بخش دوم: انتخابات ایران وگزینه شرافتمندانه

بخش دوم: انتخابات ایران وگزینه شرافتمندانه

472
1
SHARE

کانال رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه وبیان تقدیم می کند:
بخش دوم: انتخابات ایران وگزینه شرافتمندانه
میهمان: فرهنگ قاسمی
مجری برنامه: سیروس ملکوتی

تصویربردار وبخش فنی: فرشاد با دستیاری داوود.

پاریس، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ برابر با ۳۰ آوریل ۲۰۱۷
تهیه شده توسط سایت رنگین کمان

1 نظر

  1. دوستان این مسئله ی مهم را فراموش نکنید. اخلاق و شرافت انسانی جوانمردی و سخاوت و مردی و زنی کودکی و پیری و خلاصه هر انسانی بوده و در مملکت ما افتخارآفرین بوده است را روحانیون شیعه تخریب کرده اند و جایش را هرزهگی و بیشرفی و حاج آقا بازی و چادر و حجاب بر سر این همه فساد کشیده اند. در خبرها آمده که بیش از صد دختر و پسر را در قم و در کنار قبر معصومه در حال رقص و پایکوبی دستگیر کرده اند. این اختلاط سالم بد است اما فاحشگی و اعتیاد و بیشرفی و دزدی و غارت خوب است به شرطی که تلکه اش برود به جیب آخوند نانجیب. امروز روسپی گری و فحشاء دامان تمامی خانواده های ایرانی را در بر گرفته است. جالب است که این روسپی گری فقط از آن زنان و دختران زیر بیست و پنج سال و سی سال و تا حتا سیزده چهارده ساله نیست و جای بسیاری خوشبختی اسلامی ست که نهال مصلحین و پاکان به بار نشسته و پسران ایرانی نیز به نوبه خود ملعبه دستان نازک زنان ثروتمندانی هستند که آنها نیز از دیگ پر برکت ولایت دخترکان را اغفال می کنند و ده تا ده تا با خریدن از ادکلن گرفته تا ساعتهای گران قیمت تا لباس و تا اتومبیل و تا آپارتمان برای این فاحشه گان لوکس چه دختر و چه پسر پیش می روند. و اما باید از حجاب و ناموس روحانیون که در واقع قاب صندوق آنها ست با توپ و تفنگ و کارد و خنجر و شکنجه و زندان محافظت کرد. بله اختلاط بد است و روسپی گری علنی بشرطی که تلکه اش برود در جیب آخوند و پاسداران ولایت و بسیجیان کارد در کف بسیار خوب است. صیغه هم البته از واتجبات آنهایی ست که در پی بهشتی هستند که تا جامعه را بسوی جهنم پیش ببرند و برده اند. من به عنوان دانشجوی علوم اجتماعی با چندین دختر جوان که در خیابانهای تهران و اصفهان تن فروشی می کردند همسخن شدم. واقعا تمامی معیارهای جامعه از هم فروپاشیده است. فقط یک قیام ملی بر علیه روحانیون بر قدرت است که می تواند ایران را نجات دهد. بنده شخصا هم از طریق فامیل و هم با کنجکاوی با سه فرمانده پاسدار که واقعا ایرانی مانده اند صحبت کردم. آنها هم دلشان خون بود. سخن ارزشمندشان این بود که حتا در سال هشتاد و هشت اگر مردم دو سه روز ادامه میدادند بدنه ی سپاه به کمک مردم می آمد اما مردم گول اصلاحطلبانی چون خاتمی را خوردند. تنها راستگویشان موسوی بود که اراده کرده بود بسوی مردم بیاید کروبی را نیز به سوی خود کشید. اما او و آنها هم میخواستند ما را بسوی دوره ی طلایی امامشان ببرند. در پایان بدبختی مردم ایران فقط این رژیم خوانخوار خونریز نیست. بلکه بدبختی این اپوزیسیون نا کارآمد و سترون نیز هست که نمی تواند یک انسجام پیدا کند. حیف ایران مردم که چنین اپوزیسیونی دارد. حیف. مرگ بر حکومت اسلامی چه داعشی و چه ولایی

پاسخ دادن