    من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
    جایی که هر دو ناشنوا باشند بالاخره راهی می یابند اما جایی که یکی ناشنوا و دیگری ناگویاست، چه می توان کرد؟
    گفتمان امروز ایران این است که یکی عاجز از اعتراض و دیگری عاجز از شنیدن این اعتراض است. یکی ابزار گفتن در اختیار ندارد و دیگری که این ابزار را دارد ابزار شنیدن را!

  2. makaremi
    ۳ بهمن, ۱۳۹۶
    پاسخ

    نظر یکى از دوستان گرامى

    ‎سلام بنظر من هم در قانون اساسی فعلی و هم در بخشی از حاکمیت وهم در نهاد های مدنی وهم در مدیای داخلی وبین المللی این ظرفیت وجود دارد که شنیدن به اصل پذیرفته ای تبدیل شود.از جمله همین نوشتار شما که شما میگویید ومن میشنوم ودر حد خودم پاسخ میدهم.مشکل در اینجاست که محدوده فرکانسی برای شنیدن قایل نباشیم.حد تحمل خودمان را بالاببریم.حتما میشنویم.ان فضا فقط به سپهر سیاسی مربوط نمیشود.بلکه به ابعاد وظرفیت پذیرش خودمان هم مربوط است.موفق باشید.

    نظر یکى از دوستان گرامى دوست عزیز حسن. من از دور همواره نوشته ها ی شما را میخوانم. من با شما همفکرم که تلاشی همگانی نیاز داریم تا باهم راه گفت و شنودجامعه مدنی را با فقط گویان هموار کنیم. البته کارساده ای نیست چون عده ای از انها حکومت و قدرت را در دست گرفته و به هیچ وجه حاظر به از دست دادن ان نیستند. تعدادشان هم کم نیست. راهی بجز انقلابی دیگر به نظر نمیرسد ولی متاسفانه هنوز تعداد جوانها ی روشن و دانا و توانا برای مبارزه و بعد از ان بدست گرفتن امور و بویژه پایبند به اصول اولیه دموکراسی بسیار کم هست. شاید در این مرحله این وظیفه ماست که برای بیشتر کردن ان جوانها کوشش کنیم.

  3. makaremi
    ۳ بهمن, ۱۳۹۶
    پاسخ

    نظر یکى از دوستان گرامى

    ‎سلام بنظر من هم در قانون اساسی فعلی و هم در بخشی از حاکمیت وهم در نهاد های مدنی وهم در مدیای داخلی وبین المللی این ظرفیت وجود دارد که شنیدن به اصل پذیرفته ای تبدیل شود.از جمله همین نوشتار شما که شما میگویید ومن میشنوم ودر حد خودم پاسخ میدهم.مشکل در اینجاست که محدوده فرکانسی برای شنیدن قایل نباشیم.حد تحمل خودمان را بالاببریم.حتما میشنویم.ان فضا فقط به سپهر سیاسی مربوط نمیشود.بلکه به ابعاد وظرفیت پذیرش خودمان هم مربوط است.موفق باشید.

    نظر یکى از دوستان گرامى دوست عزیز حسن. من از دور همواره نوشته ها ی شما را میخوانم. من با شما همفکرم که تلاشی همگانی نیاز داریم تا باهم راه گفت و شنودجامعه مدنی را با فقط گویان هموار کنیم. البته کارساده ای نیست چون عده ای از انها حکومت و قدرت را در دست گرفته و به هیچ وجه حاظر به از دست دادن ان نیستند. تعدادشان هم کم نیست. راهی بجز انقلابی دیگر به نظر نمیرسد ولی متاسفانه هنوز تعداد جوانها ی روشن و دانا و توانا برای مبارزه و بعد از ان بدست گرفتن امور و بویژه پایبند به اصول اولیه دموکراسی بسیار کم هست. شاید در این مرحله این وظیفه ماست که برای بیشتر کردن ان جوانها کوشش کنیم.

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما