دگماتیسم چیست؟: جهانشاه رشیدیان

دگماتیسم چیست؟: جهانشاه رشیدیان

122
0
SHARE
مفهوم دگماتیسم، Dogmatism ، را میتوان در فارسی تعصب افراطی با همان بار مذهبی و عقیدتی معنی کرد و با بار منفی به نگرش هائی اشاره می کند که بدون شک وتردید, Scepticism, باور می شوند. دوگما Dogma در یونانی به معنی عقیده است و پسوند ism به معنی گرایش است که تا حد اصول، یک ایدئولوژی و یک نظریه قابل تفسیر است. لذا با این پسوند دگماتیسم به معنی قبول منش یا ایده ای بدون انتقاد است.
با چنین تعریفی، دگماتیسم نیازی به اثبات و شهود ندارد بلکه بنا به یک ایدئولوژی، مذهب یا آموزش همیشه خوب مطلق است — حتی اگر با معیارهای رایج و منش اکثریت مردم همگون نباشد. دگماتیسم خود را از هر انتقادی مبری می داند و انچه دیگران گویند یا اثبات کنند برای پیرو دگماتیسم, یا دگماتیست, مهم نیست بلکه حتی میتواند توطئه محسوب شود. کماکان بسیاری از دگماتیست ها اگاهی کافی از دگماتیسم خود ندارند و دگماتیسم خود را انکار می کنند.
مرحله ای از تکامل دگماتیسم به فناتیسم میرسد که به گمان من تعصبی کور بین روانپارگی و اعتقادات افراطی مذهبی / ایدئووژی است. در این مرحله هیچ سازشی با فرد فناتیک مقدور نیست و دگماتیسم در این فرد بدون مانعی اخلاقی رو به دشمنی با دگراندیش است. لذا میتوان دگماتیسم را خطری بالفعل برای سقوط در بیماری روانی Psychopathy نامید که در بسیاری از دیکتاتورهای جنایتکار تاریخ مانند هیتلر، استالین، پل پت، مائو، خمینی… مشاهده شده. نوع دیگر انرا در پیروان فرقه های مذهبی یا راست / چپ افراطی میتوان یافت که بدون هیچ تردیدی با دگم های کلیشه ای خود جهان را می بینند و خواستار تغییر رادیکال جهان هستند. چنین افرادی بیش از هر بحثی علمی / فلسفی به تکرار شعارهای کلیشه ای و یا تهدید و تخریب دگراندیش متکی میشوند.
در فلسفه دگماتیسم در تضاد با اسکپتیسم, Scepticism , یا بینش انتقادی قرار دارد: دگماتیسم امکان میدهد تا فرد به یقین و قاطعیت اصولی پایبند باشد; از این جهت ابزاری لازم برای مذهب و ایدئولوژی می شود. دگماتیسم در رژیم های توتالیتر، یا تمامیت خواه، منشی است که دستگاه تبلیغاتی رژیم به شهروندان تحمیل می کند تا بدون منش انتقادی ضرورت حاکمیت را باور کنند.
در حوزه سیاسی، دگماتیسم در فاشیسم، نژادپرستی، ناسیونالیسم، مارکسیسم لنینسم و امروز اسلام سیاسی متجلی می شود. در نگاه پیروان این تعصبات، دگراندیشی مترادف دشمنی با منافع ملی، نژاد، طبقه کارگر یا اسلام است و به گواه تاریخ میتواند تا حد اعدام مجازات شود. تمام دوگماتیست ها با دموکراسی، آزادی عقیده و گاهی تا حد ازادی های فردی / خصوصی مخالفند و خاطی را مجازات می کنند. این وجه اشتراک دگماتیست ها گاهی باعث پیوند تاکتیکی انان می شود که ما در ایران و تاریخ معاصر جهان میتوانیم از پیوند چپ سنتی ایران با حکومت اسلامی یا پیمان دوستی استالین با هیتلر بین ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۱ نام بریم.
از منظر روان شناسی: پدر روانشناس، زیگموند فروید, Zigmund Freud , در مورد فرد مبتلا به دگماتیسم معتقد است، ” دگماتیست کسی است که جنون خود را اقرار نمیکند بلکه انرا ترویج می کند تا مدار تنگ فکری خود را محدود به خود نکند. روان شناس تحلیلی کارل گوستاو یونگ میگوید، Carl Gustav Jung, “ دگماتیست برای دفاع از احساس شک و تردید به نگرش آگاهانه مبدل می شود چون دگماتیسم چیزی جز پیش ـ جبران شک و تردید نیست.“
در این حوزه روان شناسی، به گمان من دگماتیسم خطای شخصیت دگماتیست و انعکاس روانی او با توجه به شرایط محیط است. به همین دلیل تمام دگماتیست ها دلیل دگماتیسم خود را نمیدانند بلکه به این دلیل روانی انرا در منش و افکار خود منعکس می کنند وبه همین دلیل میوانند از دگمی به دگمی یا افراطی به افراطی تغییر رادیکال یابند. دگم ها انقدر با سماجت در شخصیت فرد لانه می کنند که فرد دگم بودن انان را باور نمی کند تا حدی که دیگران را به دگماتیست محکوم میکند. تصویری غیر متعارفی از این را میتوان در حکومت های توتالیتر دید که رسم است برخی از مخالفین خود را به عنوان بیمار روانی برای درمان در اماکن روان درمانی محبوس کنند. جالب اینجا است که روانشناسان و روانپزشکان چنین حکومتی، اگر بر خلاف سوگند خود مزدور نباشند، بدون شک خود ذوب شده در دگماتیسم ایدئولوژی / مذهبی می شوند تا حدی که دگر اندیشان را “دگماتیست” و “بیمار” تلقی می کنند!
جهانشاه رشیدیان

بدون نظر

پاسخ دادن