سخنان جلال ایجادی در نخستین کنگره حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

جلال ایجادی: جامعه شناس، نویسنده، استاد دانشگاه، پژوهشگر، فعال سیاسی مستقل (پاریس)
نخستین کنگره حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران (همسازی ملی جمهوری خواهان ایران)
حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران – همسازی ملی جمهوری خواهان ایران – در روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئن ۲۰۲۲ میلادی برابر با سوم و چهارم تیرماه ۱۴۰۱ خورشیدی نخستین کنگره خود را در پاریس برگزار کرد.
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان بنیاد آزادی اندیشه و بیان سوم تیر ماه ۱۴۰۱ پاریس

مطالب مرتبط با این موضوع :

5 پاسخ

  1. با درود نخست بگویم که بسیار بیمارم و فقط از سر درد و پند است که مینویسم. باید بگویم بیشرفان اسلام صد بشر اینترنت را قطع یا در حد قطعی کند کرده اند. بنا براین خوب است که مختصرِ هر سخنان ویدوئی نوشته نیز بشود. چنانکه یک بار دیگر نیز در جائی نوشته ام اصالتا تبریزی هستم. و تبریز صددرصد ایرانی پارسی پهلوی بوده و خواهد بود. زبان پارسی اصلا مربوط به یک قوم نیست زبان سیمانی و پیوند دهنده تمام ایرانیان است. این انتخاب تاریخی ست از تمامی مردم ایران. از بیش از هزار سال پیش کسی مثل قطران تبریزی چکامه هائی به زبان پارسی دارد آن موقع حتا سعدی و حافظ و خیام هم هنوز نیستند! که تا به امروز و شهریار ادامه داشته و دارد. آنهائی که ضد زبان پارسی هستند ضدیتشان با ایرانیت است با یکتائی ایران است. اگر ما هر اسم دیگری هم رویش بگذاریم آنها با آن هم ضدیت خواهند داشت. آنهائی که دور هم جمع شدند تا شورای مدیریت گذار درست کنند که درشان تجزیه طلبها هم بودند، بعد دیدند نگرفت از دری دیگر وارد شدند! درِ « شورای ملی تصمیم » اینها همه اش برای سائیدن پیوندهاست تا بگسلند و پاره کنند. تا رابطه ها را بفرسایند. آنها اره و کارد و ساطور در دست گرفته اند تا کاری کنند که بچه های ما در تبریز و در بلوچستان در لرستان و هر کجا دیگر نتوانند اشعار سعدی و خیام و فردوسی و حافظ بخوانند. آنها فغلا دم از « حکومت غیر مرکزی » و با « تاکید » میزنند. تا کم کم پیوندها را بخشکانند. من از شاهزاده رضا پهلوی میخواهم تا در این دام نیفتد. من از ملیون سراسر ایران از بلوچستان تا لرستان و اذربایجان اصفهان و یزد و کرمان و کردستان و رشت و مازندران و تهران میخواهم تا ضدیت خود را با این نوشته نابخردانه و ضد ایرانی این گروه «شورای (ضد) ملی تصمیم» نشان دهند. آز آنها میخواهم تا یک گروه محکم و استوار تشکیل دهند که در آن همه ی گروههای ایراندوست از تمامی مردمان ایران باشنده اش باشند. بیانیه ای محکم نوشته و صادر کنند که در آن با تاکید گفته شود که باید شرایطی به وجود آید که یک بلوچ و یک سیستانی و یک اذربایجانی و یک مازندرانی، یک کًرد و یک یزدی و کرمانی و اصفهانی و یک رشتی و یک شهری و یک روستائی با آموزش با در اختیارش قرار دادن تمامی امکانات در کشور ثروتمندی چون ایران بتواند تا بالاترین مقام ریاستی و وزارتی و داوری و اقتصادی برسد. این حق هر ایرانی ست تا با هر مذهب و مرام و زبان مادری و لهجه بتواند رئیس جمهور و وزیر و وکیل شود. باید این واژه ها که همچون کشیدن اره بر پیوندهامان هستند دوری کرد. ما همگیمان مردمان ایران زمین هستم و باید کسانی را که از فدرالیسم و حکومت غیر مرکزی دم می زنند اکیدا دوری کنیم و آنها را منزوی سازیم. باید توهین به پرچم ایران توهین بر خلیج پارس را همگان محکوم کنید. کارهای این آقایانی که دور هم جمع شده اند و نیانیه نوشته اند فقط کمک به حکومت اسلام ضد بشر میکند. من در چند جا این مطلب را نوشتم اما از پاسخشان دریافتم که ازتجزیه طلبان ترسیدند و آنرا منتشر نکردند. کسی در گویانیوز از پیری خودش نالید و از اینکه ماهیچه هایش دارند افت میکنند روضه خوانی کرده و زندان رفته و چپی ست و پشتبان تجزیه ایران است و…مقاله ای نوشته و کسانیکه از توهین به پرچم ایران و لگوی احمقانه شان و هم از پاک کردن خلیج پارس ایراد گرفته اند را مسخره کرده که مثلا سر جزئیات تولید مشکل میکنند! این آقا که یکی از کسانی ست که زیر علم خمینی سینه زده و بعد هم خودش مثل بسیاری قربانی خمینی شده حالا با این نوشته هایش معلوم نیست دوباره زیر کدام علم سینه میزند. من از بعصی از امضا کنندگان این بیانیه میپرسم که از کدام راه زندگی میکنند! مخارجشان از کجا می آید؟ آقایان باور کنید من بیش از سی نفر در خانواده ی خودم زن و فرزند و نوه نیجه دارم و همه شان تبریزی رشتی تهرانی هستند، اغلب کارهائی احتماعی دارند، معلم هستند در دبیرستان و در دبستان و شوفر تاکسی و…از زمانی که این بیانیه را داده اید مردم را دلسرد کرده اید. اگر واقعا دلتان میخواهد تا این نظام اسلام ضد بشر این تشیع ضد ایرانی این ملایان خونخوار، این مداحان ضد ایران این طلبه های مفت خور و ضد زن یعنی ضد بشر این حکومت ددمنش سرنگون شود دست از دادن بیانیه تجزیه طلبانه و توهین آمیز به ایران و زبان پیوندمان زبان پارسی و توهین به خلیج پارس بردارید. و گر نه باور کنید که آب به آسیاب این حکومت ریخته اید. شما با دادن آن بیانیه التیامی شدید بر زخم رژیم در حال مرگ. آقای نقره کار، آقای ابولفضل محققی، آقای محمد نیکبخت شما از سر حسادت از رضا پهلوی که موجی درخور توجه در ایران برپا کرد این بیانیه را دادید. من از امضا کنندگان این بیانیه و از هوادارنش از داریوش از هنرمندان میخواهم تا وارد میدان شوند و امضا های خودشان را پس بگیرند و گول آن جمع اضداد را نخورند.جمعی که حتما حتما از نفوذیهای حکومت هم درشان هست. بروند پوکی و پوچی هر کدامشان را و دارائی و نداری آن دیگران را بسنجند. اینا واقعا بسیاریشان نمی دانند برای چه دور هم جمع شده اند. اگر میدانستند این همه بمب را خودشان با دست خودشان در این بیانیه نمی گذاشتند. اگر ذره ای ایرانیت و دانائی در کار اینان بود چنین بیانیه ای با چنین آرمی و لگوئی و چنین نقشه ای بیرون نمی دادند. من خواهش میکنم تا نوشته ی مرا بر ای سایتهای دیگر بفرستید. خصوصا برای امضا کنندگان این بیانیه بفرستید. زنده باد ایران
    آموزگارپیر بازنشسته از جنوب شهر تهران

    1. استاد پیر تبریزی درود بر شما که داستان را بسیار خوب و درست دیده ای. اما اهریمن اسلام و تشیع بر در و دیوار ایران گرد مرگ پاشیده! مردم در یک سردرگمی سیاه و در یک دالان مرگ در حال جنبشند. جنبشی به سوی نیستی. گروهی در خیابان کشته شدند، گروهی را کرونا کشت گروهی از بی داروئی در حال مرگند و حالا گرسنگی و قحطی جان آنها را میگیرد.ملایان و مداحان و طلاب ایران را به سوی نیستی بردهع اند و میبرند و تا مردم بیدار نشوپند شرگذشتشان همین خواهد بود…
      \ هفته آینده با جمعه ی سیاه ماه نکبت و عزا و نحوست آغاز میشود و شما خواهی دید که این مردم فقط توسری خور نیستند بلکه خودزن و دیگرزن هم هستند. مردمی که در کمال حماقت بیش از سیزده قرن است که در عزای کسی که شاهزاده ۶-۷ ساله شان را به غنیمت گرفته و به او تجاوز کرده و اینهمه سید واقعی یا سمبولیک براشان پس انداخته اینچنین سیلی و قمه و زنجیر برسینه و سر و روی خود میزنند. اینرا حتا خامنه ای هم برسمیت شناخته + آنجا که مولوی محمدحسین گرگیج میگوید که شهربانو دختر پادشاه ساسانی را سربازان ضد انسان مسلمان به غنیمت گرفتند و بردندش به عربستان تا امام حسین به او تجاوز کند و… آخوندان با عوعو بر او تاختند و خامنه ای دخالت کرد که مبادا ماجرا را کش دهند و همه بفهمند که امام حسین به شهربانوکودک ۵-۶ ساله تجاوز کرده و هم دختر بچه ی دیگر ساسانی و هم پسرش را به غنیمت و غلامی برده اند. جالب است دانسته شود که وقتی خود یزدگر ساسانی ۲۹ سال داشته و در ۱۹ سالگی ازدواج میکند دو دختر و پسر بزرگش چند سالشان بوده باشد. البته وقتی پیغمبر اسلام عاشق عایشه ۳ ساله میشود و آن بچه را در ۶ سالگی میبردش به رختخواب و به او تجاوز میکند پس چه انتظاری از نوه کودنش امام حسین میتوان داشت. کودنی که تجاوز زاده اش علی اصغر ۶ ماهه را سردست بلند میکند و میدهدش بدست تیر حرمله! و این مردم احمق که ما همگکی جزوشان هستیم یک لحظه فکر نمی کنند که آخر این چه دینی ست! این چه امامی ست! این چه پیشوائی ست!!!
      پدر من اموزگار پیر و بیمار تو خواهی دید که این مردم احمق از روز جمعه وارد عزاداری میشوند و ۲ ماه را در سیاهی هر بیشتر فرو می روند. سیاهی ای همچون مرداب نجاست حتا سرشان را زیر میگیرد. و حالا گروهی از همین مردم احمق به جای پرداختن به این معضل بزرگ رفته اند به سراغ تمامیت ارضی و تمامیت زبانی و تمامیت پارسی و تمامیت حکومت غیر متمرکز. و خلیج پارس و…این بیچاره گان درد اصلی ایران را درنیافته اند و به صورتی همشان در همین منجلاب متعفن شیعه گری گرفتارند. این تشیع و این اسلام مثل ایدزی که از راه تجاوز به اندرون زن و مرد ایران ریخته شده باشد آنها را بیمار اسلام کرده است. و اینکه کسی بگوید من روشنفکرم و گه اندیش دینیم و فیلسوفم و سیاسی کارم و چپیم هیچ معنی ای جز این ندارد تا مغز استخوانش مسلمان و شیعی ست! و گر نه در این وانفسای تشیع و تسنن ایران سوز کسی دنبال نوشتن چنین اعلامیه ضد ایرانی ای میرفت؟؟ آن مرد اصفهانی محمد نیکبخت فکر کرده چون زندان رفته پس حق دارد پای ورقه تجزیه ایران امضا کند و خواهان حکومت غیر متمرکز باشد. پس کوتاه کنم سخنم را من با شما ۱۰۰ در ۱۰۰ موافقم و از مردم ایران میخواهم وقعی به این یاوهها نگذارند و در پی سرنگونی بدون ولی فقیه چپی و مذهبی شورای ضد ملی تصمیم باشند. مرگ بر اسلام و نابود باد تشیع و زنده باد ایران با حکومتی ملی و مقتدر و متمرکز با پادشاهی ایرانی که البته چنانکه میدانیم مخلوطی ست از فرح دیبا تبریزی و محمد رضا شاه پهلوی که اصالتا شمالی و مازندرانی ست و هم زنده باد یک رئیس جمهور و وزیر و نخست وزیر بلوچ و لر و کٌرد و آذری و رشتی و سیستانی و ایرانی از هر شهر و ده که البته من با شما موافقم. دستتان را میبوسم و من نوشته شما را برای مادرم و خواهرم و بردرهایم فرستادم. آنها هم برای دیگرا خواهند فرستاد و همینطور…
      آمیدوارم حالتان خوب شود

  2. آقایان و خانمهای شورای تصمیم بی آنکه ملی ای در آن باشد. شما دست کم اشتباهی تکراری کرده اید! و گر نه خیانت کرده اید. خیانت از چندین جهات. چند وجهی! اگر خیانت درش نباشد که هست، دست کم باعث تفرقه است و عادت به گسیختگی هر شورا و هر گروه کاری ست. طوری شده که مردم ایران عادت کرده اند در گروه خود خوانده ملی، مثل شورای مدیریت گذار، مثل اتحادهای مکرر جمهوریخواهان مثل همین شورای ملی تصمیم هی بیایند واروند و از شترگاو پلنگ بودن و کودک بودن و نابالغ بودن از هم بپاشند. اگر یک جو ملیت و اگر یک جو فهم سیاسی در کار اینان میبود دست به نوشتن چنین بینیه ای نمی بردند. برای همین ها من با دو نظر بالا موافقم. بزرگترین فایده را این بیانیه برای حکومکت اسلام ضد بشر داشته است. اما از کندی اینترنت نتوانستم سخنان دکتر ایجادی را بشنوم. در پایان حیف از اینکه بعضی نامها در زیر این اعلامیه است. چرا که بعضی از این امضاء کنندگان مظهر فساد سیاسی هستند. روز تابستانتان خوش

  3. آقای دکتر ایجادی لطفا این نوشته را برای« شورای ملی تصمیم» بفرستید! سپاسگزارم
    خانمها و آقایان بنده صددرصد نه تنها ضد حکومت اسلامی و ضد روحانیون و ملایان و مداحان و طلالب هستم بلکه خواهان نابودی آنها نیز هستم.و ضد اسلامن ضد بشرهم هستم. اینروزها همه از اسلام ضد بشر در ایران حرف میزنند حتا اگر پلو امام حسین را هم بخورند. بنده با شورای ملی تصمیم موافق نیستم و آنرا ضد ملی و ضد ایرانی میدانم. چرا که به سیمان و پیوند دهنده تمامیت ارصی ایران توهین کرده، پرچم سه رنگ سبز و سپید و سرخ و شیروخورشید ایران را از روی نقشه ایران پاک کرده، و پنج قلب متقلب بر آن رسم نموده و نام خلیج پارس را نیز از نقشه پاک کرده و در حقیقت آنرا مثل یک بادکنک هوا کرده که نخ آن در دست تجزیه طلبان و فدرالیستها ست. من از این گوشه تهران با آن مخالفت سرسخت هستم. حتا اگر با بخشهای غیر تجزیه طلبانه اش موافق باشم که هستم٬ این بیانیه را آنرا نه تنها دوستانه نمی دانم بلکه دشمنانه هم میدانم و در راستای حکومت ضد بشری اسلام تشیع. آما آنها در پاسخ به من و به ما و ناجوانمرد خواندنمان چنین نوشته اند:

    « مزدوران رژیم تا نشسته بودیم نشسته بودند، چون برخاستیم و دست در دست یکدیگر دادیم، برخاستند و دست در دست یکدیگر دادند و تیربارانِ شورای ملی تصمیم را با گلوله های دروغ پراکنی و تهمت‌های ناجوانمردانه از هر سو شروع کرده اند. می دانستیم و می دانیم در میدان کارزاری سخت پای می گذاریم ، می دانستیم و می دانیم در این میدان قدرت اراده‌ و ارزش اندیشه‌ حرف آخر را می‌زنند.
    ما مصمم هستیم، ایستاده ایم و مصمم تر خواهیم شد.»
    امضا
    27 تیرماه 1401/ 18 جولای 2022
    شورای ملی تصمیم
    آقای نیکبخت، آقای نقره کار، خانم فلان لازم نیست تملق کسانی را بگوئید تا بیایند با شما بیعت کنند، مثل آن انسان شریف زخمی جنگ یا زندانیان سیاسی در زندان حکومت اسلام ضد بشر. اگر شماها درستکارید پس نادانید و اگر نادرستید که خب نادرستید. شما اگر درست عمل کرده بودید و دست کم به سمبولها احترام گذاشته بودید امروز سرتاسر ایران و جهان از شما نام پرشده بود. چون میتوانستید به عنوان الترناتیو سربرآورید و با مثلا رضا پهلوی جبهه ای بزرگ بر پا کنید. اما شما نیز پیرو شورای مدیریت گذار شدید. شماها یا نمیدانید یا میدانید. یا نمی دانید که واژه «حکومت اکیدا غیر متمرکز» برای یک ایرانی سرتاسر ایران با هر مذهب و هر زبان مادری یعنی چه یا نمیدانید. اگر میدانید پس تجزیه طلب و ضد تمامیت ارضی ایران هستید. و چون ایرانی چنین چیزی را اصلا و ابدا قبول ندارد شما فقط باعث تفرقه اپوزیسیون و باعث ماندگاری این حکومت اسلامی که سرتاسر ایران آنرا ضد بشریش می نامند هستید. و اگر نمیدانید دست کم حسن نیت داشته باشید تا بدانید که شما با این کارتان با دست خودتان غده سرطان نابودی این شورا را در این مجمع اضداد گذاشته اید. اگر باور ندارید من به شما سفارش میکنم تا بروید اندکی در این مورد تحقیق کنید تا بفهمید که الکی با انشاء نویسی و گفتن اینکه :« تا ما نشسته بودیم آنها نشسته بودند، چون برخاستیم و دست در دست یکدیگر دادیم، برخاستند» و من را و ما را وابسته به رژیم بدانید و ناجوانمرد، دردی را دوا نمی کند. شما اگر میخواستید کارتان بگیرد اول مهک میزدید تا غشتان اینطور بیرون نزند. بنده در تهران آموزگار هستم و اتفاقا یکی از همان « اتنیکی» ها هستم و اتفاقا از طرف خودم و آنها مینویسم. من به شما پشنهاد میکنم که کسانیکه تجزیه طلبند را از میانتان بیرون کنید. یک اعلامیه و بیانیه نوین بیرون دهید با یک آرم قابل دفاع، پرچم سه رتنگ شیرو خورشید دار و خلیج پارس و… آن وقت خواهید دید که شما را به حساب خواهند آورد و من ِ به زعم شما ناجوانمرد نیز پشتیبانتان خواهم شد. بدانید که فحش دادن به رقیب کار انسانهای ضعف است. شما فحش خواهر و مادر هم به ما بدهید ما بازهم بیانیه شما را تجزیه طلبانه و فدرالیست میدانیم و با آن مبارزه خواهیم کرد. البته دوستان آذریم به من گفتند که اصلا حتا این شورا درخور توجه هم نیست اما من به خاطر برخی نامها اینرا در این سایت محترم نوشتم. شاید چاپش کردند. و انتشارش دادند. شما با نسبت دادن کسانی همچون من به رژیم ضد بشری آب به آسیابان همین حسینیه و مسجد و آخوند و ملا و آیت الله و خرافات خواهید ریخت. امروز راه ایران با پیشنهاد یک حکومت مرکزی مقتدر، با یک حکومت دموکراتیک و سکولار و البته لایئیک که آذری و لر و بلوچ و سیستانی و یزدی و کرمانی اصفهانی و تهرانی برای پادشاه شدن یا رئیس جمهور شدن بختی و شانسی برابر داشته باشند مورد توجه همگان خواهد بود حتا اگر بعضی از امضاء کنندگان بیانیه «شورای ملی تصمیم» با آن موافق نباشند. من مطمئنم که کسانی در میان شما به اشتباه بزرگ خود پی برده اند اما دو سه نفری با سرسختی و کله شقی بسیار مشکوک اجازه مطرح شدن آن اشتباه یا احیانا خیانت را نمی دهند. بدبختی امروز ایران در این است که : یکم کسانیکه باید بنویسند و سخن بگویند، نمی نویسند و خاموشند و آنهائی که بی مایه و پیاده هستند هم مینویسند و هم دون کیشوت وار خود را سواره مینمایانند.

    حال آقایان و خانمها خود دانید!
    دبیر دبیرستان از تهران ( با اینهمه من تهرانی نیستم)

  4. من اهل نظر بازی هستم، اما اهل نظر نویسی نیستم. اما نوشته دبیر دبیرستان از تهران ( با اینهمه من تهرانی نیستم) را بسیار مفید میدانم. او جمله ای را کپی کرده من جمله ای از او را کپی کنم که بسیار جانانه است:
    « یکم کسانیکه باید بنویسند و سخن بگویند، نمی نویسند و خاموشند و آنهائی که بی مایه و پیاده هستند هم مینویسند و هم دون کیشوت وار خود را سواره مینمایانند. »
    من ابتدا فکر میکردم که واقعا حیف شده کسی راجع به این جمع چیزی ننوشته و این بیانیه را محکوم نکرده. اما بعد فهمیدم که اصلا چیزی نبوده که قابل انتقاد و محکوم کردن باشد. اما اولا این بیانیه، محکومیتش در پدرون خودش است، برای همین در حد پاسخ نیست انا در حد نظر نویسی هست! برای همین من دست به قلم شدم. البته به خودم گفتم
    ای ملخ حضرت سیمرغ نه جولانگه تست
    عرض خود میبری زحمت ما میداری
    اما خب نوشتم
    و اضافه کنم که امام جلق در کنار حسینیه ها و مساجد و تکایا چادر زده و طلاب را در در نشانده تا آنها بلیط بفروشند وار شوند و در حال گریه با دختران بسیجی هم آغوش شوند و تخم حلال پس اندازند تا در رکاب خودش جان فشانی کنند. این همان کاری ست که در زمان ظهور اسلام و اسلام اینهمه تولید مثل کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.