رفراندُم اقلیم کردستان عراق در تضاد با حقوق سیاسی است! فرهنگ قاسمى

رفراندُم اقلیم کردستان عراق در تضاد با حقوق سیاسی است! فرهنگ قاسمى

1707
0
SHARE
رفراندُم اقليم كردستان عراق در تضاد با حقوق سیاسی است!
رفراندُم اقليم كردستان عراق در تضاد با حقوق سیاسی است !فرهنگ قاسمی

 رفراندُم اقلیم کردستان عراق در تضاد با حقوق سیاسی است!

روز دوشنبه ٢۵ سپتامبر ٣٠١٧ اقلیم کردستان عراق مبادرت به یک همه پرسى براى استقلال میکند. با اینکه تعداد مخالفان این اقدام بی سابقه است اما مقامات اقلیم کردستان عراق به رهبرى بارزانى شمشیر را علیه أفکار عمومى جهان از رو بسته اند و با اینکار خود را در دام مهلکى مى اندازند. در این نوشته از دیدگاه قوانین بین المللى و با توجه به حقوق سیاسى دولت ها ثابت میکنم که این همه پرسى در تضاد با حقوق قومى و ملى و بین المللى بوده، باطل است، کمکی به وضعیت منطقه نمیکند و بانیان آن دردست امپریالیسم جهانی بازی میکنند.

مقدمه

از نظر من حق ثابت و قوانین متغییرند. بخشی از اهل دیوان‌سالاران سازمان ملل و طرفداران بی‌قید و شرط قدرتهای حکومتگر، بر این عقیده پافشاری می‌کند که هرگونه کوشش در تغییر قوانین بین‌المللی می‌تواند موجب بی قاعدگی و بی‌قانونی در نظم جهان گردد و منافع کشورها را به مخاطره اندازد. این طرز تفکر و چنین رفتار و منشی یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا حقوق اساسی انسان مهمتر است یا تمامیت ارضی یک کشور؟ از یک سو، قوانین بین‌الملل تمامیت ارضی یک سرزمین را پر اهمیت می‌شمارند و حتی دیوان بین‌المللی لاهه بر اصل تمامیت ارضی تأکید می‌کند؛ ازسوی دیگر از آنجا که قوانین توسط انسان‌ها و برای اداره بهتر اجتماعات انسانی بنا نهاده شده اند نبایستی غیرمتغیر باشند، و بایستی توانست آنان را با شرایط تازه جهان تطبیق داد. پرسش دیگر این است که آیا حقوق انسان‌ها ثابت و غیرقابل تغییر هستند؟ پاسخ شاید این باشد که “تنها ذات تغییراست که قابل تغییر نیست”. حق انسان‌ ها برای رسیدن به عدالت و مشارکت آنان در تعیین سرنوشت خود نیز بطور ذاتی مشمول این تعریف می شود. جامعه ملل باید به درجه ای از بلوغ و تعادل برسد که بتواند طوری عمل کند که نه به نظم جامعه جهانی لطمه وارد شود و نه تحت عنوان حفظ صلح جهانی، حقوق انسانی پایمال گردد. متاسفانه اینطور نیست. طبق منشور جهانی خقوق بشرهر حکومت ملی (دولت – ملت) بر اساس اصول و قوانین بین‌المللی متعهد است تمامی حقوق شهروندان خود را بدون هیچ گونه تبعیض و به طور برابر رعایت کند. طبق مصوبه 1992 سازمان ملل، هر کشور موظف است حقوق اقلیت‌های ملی و قومی را در چارچوب تمامیت ارضی خود رعایت کند و بین آحاد ملت خود تبعیض و تفاوت قائل نشود. اگر حاکمیتی به این حقوق پایبند نباشد و حقوق بخشی از مردم خود را زیر پا بگذارد و مقامات بین‌المللی نسبت به این بی‌عدالتی بی‌توجهی نشان دهند، طبیعی است که مردمی که نسبت به آنان بی‌عدالتی می شود، مشروعیت سازمان ملل را زیر پرسش ببرند.

برخلاف آنچه که تصور می‌شود جدا شدن از سرزمین بزرگ مادری کیمیای سعادت نیست، و به هیچ وجه رشد اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را تضمین نمی‌کند. مخالفت با جدا شدن شرائطى را طلب میکند که باید از نظر حقوقى عادلانه باشد و دفاع از تمامیت ارضی توسط دولت مادر، صرفا به مفهوم ناسیونالیسم و شوونیسم تلقی نمی شود، وگرنه به قولی متعادل و معقول، “همین صفات را می توان به راحتی به جدایی طلبی ها که در سر سودای سرزمینی تازه را دارند منسوب کرد”.

حقوق انسان برترین است

بدین جهت گفتمان حقوقی بایستی با جهان بینی مدرن و بر مبنای حق تعیین سرنوشت مردم باشد که با جدائى سرزمینی متفاوت است. باید بروشنی میان “حقّ تعیین سرنوشت مردم ” و “جدایی طلبی” از سرزمینى تمایز قائل شد. در غالب موارد حقّ تعیین سرنوشت را می توان بدون جدایی طلبی محقّق ساخت. به بیان دیگر، حقّ تعیین سرنوشت لزوماً به معنای حقّ حاکمیت سیاسی تمام عیار و تأسیس یک حوزه اقتدار سیاسی و قضایی مستقل نیست. برای مثال، ممکن است که قانون اساسی یا دولت مرکزی این حقّ را برای مردمان تحت حاکمیت خود به رسمیت بشناسد که آن مردمان در قلمرو خاص خود زبان محلّی شان را به عنوان زبان رسمی به کار ببرند، یا سرزمین شان به عنوان استان یا ایالتی در یک فدراسیون به رسمیت شناخته بشود و نمایندگانشان نسبت به تغییر قانون اساسی یا وضع و تغییر پاره ای قوانین فدرال حقّ وتو داشته باشند.” هر کدام از این امکانات بر اساس رشد دموکراسی و مشارکت مردم در امور و شئون زندگانی شهروندى وانسانی و در شرایط حاکمیت ملت امکان پذیر است و نه در شرائط استثنائی مانند شرایط استبدادی و جنگ و هرج و مرج و با استفاده از استیصال و فقر مردم و با استغاده از روش‌های فئودالی در رادى دموکراسى. دقیقا کارى که بارزانى و اقلیم کردستان عراق میکند.

علیرغم خواست بازیگران قدرت سیاسی، در فرهنگ ملی مردمان خاورمیانه، تمایل جدایی طلب وجود نداشته و در تاریخ میهن این سرزمین ها شورش‌های قومی و محلی جنبه ملى داشته اند. بدین معنی که غالباً تغییر حاکمیت ها بدین سبب انجام می‌ پذیرفته که یکی از حاکمان جهت به دست گرفتن قدرت فاسد، در برابر حاکمیت مرکزی نالایق، قد راست می‌کرده است. به جرأت می‌توان گفت تمامی آن‌ شورش ها هرگز در اندیشه جداسازی نبوده اند، بلکه همواره هدف پیروزی بر قدرت مرکزی و رسیدن به قدرت را در تمامی سرزمین دنبال می‌کرده اند. این جدائى طلبى ها دست پخت استعمار قدیم و جدید بوده است. در تاریخ جهان بریتانیای کبیر معمار جدائی ملت ها و سرزمین ها شناخته شده است. خوبست یاد آورشد که در ایران نخستین‌ بار اتحاد جماهیر شوروی، پس از دومین کنگره حزب کمونیست ایران، کوشید تا از اقوام به مثابه ابزاری برای دخالت در امور داخلی کشور استفاده کند. متأسفانه امروز همان سیاست را قدرت‌های امپریالیستی غرب و وابستگانشان مانند اسرائیل و عربستان با استفاده از شرایط استبدادی حاکم بر سرزمین ها، توسط دست نشاندگان بومی خود که درعمل هیچ اعتقادی به دموکراسی و به رعایت حقوق بشر ندارند و در رفتار و کردار روزمره شان این حقوق را به طور آشکار زیر پا می‌گذارند، اعمال می‌کنند. کسانیکه در این دام میافتند و از آن حمایت میکنند اگر منافع مادی نداشته باشند ضعف معرفتی دارند.

اما از سوى دیگر واز دیدگاه تحولات جهانى و حقوق ملى نمی‌توان قبول کرد که علیرغم نزدیکی‌های زبانی قومی، فرهنگی، اجتماعی و سبک‌ های زندگی مشابه، سرزمین‌ها و باشندگانش همواره دارای یک وحدت ابدی و ازلی هستند و متضمن خطر جدا شدن نمی‌باشند. برای همین جدایی طلبی یکی از مباحث بسیار حساس در حوزه علوم سیاسی و حقوق بین‌المللی به شمار می‌رود که در درازای تاریخ باعث جنگ ها و خونریزی های فراوان بین ملت‌ها شده است. همین‌طور باید در نظر داشت، برخلاف آنچه که غالباً گفته می‌شود، کوشش در جدا شدن‌ها تنها به دلیل عدم رعایت حقوق فرهنگی و سیاسی نیست، بلکه در تاریخ نیم قرن اخیرمشاهده می‌گردد که اهداف سوداگران بومی و قدرت‌های هژمونی طلب جهانی برای دخالت در حاکمیت ها و به منظور تضعیف آنان از یک سو، تقویت استراتژی ایجاد مناطق و کشورهای پاره پاره تحت سلطه و وابسته به قدرت های بزرگ از سوی دیگر، یکی از دلایل عمده دامن زدن به خواست جدایی طلبی بشمار می آید.

اما مهم این است که هر گونه کوشش در جهت خواست جدایی طلبی از یک سرزمین بر اساس معیارهای مشارکت انسان ها و منش دمکراتیک مردمان متکی باشد و مردمان آن سرزمین در روند این گونه تغییرات از دخالت قدرت خارجی بر حذر بمانند و آلت دست آنان واقع نشوند.

صلح وآزادی در برابر جنگ و استبداد

بنابراین درهر جدا شدن، باید حقوق تمامی مردمان ذینفع و قوانین بین‌المللی را رعایت کرد که نیازمند یک برنامه ریزی دقیق، شفاف، مشورت شده و مذاکره شده است. در همه پرسى اقلیم کردستان عراق اینطور نبوده است زیرا اگر اینطور می بود این همه مخالف نمیداشت.

زیان استبداد همه گیر است. مردمان کرد معتقدند مورد ظلم مضاعف قرار دارند در این حقیقت شک نتوان کرد. اما ابتدا باید این استبداد را رفع و دموکراسى را جایگزین کرد. اقلیم کردستان عراق در شرایط وابستگى و نا آرامى و جنگ خانمانسوز در منطقه دست به رفراندمی آماده نشده میزند  در صورتیکه درست تر این بود که قبل از هر چیز، به همراه دیگر نیروهاى دموکرات برای از بین بردن استبداد و وابستگى و ایجاد صلح تلاش کند تا حکومتهاى ملی و آزادیخواه و غیر وابسته بر سر کار آیند.

بنابراین، اولا جدا شدن در شرایط استبداد نه تنها با معیارهای انسانی مطابقت ندارد، بلکه از نظر حقوقی نیز بی‌اعتبار است. زیرا وقتی ملکی مشاع، بر اثر ‌زور و استبداد تسخیر شده است؛ از نظر حقوقى و بر اساس مبانی همبستگی ملی، خلاف است که یکی از صاحبان این ملک مشاع فقط سهم خود را طلب کند و دیگر مردمان آن سرزمین را به حال خود بگذارد. ثانیاً چنین روشی غیر دموکراتیک و ناعادلانه، برای آن قوم یا ملت، روندی دموکراتیک را ترسیم نخواهد کرد. امکان زیادى وجود دارد که این همه پرسى براى استقلال با بی نظمی و جنگ و خونریزی و تشنج و زیر پا گذاردن حقوق بشر در منطقه همراه شود.

به عنوان مدافع حقوق انسانى باید گفت که این عقیده به دور از منطق است که گفته شود برای نگهداری صلح باید از حقوق انسانی گذار کرد و مراقب بود تا نظم سازمان ملل متحد مغشوش نگردد. بلکه برای حقوق انسانی باید مقاومت، مبارزه و حتی جنگید. حق انسان و فرهنگ وسرزمینش در هم تنیده است. زیرا بر اساس یک اصل کلی و کاملاً طبیعی در کره خاکی اگر انسانی نباشد سرزمینی هم نیست و هرگاه سرزمینی نباشد انسانی نیز فرهنگی وجود ندارد. حقوق انسان و تمامیت ارضی میهنش لازم و ملزوم یکدیگرند زیرا پاره ای از فرهنگ او را رقم میزنند.
از رویکرد حقوق سیاسی اگر حاکمیتی قادر نباشد برابری حقوق افراد و تمامیت ارضی را به موازات یکدیگر تأمین کند، آن حاکمیت مشروعیت خود را بعنوان یک دولت – ملت، در برابر مردم خود و جامعه ملل زیر پرسش برده است. در دولت – ملت اگر نسبت به قوم یا ملتی تبعیض انجام گردد حقوق سیاسی او پایمال شده است. پس منطق حکم میکند که آن قوم وملت حق داشته باشد به دلیل ناحقی و بی عدالتی ای که بر او وارد می‌شود و با رعایت  حقوق تمامی مردمان وعوامل ذینفع و قوانین بین‌المللی خواست جدا شدن خود را طلب کند.

شرائط جداشدن

از نگاه من جدا شدن از یک دولت – ملت نباید “تابو” باشد. هر جدایی عمدتاً به دو شکل می تواند حادث گردد و دارای مراحلی است که که در زیر بدان می پردازیم :
یکی می‌تواند در اثر مخاصمه و خشونت و زور و سرانجام با جنگ و خونریزی تحقق پیدا کند. این روش حاصل توسعه نیافتگی و حاکم بودن روابط قبیله ای و تعصبات مرامی و مذهبی و شاید تحریکات خارجی باشد. معمولاً این روش نه تنها راه حل مناسبی نیست و به راحتی قابل دستیابی نمی‌باشد، بلکه اثرات نامطلوب آن مدت‌ها می‌تواند برای طرفین مخاصمه مشکلات و مصائب غیرقابل جبرانی را بوجودآورد. این شیوه ای است که معمولاً مورد علاقه قدرت‌های جنگ افروز بزرگ می‌باشد، برای همین معمولاً قدرت‌های استثمارگر با توسل به شیوه های گوناگون زمینه‌های دستیابی به آن را فراهم می‌کنند. در تاریخ توسل به جنگ و زور برای جدایی طلبی هرگز موفقیت‌آمیز نبوده است و منجر به کشتارهای دسته‌جمعی بین طرفین مخاصمه و “ژنوسید” قومی و ملی ‌گردیده است. مثال‌های زیادی را در این زمینه می‌توان یافت. از آن جمله یوگسلاوی سابق را می‌توان نام برد که تجزیه آن به صربستان و مونته نگروو، کرواسی و بوسنی هرزی‌گوین جنگ‌های خونباری را به دنبال آورد. مثال زنده دیگر کشور نیجریه است که تنها در چند دهه از یک کشور با سه ایالت به کشوری با سی و شش ایالت تبدیل شد و کشمکش‌ها و جنگ های محلی درآن کماکان ادامه دارد و هر گروه برای دستیابی به قدرت و حاکمیت بر ایالت‌های دیگر از هیچ گونه خونریزی ابا نمی‌کند و در حقیقت این کشور به یک صحنه جنگ و منازعه دایمی بدل شده است. این روش باعث جنگ، دخالت خارجی و عدم رشد دموکراسی می گردد.
شکل دوم، یک برنامه ریزی مسالمت‌آمیز مبتنی بر توافق و تفاهم بین یک دولت – ملت و بخش جدایی طلب آن است. با بکارگیری این روش، برنامه جدا شدن، براساس رعایت دموکراسی و احترام متقابل به حقوق تمامی عوامل ذینفع و طبق معاهدات و قوانین بین‌الملل و نه در اثر اعمال قدرت گروه ها و طبقات قدرت‌ طلب و ستیزه‌ جو انجام می‌شود. این واقعیت را حتما باید پذیرفت که در دنیای امروز، تصمیمات جدا شدن از یک سرزمین بایستی مبتنی به رعایت حقوق حقه مردم خود، متناسب با تمایل کشور مادر، بر اساس ملاحظات منطقه‌ای و با در نظر گرفتن قوانین بین‌المللی برنامه ریزی شود. مبادرت به شیوه‌ای متعادل و متناسب و متمدن، می‌تواند به خواست جدا شدن مشروعیت بخشیده و افکار عمومی را با خود همراه کند. چیزى که در مورد اقلیم کردستان عراق اصلا واقعیت پیدا نمیکند. در بکارگیری این روش باید سه شرط با رعایت ترتیب به اجرا گذارده شود.
اول اخذ مشروعیت از مردم خود است؛ بطوری ‌که مردم آن قوم یا ملت در شرایطی دموکراتیک و با نظارت مقامات ملی و بین‌المللی چنین خواستی را به رأی عمومی مردم منطقه‌ خود بگذارند و تصویب و تأیید مردم خود را بدست آورند. در عین حال سرزمین و مردم جدایی طلب باید قادر باشند یک قانون اساسی ملی و مترقی بر مبنای منشور جهانی حقوق بشر و رعایت حقوق و اصول بین‌المللی ارائه دهند و خود را موظف به اجرای آن نمایند.
دوم اخذ مشروعیت ملی می‌باشد؛ از آنجا که این قوم یا ملت مجزا و مجرد از یک سرزمین بزرگتر نیست، سرزمینی که مردمان آن طی قرن‌ها همزیستی و مشارکت داشته‌اند و از میراث فرهنگی و تاریخ مشترک برخوردار بوده‌اند، پس هرگونه جدا شدن باید با تفاهم و توافق کشورمادر انجام پذیرد. در واقع این نیز حق تمامی مردمان آن سرزمین است که در مورد این خواست جدایی خواهی اظهارنظر کنند و آن را به رفراندوم بگذارند. چیزى که در عراق کنونى امکان پذیر نیست.
سوم تائید و به رسمیت شناختن این کشور تازه توسط جامعه بین‌الملل است؛ این امر از دو نظر مورد اهمیت می‌باشد. اول اینکه سرزمین جدا شده از حقوق و مسئولیت‌های برابر، طبق قوانین و اصول و پیمان‌های بین‌المللی، برخوردار خواهد شد، دوم این که می‌تواند از زمینه‌های موجود برای جنگ افروزی بین مردمانی که در چارچوب کشورهای دیگر منطقه قرار دارند جلوگیری به عمل آورد. شوراى امنیت سازمان ملل این اقدام را در مورد اقلیم کردستان عراق مردود کرده است.
رعایت شفاف، دقیق و برنامه ریزی شده این اصول می‌تواند یک جدایی، را با روند دموکراتیک، در شرایطی سالم، صلح آمیز، آگاهانه ومشروع همراهی کند و احیاناً امکانات راه بازگشت به مجموعه قبلی، در شرایط عدم موفقیت در دوران بعد از جدایی را برای سرزمین و مردم جدا شده بازنگهدارد.
در خاتمه سوال میکنم که آیا در دنیایی که قدرت‌های بزرگ خود را در چارچوب‌های بزرگتری مانند اتحادیه اروپا، فدراسیون روسیه، ایالات متحده امریکا، اتحادیه اعراب متحد می‌کنند تا ‌قدر قدرتی خود را حفظ و گسترش دهند، شقه شقه کردن سرزمین ها ونابودی هویت فرهنگی وتاریخی وهمبستگی ملی و در نتیجه کوچکتر شدن آن اقدامی عقلایی به نظر می‌رسد؟ از نظر من پاسخ منفى است.

فرهنگ قاسمى

fbid=1710110765679666… agaz faseli jadid dar kavar mzyaneh.

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre25 septembre, 08:48Modifié

Gérer

Sirous Jafari

کدام حقوق سیاسی؟
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre25 septembre, 10:48

Gérer

Moieen Masiha · Ami(e) avec Saeed Jafari et 1 autre personne

با پوزش نویسنده این متن جک گفته ، حقوق ….سیاسی…ازادی…کردها… و اینجا چهار کشور و تجزیه شدن …..
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre25 septembre, 11:53

Gérer

Chato Lajani

قانون اساسیتون بخوره تو سرتون ، همون حقوقی که نوشتین و‌کسی عمل نمیکنه
همون قانون اساسی که هر وقت خواستین نقض کردین و در توجیهش کلاه شرعی براش دوختین
شرم و حیا خوب چیزیه که خوشبختانه ازش بی بهره هستین
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

3

25 septembre, 12:55

Gérer

Bijan Poyandeh

با درود به آقای فرهنگ قاسمی عزیز و سپاس از نوشته باارزش شما و نکات انسانی و دقیقی که مطرح کردید. درد مشترک همه اقوامی که در خاورمیانه زندگی میکنند استبداد زدگی و حکومت های استبدادی و زورمداری سلطه گران استعمار قدیم و جدید است. وظیفه هر انسان آزادVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

25 septembre, 13:12

Gérer

Abbas Djafari

من کُرد نیستم – ولی حقوق سیاسی چه مفهومی دارد ؟ مردمی به تنگ آمده از قرن ها ظلم و فساد دولت عراق و فساد و جنایت بارزانی ها می خواهند در چهارچوبی قانونی و مشروع تکلیف خود را معین کنند را شما به منافع سیاست بازان در تضاد می بینید !؟ . چه ربطی به حق تععین سرنوشت ملت ها دارد ؟ و اگر اشتباه کنند خود تاوان خواهند پرداخت .
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

25 septembre, 14:51

Gérer

Syamk Babay

زمانى که سخن تاریخى خمینى در راه بازگشت به ایران اعلام و مقبول واقع شد، زمانى که در پیشواز چندین ملیونى خمینى در بهشت زهرا انجام شد، زمانیکه تمامى نیروهاى سیاسى ، همراه مرتجعین ایران در مخالفت با دکتر بخیار هم اوازه شدید، در ایران قبر چند نبش براى دمکرVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

3

25 septembre, 15:11

Gérer

Shahla Ardalan

درود بر شما
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre26 septembre, 14:49

Gérer

Dara Salehzadeh Sadeh andicehy agay gasemi va dostanaceh dar jabeh mali az syaset az haed gozasteh

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

25 septembre, 15:35

Gérer

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre25 septembre, 19:27

Gérer

Farhang Ghassemi

پرچم اسرائیل یا هر کشور دیگر در اینجا یک نوع پروپاگاند است.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 02:06

Gérer

Sirus Malakooty

باید تفکیکی میان نقد و نفی قائل شویم و همچنین میان دوست و دشمن . فرهنگ قاسمی بیشک یار و یاور ازادیخواهان ایران و منطقه میباشد نقد او بر همه پرسی همراه با حق تعیین سرنوشت و حتی حق تجزیه ملت ها همراه میباشد ، زیرا در تفکر او انسان و ازادی در هم امیختهVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

4

25 septembre, 19:46

Gérer

Hamidresa Bourhani

من خوب متوجه نمیشوم!!! یک گروه انسانی پرسشی را به همه پرسی میگذارند و اگر این همه پرسی اشتباه باشد رهبر های آنها میباید محاکمه شوند؟ فرض میگیرم این همهپرسی و استقلال کورد های عراق کشوری جدید را بوجود آورد و این تغییر جغرافیای سیاست, تعادل سیاست منVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

3

25 septembre, 20:51Modifié

Gérer

Farhang Ghassemi

شما اقاى برهانى گرامى مقاله را خوب نخوانده اید. همه مردم مسولیت حقوقى ندارند. رهبران و حاکمیت ها مسولند.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 02:03

Gérer

Hamidresa Bourhani

آقای قاسمی گرامی,
مطلب شما را من خوب متوجه شدم, اما نظر شخصی خودم را با شما به اشتراک گذاشتم.
برای من کشور عراق تا قبل از جنگ جهانی اول وجود نداشته و به این دلیل تاریخچه همبستگی ملی نیز میان ملیت های ساکن آنجا وجود ندارد.Voir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

5

26 septembre, 06:48Modifié

Gérer

Mahtab Ghorbani

من با خواندن این مطلب پاسخ تمام پرسش هایم در این منظر را یافتم، من دوستان کرد بسیاری دارم ،که برایم عزیزند ،از ابتدای مطرح شدن بحث جدایی کردستان ،مدام به مصائبی که دوستانم داشته اند می اندیشیدم ،اما در دلم کفه ی مخالفت با این امر سنگین تر بود،ترس از باVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 01:14

Gérer

Leila Simaee

خانم ببخشید اکر به فقط ۵٠٠ سال قبل از کذشته تاریخ ایران نکاه کنید، میبینید که تمام شاهان ان با کمک و تجاوز انکلیس یا کمک و همیاری مستقیم امریکا سر کار امده اند. اکر قضیه شقه شقه کردن باشد این کردستان است که به وسیله اروبا به این روز درامده. به نظر من اVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 10:39Modifié

Gérer

Nader Moftakhari Rad Leila Simaee میبخشید، چه کسانی از کوه های افغانستان پایین آمدند و ایران جدید؟!؟! را تشکیل دادند؟!درضمن از کی محوریت خاور میانه شده است کردستان عراق؟! تاریخ و سرزمین و پیشینه ایران هم سند دارد و و هم در کلیه کتابهای مرجع کشورهای پیشرفته حی و جاضر است! هر قدر که بخواهید! من هم تمام هموطنان کرد را صمیمانه دوسِت دارم و اگر شیطنت های قدرتهای جهانی پیشگیری شود بنده هم از استقلال آنها خرسند خواهم شد ولی بواقع اینگونه است؟

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre26 septembre, 16:44

Gérer

Gholam Kashefinia

جناب قاسمی بیشتر توضیح بدهید تا که تضادسیاسی تنها ،خواننده را که به تغیرات منطقه علاقمند است و کنجکاو بدون جهت گیری، ارضا نمیکند. .ممنون
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre26 septembre, 02:15Modifié

Gérer

Farhang Ghassemi

شرائط این همه پرسى باتوجه به سه موردیکه در متن أورده ام از نظر من برنامه ریزى و مذاکره نشده است. در این وضعیت تازه اگر تغییرى نیز انجام پذیرد به نفع مردمان کرد نیست. در مقالات دیگر نوشته ام اینده خاورمیانه را بسیار وخیم میبینم.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 20:27

Gérer

Mitra Salar

درسته و نه تنها قدرت مردان بلکه روشنفکرانی که مردم را گمراه میکنند نیز محاکمه شوند
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 05:24

Gérer

Farhang Ghassemi

درست میفرمایید اشتباه روشنفکر حتى مهم تر از اشتباه اهل قدرت است.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre27 septembre, 22:51

Gérer

Siamak Golparvaran

مرز کشی در دنیای امروز نشانه عدم رشد فرهنگی است ولی مشکل اصلی خونهائی است که بر سر این جهل ریخته خواهد شد و در انتها هیج نتیجه ای حاصل نمیگردد .اسم این را سوق ملت بسوی خودکشی نمیتوان نامید؟ هنوز پیشمرگ؟هنوز اتکا به برنو؟
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 08:12

Gérer

Hossein Ahadi

بزودی از سوی عمو سام گروه خرید نفت وارد کار میشوند.بعد نوبت پایگاه های نظامی است و همکاری صمیمانه تر با موساد اسرائیل. .مسعود بارزانی خواب خوشی برای منطقه کشیده است و جز این از او انتظاری نمی رود
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

26 septembre, 09:18Modifié

Gérer

Leila Simaee

این خواب خیلی قبل از اینکه ما و مسعود بارزانی متولد شوند در خاورمیانه کشیده شده. مکر رضا خان را جه کسانی سر کار اوردند کسی که در قتل و عام و کوج دادن تمام مردم غیر فارس ایران یک جلاد به تمام معنا بود و بسرش را که مستقیما از اسرایل و امریکا خط میکرفت. بVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 10:52Modifié

Gérer

Hossein Ahadi

خیلی شتابزده از تاریخ گذشتید.من طرفدار هیچکدام از این اسامی که نام بردید نیستم و به تحولات و استقلال ملل طور دیگری فکر میکنم که مثل شما در چند سطر خلاصه نمیشود .اما تاریخ رهبران کرد بویژه این خانواده بارزانی همیشه فرصت طلبی های تاریخی و اپورتونیسم را خVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 11:38Modifié

Gérer

Jahan Shadanlou

جناب قاسمی ممنون از نوشته شما بدرستی نوشته و توضیح داده اید و البته این رفراندم من را به یاد رفراندم آری یا نه. اقای خمینی انداخت که مردم بدون فکر به ان رای دادند و بعد از ۴۰ سال هنوز مردم ما تقاص. پس میدهند و کسی هم پشت ان نبود .
حالا این رVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 14:22

Gérer

Farhang Ghassemi

من هم در باره رفراندم همین فکر را میکنم. اصولا رفراندم در کشور هاى استبداد زده و فقیر درست نیست. رفرندام در دموکراسى ها میتواند و نه همیشه تعین کننده سیاست تازه اى باشد نه در هرج و مرج ها و دیکتاتورى ها.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 20:34

Gérer

Hamid Hamidzadeh

یک بام و دو. هوا. نمی شه
اکرخوبه. براى. همه خوبه
اکر. بده. براى. همه
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

27 septembre, 16:58

Gérer

Abdollah Rezaie https://l.facebook.com/l.php…

تشکر بارزانی از نتانیاهو «سیروان بارزانی» فرمانده نیروهای کُرد پیشمرگه از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی به دلیل…
MEJALEHHAFTEH.COM
J’aimeAfficher plus de réactions

RépondreSupprimer l’aperçu

1

26 septembre, 19:15

Gérer

Abdollah Rezaie https://l.facebook.com/l.php…

دولت عراق کنترل مرزهای کردستان عراق را به دست گرفت.
IR.SPUTNIKNEWS.COM
J’aimeAfficher plus de réactions

RépondreSupprimer l’aperçu26 septembre, 19:46

Gérer

Syamk Babay

فکر میکنید دولت عراقى وجود خارجى دارد؟
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre26 septembre, 20:19

Gérer

Farrokh Livani

بریده باد دستی که به خاک ایران دراز شود .
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

26 septembre, 20:38

Gérer

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

27 septembre, 23:18

Gérer

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

1

27 septembre, 23:19

Gérer

J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

27 septembre, 23:19

Gérer

Hamid Shabany

حقوق سیاسی را مردم با آمدنشان به خیابانها و دادن رای در رفراندوم تعریف کردند.
فهم حق و حقوق سیاسی که پشتوانه اش مبارزات چند دهه علیه بی حقوقی همه جانبه است را مردم با این دو عامل مبارزه طولانی، رنجها، و دست آخر با ابراز وجود در رفراندوم پاسخ دادند.
بقیه بحث فول گرفتن دستور زبانی و گرامری است.Voir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre28 septembre, 02:09

Gérer

Mehran Mehraban

چنین حقی‌ (تجزیه طلبی) در قوانین بین الملل وجود ندارد.
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

28 septembre, 05:10

Gérer

Davood Farzam

ای کاش می‌توانستم
ــ یک لحظه می‌توانستم ای کاش ــ
بر شانه‌های خود بنشانمVoir plus
J’aimeAfficher plus de réactions

Répondre

2

Hier, à 02:18

بدون نظر

پاسخ دادن