رزمندگان آفرینش: رضا دقتی

رزمندگان آفرینش: رضا دقتی

229
0
SHARE

ساعتهای متوالی نگاهش میکردم او با تمرکز کامل در مقابل آن حجم موقت ایستاده بود
.رو در روئی عجیبی بود

با نگاه دنبالش کردم که با قدرت تمام, انگشتانش را در خاک مرطوب فرو میبرد و به گونه ها وچشمان آن شکل میداد, گاهی شکل بد فرم را درهم میکوبید و دوباره آغاز میکرد

…دوباره و دوباره

ولی فقط این نبود

او را دیدم که با دقت وتوجه و با کمال محبت به جستجوی شکلی متوازن میگشت که ناگهان صورتی از میان دستانش پدیدار شد؛
صورت مردی ناتمام و خام گونه که با خطی ظریف لبخندی بر آن صورت نشاند

در دانشکده هنرهای زیبای اربیل, در قلب تغیرات خلاقانه دانشجو, به نظر میرسید که که زن جوان به پایان تلاش خود رسیده بود

.او گفتگوی ساکتی را با خاک رس به پایان میرساند و به عبارتی با دستانش تولدی نو آغاز کرده بود
.من همیشه فکر میکردم که زن دارای قدرتی خلاق است که زندگی میبخشد

.در همین هنگام سرنوشت زنان کرد به ذهنم رسید که با خود گذشتگی , در خانه و سنگر , در سایه و روشنایی , درغم و شادی , در بهار و زمستان و در مابین جنگ و صلح که مدام در جنگ و مقاومت هستند
.گذشتگان میگویند که برای تولدی دوباره باید یک بار به دنیا آمد
.انتقال فرهنگ سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر به هویت یک ملت شکل میبخشد
.گاهی سایه ای ناآگاهی را تاریکتر میکند ولی امروز زندگی بیش از همیشه به امید بدل شده است
رضا دقتی

​نوشتار به قلم راشل دقتی
:امید, گذیده ای از کتاب
کردستان, تولدی دیگر

بدون نظر

پاسخ دادن