قالب کردن جلاد بجای شهید (خامنه ای)

قالب کردن جلاد بجای شهید (خامنه ای)

228
1
SHARE

علیرضا یعقوبی

خامنه ای طی هفته گذشته ابتدا در سالمرگ خمینی بر سر قبر او به کسانیکه می خواهند درباره حوادث دهه ۶۰ تحقیق و قضاوت کنند، توصیه کرد که جای «جلاد – شهید» در آن قضایا عوض نشود. او دو روز بعد طی یک دیدار با افرادی که «دانشجویان و نمایندگان تشکل های دانشجویی» خوانده می شدند، اعلام نمود: “اینکه در وضعیتی که ما این‌همه مسائل مهم فرهنگی در کشور داریم، حالا فرض کنیم فلان آهنگ قبل افطار پخش بشود یا نشود، این می‌شود مسئله اصلی، نامه‌نگاری می‌کنند؛ این پیداست که این دستگاه اختلال پیدا کرده، مسئله اصلی را از فرعی تشخیص نمی‌دهند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا شما آتش به‌ اختیارید”.

هر دوی این مطالب چیزی جز بیان عجز و ناتوانی و درماندگی و استیصال نیست. هر تاریخ نگار و مورخ و محقق تاریخی مسلما از هر شیوه و اسلوب فکری هم که پیروی کند، در برخورد با حقایق تاریخی و وقایع اتفاقیه راهی جز تسلیم ندارد. در تاریخ سراغ نداریم که جای «اعدام کننده» با «اعدام شده» عوض شده باشد. جز در «نظام ولایی» که در آن خامنه ای عاجزانه در تلاش است که «جلاد» رئیسی را «شهید» البته از نوع زنده آن به جامعه قالب کند. البته نتیجه چنین تلاشی را خامنه ای در ۲۹ اردیبهشت ماه سال جاری بعینه مشاهده کرد اما وقاحت آخوندی کجا و درس گیری از تاریخ حتی جاری کجا؟. خودشیفتگی عجیب خامنه ای علیرغم دهها بار تو دهانی خوردن از مردم بازهم هم او را که خود یک طرف دعواست اینبار به توصیه آنهم به مورخان واداشته است!.

بسیاری از شاهدان آن برهه تاریخی هنوز زنده اند و در هر دادگاهی می توانند بر آنچه که بر آنها و نسل آنها رفته است ، شهادت دهند ، پس باید با ضرس قاطع عنوان نمود که تاریخ درباره آنچه که بر ایران و ایرانی در دهه ۶۰ رفته است قضاوت خود را کرده است و جوشش همان خونها است که امروز خامنه ای را چنان در گوشه رینگ قرار داده است که توده مردم علیرغم اشراف و آگاهی بر جنایات این رژیم از یک سو و اصلاح ناپذیری آن از سوی دیگر تنها و تنها بخاطر نشان دادن دهان کجی و مخالفت خود با «اراده مرجع» یا «اراده ولی فقیه» است که پای صندوق های رآی حضور می یابند تا بر آن سخن طرف مقابل در برابر ولی فقیه صحه گذارند: «روز انتخابات یک بار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند “آنهایی را که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند.”» (۱) هر چند که در آن جنایت هم مردم بخوبی می دادند که کسی که امروز این سخنان را بر زبان می آورد، «شریک دزد» و جانی بوده است اما تاریخ او را حتی برای تآمین فرصت طلبی اش هم که شده، «رفیق قافله» ساخته است پس خامنه ای نیاز نیست راه دور رفته و محققان را به قضاوت خوانده که جای «جلاد- شهید» را عوض نکنند در حالیکه عوامل و اجزای همین رژیم گواهی می دهند که در او و دیگر عوامل رژیم در طول ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان بلد بودند. خامنه ای اول از همه رئیس جمهور خود را قانع سازد، توصیه به محققان و تاریخ نگاران پیشکش!!.

در سخنرانی دوم خامنه ای که ادامه همان بخش ناتمام مانده سخنرانی قبلی او بوده، همگان را در این حقیقت به اجماع می رساند که پاشنه در این رژیم همواره بر سرکوب و قتل و غارت و قانون گریزی مداوم چرخیده و قانون خود نوشته در چنین رژیم مادون تاریخی چیزی نیست جز در خدمت سرکوب و جنایت. می گویند حفظ حرمت مسجد بر متولی آن واجب است، خوب هزاران هزار نفر بطور مشخص از حضور در قوه مقننه مستفیض شده و از آن نان می خورند تا وضع قانون کنند. حال کسی که بر جایگاه رهبری رژیم تکیه زده است به راحتی آنهم بخاطر مسائل فرهنگی تا حد پخش «دعای ربنا»ی یک استاد مسلم قرائت قرآن در رسانه به اصطلاح ملی توصیه به «آتش به اختیار» می کند. دیکتاتور حتی از چنان ظرفیتی در حد پخش دعای ربنا هم برخوردار نیست تا آنکه کسانی بخواهند با او راه اصلاح و اصلاح طلبی را بروند همانی که برای جلوگیری از پخش دعای ربنای آقای شجریان، با بکارگیری الفاظ نظامی همچون «آتش به اختیار» که تنها در حیطه نظامی و نظامی گری قابل استفاده است، از اراذل و اوباش وابسته به خود می خواهد که قانون گریزی پیشه کرده تا مبادا چیزی جز «اراده مرجع» اتفاق بیفتد چون همانجااست که رژیم ترک برداشته و دیگر سنگ روی سنگ بند نمی آید. ناگفته نماند که روشنفکران این وطن قبلا در جریان قتل های زنجیره ای و توطئه سقوط انوبوس هنرمندان و شاعران و نویسندگاه به ته دره و خلاصه پروژه «مرگ درمانی» طعم «اتش به اختیار» خامنه ای را چشیده بودند و مطلب حاضر چیز تازه ای نیست

روی دیگر بکارگیری لفظ نظامی «آتش به اختیار» چیزی نیست جز آشفتگی و بهم ریختگی کل رژیم که از کنترل فرماندهی و رهبری آن خارج شده است. مگر در عرصه نظامی گری «اتش به اختیار» را جز در موارد فروپاشی و از هم گسیختگی نیروهای نظامی حاضر در صحنه جنگ که راه به بهم ریختگی سلسله مراتب نظامی برده، به هر فرد مسلحی اجازه می دهد که «آتش به اختیار» بوده و شاید با ترویج آنارشیگری بتوان از فروپاشی سیستم و نظام حاکم جلوگیری بعمل آورد؟. ما سالهاست که بر این واقعیت تاکید داریم که هیمنه ولی فقیه رژیم فرو ریخته است و رژیم در سراشیب سرنگونی حتی از آتوریته رهبری هم برخوردار نیست حال خامنه ای خود بر این ادعای ما صحه می گذارد. کنترل چنان از دست او خارج شده است که بیاد سال ۶۰ و جریان اولین رئیس جمهور رژیم افتاده است. آری او برای کنترل جناح دیگر رژیم که او را به چالش کشیده است به نیروهای سرکوبگر رژیم در قتل و جنایت، «اتش به اختیار» می دهد آنهم نیروهای فربه شده از دهها سال دزدی و چپاول و غارتگری و ویژه خواری . این چیزی نیست جز آخر خط دیکتاتوری و بن بست کامل و با ایستادن تمام عیار در برابر اراده ملت. فاعتبروا یا اولی الابصار. آیا اعتراف به چنین بن بستی آنهم از سوی عالیترین مقام رژیم بسادگی بدست آمده است؟!.

علیرضا یعقوبی
۱۳ جون ۲۰۱۷

پاورقی:

۱- از سخنان انتخاباتی حسن روحانی در همدان.

 

قالب کردن جلاد بجای شهید (خامنه ای)

1 نظر

  1. تو این عکس بالا خامنه ای خیلی سکسی شده. اینهو جنده های شهر نو که یهو چادر از سرشون برمی داشتن تا فاسقشون بکنه توش بیفته روش. به من گفتن که پریشب تو بیت رهبری شب شعر و مشعره بوده. آقا شلوار تنک وار شده بوده. شلوار آقا در واقع زیر شلواری بوده و دلک آقا پیدا بوده. همه مریدان آلت بدست منتظر آقا بودند آقا با خنده ای ملیح از اونا پرسیدن: چتون شده؟ مریدان همگی گفتند که > آقا سرشو نیگاه کن این ست آتش بی اختیار. و آقا سر یکی یکی آتیشا نسشته و بر خاسته. بعد مریدان همگی زیر و بالای آقا رو لیسیدن تا برسند به لقاالله. بعد هم نوار گوگوشو گذاشتن که میگه:
    آقا خوبه٬ آقا خوب و نازنیه٬
    آقا آونجاشون گشاده٬
    به گشادی تقاره٬
    شکمشون اینهو شکم خوک!
    شبشون مثل حماره!
    آقا اونجاشون گشاده٬
    پشتشون رو به دیواره٬
    اونجاشون نقاره خونه٬
    مثل گاله ی خیاره!
    آقا خوب و مهربونه٬
    آقا اونجاشون میسوزه٬
    چراکه آتیش به اختیاره
    دیگه نه میزون و اندازه و متری
    تا دسته رفته و آقا تو فکره٬
    آونم اما که چه فکری!
    فکر مرد قلچماقه٬
    آقا خوب و مهربونه٬
    آقا چیزش آویزونه٬
    ذوبی ها زانو زده
    بهر تبرک٬
    هر یکی لفتی و لیسی٬
    گاهیم افتی و خیزی
    بعدشم اغزی و لیزی
    هی تو می رفت و بیرون شد
    آقا خوب مهربونه
    آونجاشون قدری کبوده
    بیت آقا فایشه خونه
    پسرش بلیط فروشه
    دخترش به کپل لخت
    پسوناش گل انداخته و ترد
    برا ذوئبا که مفته!
    مجتبا که ایدز گرفته
    پیش سلطان جماران انگاری که واگرفته
    آقا خوب و مهربونه.
    آقا اونجاش حونآلده.
    که ناگهان برق رفت و ذوئبا زدند توی سر خودشون و ًران و مفاتیح و منازل الاخره و خوردن از آونجای آقا ذتا خرخره تا بروند انشاءالله تو بهشت.
    بنده نه شاعرم اما رفتم القصیده الانتریه فی احولات رهبری لداطیه که در محراب بر هودش و بر اهل بیتش ریده را خواندم و من هم سر ذوق آمام و سر قدم رفتم و بر سر آقا حلوای متهضم ریختم. متهضم یعنی هضم شده. اینرو آقا خودش بهم یاد داد. آقا نذر کرده روزی یه جوون رو از پیش و از پشت بکشه رو خودش.

پاسخ دادن